کد مطلب:276866 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:80

يك مقايسه
برخلاف شيوه ي زمامداري خليفه ي دوم «عمر بن الخطاب» كه از موالي و ايرانيان خوشش نمي آمد و از آنها بشدت دوري مي نمود، علي عليه السلام كه پيوسته از اين طرز رفتار و روش ناپسند و سياست خشونت آميز عربي در رنج و عذاب بسر مي برد، پس از آنكه زمام امور حكومت اسلامي را بدست با كفايت خود گرفت، بي پروا موالي و نومسلمانان عجم و افراد ايراني نژاد را بخود نزديك ساخت.

و همچنانكه پيش از دوران زمامداريش به نژادهاي ديگر نيز عنايت داشت، پس از آنكه مركز حكومت اسلامي را بكوفه منتقل نمود با يك آينده نگري درست و صحيح، زمينه ي شركت ايرانيان را در مكتب اسلام و قرآن فراهم نمود و چون هوش و استعداد و اخلاص و ايمان ايرانيان را در مسلماني تشخيص داد، به آموزش و پرورش آنان همت گماشت و افرادي مانند «ميثم تمار» خرمافروش عجم، كه از اهل «هجر» و بحرين بود



[ صفحه 138]



و يك فرد ايراني بشمار مي رفت از صاحبان سر و اسرار خود ساخت و او را در كنار كميل بن زياد نخعي دوش بدوش يكديگر بر سر يك ميز آموزش داد و به وي اسرار ولايت آموخت و بدينوسيله زمينه ي گسترش دين پاك اسلام و پرتو نور ولايت را در سرزمين ايران فراهم ساخت. و لذا درباره ي عنايتهاي ويژه ي آن حضرت نسبت به ايرانيان در تاريخ آمده است كه «مغيره ضبي» هميشه در مقايسه ي ميان علي عليه السلام و خليفه ثاني «عمر» مي گفت: علي عليه السلام تمايلش نسبت به موالي (مسلمانان غيرعرب) بيشتر بود و «عمر» برعكس، از آنها خوشش نمي آمد و به شدت از موالي دوري مي نمود و بيش از هر كس ديگر از آنان گريزان بود. [1] .


[1] الغارات ج 2، ص 499.