کد مطلب:276906 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:73

جغرافياي تاريخي عراق
سرزمين عراق از نخستين مراكز ايجاد تمدن بشري است و به اين سبب پيوسته مورد اختلاف بين ممالك بزرگ جهان بوده است و از جمله عراق، قرنها جزء ايران بود.در دوران امپراطوري اسلامي، عراق مركز خلفاي عباسي بود و «بغداد» پايتخت عباسيان محسوب مي شد، سپس عراق به تصرف امپراطوري «عثماني» درآمد.

بعد از شكست عثماني در پايان جنگ بين الملل اول سرزمين عراق زير نظر دولت انگلستان قرار گرفت و در سال 1933 ميلادي مستقل شد، و با سلطنت امير فيصل، رژيم سلطنتي در آن كشور برقرار شد.

رژيم سلطنتي عراق در زمان ملك فيصل دوم در روز 14 ژونيه 1958 ميلادي به جمهوري مبدل گشت، و يكي از گردانندگان كودتا عليه رژيم سلطنتي، بنام عبدالكريم قاسم (كه سمت رياست و فرماندهي قسمتي از لشكر عراق را به عهده داشت و توسط عبدالاله براي جنگ با سوريه با ارتشي منظم و مجهز اعزام شده بود برگشت، و عليه دولت كودتا كرد و پس از اجراي نقشه ي كودتا) به رياست جمهوري رسيد.

وي كه مردي بي دين بود و از آئين و مذهب بهره اي نداشت سرمنشأ همه ي بدبختيها و گرفتاري ها و كشتارهاي فجيع بود، و با روي كار آمدن خود به همه ي احزاب سياسي و بخصوص كمونيستها در عراق اجازه فعاليت داد و به اصطلاح همه نوع آزادي به ارمغان آورد و موجبات اختلاف و تفرقه و دو دستگي را در بين مسلمانان فراهم نمود و سبب شورش اكراد در شمال عراق، و كشمكشها و درگيريهاي لفظي با كويت، و دامن زدن به آتش فتنه و فساد و اختلافات و جنگ رواني با «ايران» گرديد.

پس از او «عبدالسلام عارف» دوست و رفيق كودتاگرش كه از نظر مذهب اهل تسنن به اصطلاح مردي ديندار و متعصب، و فردي ناصبي و از دشمنان سرسخت



[ صفحه 217]



اهل بيت عليهم السلام بود، بر عليه وي بپا خواست و با يك كودتا رژيم فاسد و ديكتاتوري وي را كه مي گفت «انا اقوي من الحديد» من از آهن سخت تر و محكمترم، سرنگون ساخت و خود به رياست جمهوري رسيد وي نسبت به مقام شامخ ولايت آن چنان متعصب و كينه توز بود، تا جائيكه وقتي به بصره آمد و براي مردم سخنراني كرد، در سخنراني خود خطاب به مردم بصره گفت: اي مردم بصره علي عليه السلام به شما گفت: «يا اشباه الرجال و لا رجال» و انا اقول: «انتم الرجال» يعني: اي كساني كه به مردان شباهت داريد ولي مرد نيستيد، من به شما مي گويم: شما مرد هستيد!!

آري: پس از اين سخنراني تاريخي طولي نكشيد و از بصره بيرون نيامد كه بر اثر اين جسارت آشكار، در اثر سانحه ي هوائي، در هنگام پرواز هواپيماي حامل وي و يارانش در هوا آتش گرفت و او در ميان شعله هاي آتش در اين دنيا قبل از آتش آخرت سوخت و خاكستر گرديد، و مردم مسلمان بصره درباره اش گفتند: (صعد لحم نزل فحم) يعني: گوشت بالا رفت و ذغال پايين آمد!!

پس از «عبدالسلام عارف» برادرش، عبدالرحمن عارف روي كار آمد، و بعد از او «ژنرال» احمد حسن البكر با يك كودتا برياست جمهوري رسيد و عبدالرحمان عارف از عراق تبعيد شد.

در حال حاضر: كه سال 1422 هجري قمري است، طاغوت اشرار، سكرتير حزب بعث افلقي، منادي اشتراكيت، آتش افروز جنگ عليه جمهوري اسلامي ايران، و سردار قادسيه ي خيالي مدت چندين سال است كه با زور سرنيزه و فشار و قلدري و كمك بي دريغ اجانب، با برنامه هاي از پيش تعيين شده، و نقشه هاي استعماري، بر جان و مال و ناموس مردم مسلمان عراق حكومت مي كند تا روزي كه اجل او نيز بسر آمده و پرونده ي ننگين و نامباركش همراه با دستياران اوباش و پليدش چون ديگر همكاران قبلي دوزخيش، بسته و مختوم گردد.