کد مطلب:276852 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:97

كشته شدن هفتاد هزار نفر در گمرك بصره
سپس حضرت به سمت راست خود نگاهي انداخت و به برخي از اصحاب خود فرمود: ميان شما و «ابله» [1] چقدر مسافت است؟

منذر بن جارود عرضه داشت: پدر و مادرم فداي شما باد، چهار فرسخ فاصله است.

حضرت فرمود: راست گفتي. قسم به پرودگاري كه محمد صلي الله عليه و اله و آل پاكش را براي هدايت مردم براستي برانگيخت و او را به پيامبري گرامي داشت و حضرتش را به رسالت ممتاز نمود، از آن حضرت شنيدم همچنانكه شما از من مي شنويد كه آن حضرت فرمود:

«يا علي! هل علمت أن بين التي تسمي البصرة و تسمي الابلة أربعة فراسخ و سيكون في التي تسمي الأبلة موضع أصحاب العشور يقتل في ذلك الموضع من امتي سبعون ألفا، شهيدهم يومئذ بمنزلة شهداء بدر.

فقال له المنذر: يا أميرالمؤمنين! و من يقتلهم فداك أبي و امي؟

قال: يقتلهم اخوان الجن و هم جيل من الناس كأنهم الشياطين: سود ألوانهم، منتنة أرياحهم، شديد كلبهم، قليل سلبهم، طوبي لمن قتلهم و طوبي لمن قتلوه. ينفر لجهادهم في ذلك الزمن قوم هم أذلة عند المتكبرين من أهل ذلك الزمان مجهولون في الأرض معروفون في السماء، تبكي السماء عليهم و سكانها و الأرض و سكانها، ثم هملت عيناه بالبكاء»

«اي علي! آيا ميداني بين آن سرزمين كه نامش بصره است و بين آن جائي كه



[ صفحه 125]



نامش «ابله» مي باشد چهار فرسخ است و در آينده زماني فرا خواهد رسيد كه در «ابله» كه محل اصحاب عشور- مركز گمرك - است تعداد هفتاد هزار نفر از امت من كشته شوند كه شهيدان ايشان در آن روزگار بمنزله ي شهداي بدر خواهند بود.

منذر بن جارود عرضه داشت: يا اميرالمؤمنين پدر و مادرم به فدايت چه كسي آنها را مي كشد؟

فرمود: برادران جن آنها را مي كشند و آنها گروهي از مردمند كه گوئي همانند شياطين مي باشند. صورتهايشان سياه بوهايشان متعفن، اذيت و آزارشان بسيار و غنائمي كه به دست مي آورند بسيار ناچيز و اندك است، خوشا بحال كساني كه اين شيطان صفتها را بكشند و خوشا بحال كساني كه به دست آنها كشته شوند. گروهي براي جهاد با آنها در آن زمان حركت مي كنند كه در نزد متكبران خوار و ذليل: و در روي زمين مجهول و ناشناخته و قدر و منزلتي ندارند ولي در آسمانها مشهورند أهل آسمان و زمين بر آنها گريه مي كنند.

سپس اشك از ديدگان مباركش سرازير گرديد. آنگاه در دنباله ي سخنان خود فرمود: «و يحك يا بصرة، ويلك يا بصرة»

«خوشا به حالت اي بصره! و بدا به حالت اي بصره!»

منذر به جارود عرض كرد: يا اميرالمؤمنين! معناي «ويح» چيست؟ و معناي «ويل» كدام است؟ و از ناحيه ي «غرق» به مردم بصره چه خواهد رسيد؟ فرمود: اي منذر! «ويح» باب رحمت است و «ويل» باب عذاب است. اي منذر! مردم بصره حوادث بسيار سختي در پيش خواهند داشت كه يكي پس از ديگري به وقوع خواهد پيوست.

يك حادثه ي آن اين است كه: برخي بر برخي مسلط شوند و از همديگر بكشند. حادثه ي ديگرش اين است كه: فتنه اي به وجود آيد كه در اثر آن شهر ايشان خراب، منازلشان ويران، و اموالشان نصيب ديگران گردد، و مردانشان كشته شوند، و زنانشان اسير و بي سر و سامان و قرباني گردند. اي واي كه داستان آن زنان چه اندازه عجيب و بهت آور است.

حادثه ي ديگر آن، فتنه ي «دجال بزرگ يك چشم است» كه به بصره مي آيد و چشم راست او «ممسوح»، شكاف و حدقه اي ندارد و چشم ديگرش همانند پاره ي خون، چون



[ صفحه 126]



دانه ي انگوري كه بر روي آب قرار گرفته باشد برآمدگي دارد و گروهي از مردم بصره به تعداد كساني كه در «ابله» كشته شده و به فيض شهادت رسيدند، از او پيروي نمايند، و كتابهاي مقدس «انجيل» به گردن خود بياويزند و گروهي كشته شوند و گروهي هم فرار كنند. و حوادث ديگر عبارت است از: زمين لرزه، باريدن سنگ و مانند آن - يا نزول بلا از آسمان - فرو رفتن به زمين- يا خراب شدن عمارتها و ساختمانها- مسخ شدن، قحطي و گرسنگي شديد كه براي فرد فرد مردم بصره ظاهر شود، و سپس مرگ سرخ خواهد بود- و مرگ سرخ - همان «غرق» است.

اي منذر! بصره به جز نام فعلي آن در كتب پيشينيان سه نام دارد، خريبه، مدمر-يا تدمر- و موتفكه كه به معناي زيرو رو شده مي باشد.

اي منذر! قسم به پروردگاري كه دانه را شكافت و انسانها را آفريد، اگر بخواهم، مي توانم شما را از هر قطعه قطعه زميني كه چه وقت خراب مي شود، و چه وقت آباد مي گردد تا روز قيامت، خبر دهم». [2] .

با توجه به روايات ياد شده و ملاحظه ي خطبه ي اميرالمؤمنين عليه السلام و مطالعه ي حوادثي كه درباره ي بصره نقل شد، اين نتيجه به دست مي آيد كه: بيشتر رواياتي كه در مورد «بصره» از پيشوايان معصوم عليهماالسلام نقل شده، رواياتي است كه غالب آنها از وقايع آينده و حوادثي كه در طول تاريخ در بصره روي مي دهد خبر داده و از معجزات أئمه ي معصومين عليهماالسلام محسوب مي شود، نه اينكه همه ي آنها جزء علائم نزديك به ظهور باشد.

ولي با اينهمه: اين نكته را هم نبايد از نظر دور داشت كه در بخشي از روايات خصوصا در رواياتي كه از حركت انقلابي ايرانيان پيش از ظهور مبارك حضرت ولي عصر -عجل الله تعالي فرجه- به رهبري سيدي جليل القدر از دودمان أهل بيت عليهم السلام پيشگوئي شده است، پيشوايان معصوم عليهماالسلام خراب شدن شهر بصره را يكي از علائم بسيار نزديك به ظهور دانسته اند و بخصوص در چندين روايت، به اين موضوع تصريح فرموده اند [3] .



[ صفحه 127]




[1] در كتاب «معجم البلدان» مي نويسد: ابله، به ضم الف و باء و تشديد و فتح لام، شهري است بر كنار دجله در زاويه ي خليج كه به بصره داخل مي شود و پيش از بصره بنا شده و آنرا «ابله البصره» نيز مي گويند. و دهخدا در كتاب لغتنامه مي نويسد: شهري است از عراق و آب از گرد وي برآيد، و بر مغرب دجله است.

[2] نهج البلاغه ي فيض ص 65-63 خطبه 13 و 14، شرح نهج البلاغه ي ابن أبي الحديد ج 1، ص 267-251، شرح نهج البلاغه ابن ميثم ج 1، ص 394-289- منهاج البراعه ج 3، ص 202-197، بحارالأنوار ج 32، ص 258-253 و كتب ديگر.

[3] براي اطلاع بيشتر به كتاب الزام الناصب ج 2، ص 161-160 و غيبت نعماني ص 275، طبع صدوق، باب 14 حديث 55، و ارشاد مفيد ص 361، طبع بيروت و ترجمه ي فارسي آن ج 2، ص 253، حديث 23 مراجعه فرمائيد.