کد مطلب:276872 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:76

سنت پرچمداري در گذشته و حال
در دنياي متمدن و جهان پيشرفته ي امروز در ميان همه ي دولتها و كشورهاي كوچك و بزرگ، و ممالك مستقل و نيمه مستقل جهان كه به اصطلاح آزادي از دست رفته ي خود



[ صفحه 146]



را بازيافته و به استقلال نسبي و ظاهري رسيده اند، رسم بر اين است كه: هر دولت و كشور در دنيا خواه و ناخواه داراي شعار مخصوص و پرچم ويژه اي است كه از بقيه ي دولتها و كشورها متمايز مي گردد.

چنانكه مي دانيم پرچم هر كشور در واقع رمز استقلال و نشاندهنده ي عظمت و مظهر نيرومندي آن كشور است، و گرچه بصورت ظاهر چند سانت و يا يكمتر پارچه اي بيش نيست، اما از آنجا كه رمز استقلال كشور به شمار مي رود، در نزد همگان محترم، و از جلوه و شكوه خاصي برخوردار است و چون نشانه ي استقلال و رمز آزادي محسوب مي شود در نظر سربازان و افراد نظامي بقدري پر شكوه و جلال است كه در پادگانهاي نظامي در برابر آن رژه مي روند و احيانا بدان سوگندمي خورند.

از اينها كه بگذريم هر گاه كشور مورد هجوم دشمن قرار گرفت به هنگام جنگ سربازان مدافع آن را به دوش مي كشند و در برابر دشمن آن را به اهتزاز درمي آورند و براي برافراشتن آن و جلوگيري از سرنگوني اش، فداركاريها و جان فشانيها مي كنند تا جائي كه حتي براي حفظ و نگهداري اش تا سرحد مرگ پيش مي روند و جان خود را نيز در اين راه فدا مي سازند، و اين حقيقي است كه همه ي ما امروز با چشم خود بالعيان آن را مشاهده مي كنيم.

خلاصه ي مطلب آنكه: سنت پرچمداري، و داشتن پرچم و همچنين برافراشتن پرچمها در موقع جنگ، و حفظ و نگاهداري آن، از جمله ي آداب و رسوم ديرين ملتها در طول تاريخ بشريت و از عادات هميشگي آنهاست و تنها مربوط به امروز نيست، بلكه سابقه ي تاريخي طولاني دارد.

در اين باره ابن خلدون در كتاب معروف خود بنام «مقدمه ي ابن خلدون» مي نويسد:

سنت پرچمداري از آغاز خلقت بشر تاكنون در جنگها معمول و متداول بوده و شعار مخصوص جنگ بشمار مي رفته و ملتها همچنان آنها را در رزمگاهها و ميدانهاي نبرد بكار مي برده اند و حتي در دوران رسالت پيامبر گرامي اسلام نيز اين سنت تداوم داشته و آن حضرت هم مانند ديگران در جنگهايي كه داشته، به اين سنت پاي بند بوده است.



[ صفحه 147]