کد مطلب:276926 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:73

آثار زيانبخش تخريب مسجد براثا
آنچه از حديث اميرالمؤمنين عليه السلام و گفتگوي آن حضرت با راهب استفاده مي شود اين است كه: پس از خراب شدن (مسجد براثا) در دفعه ي آخر، مردي سفاك و بي باك و ناپاك



[ صفحه 266]



و خونريز كه دست نشانده ي اجانب است بر عراق مسلط مي شود. او جنايتكاري بي نظير است تا جائيكه حتي خود را براي خراب كردن قبر اميرالمؤمنين عليه السلام و نبش قبر مطهر آن حضرت آماده مي كند، و به طرف كوفه و نجف مي رود تا قبر مطهر را نبش كند ولي در نجف با لشكريان (سفياني) برخورد مي كند و در نتيجه در برابر او شكست مي خورد، و او و يارانش همگي به قتل مي رسند.

درباره ي اين مرد ناپاك و جنايتكاران حرفه اي ديگري كه با او همراز و همكار و همدست هستند. و ظاهرا او همان (سفياني اول) و دست نشاندگان وي از (بني العباس) و حكام جنايت پيشه ي بغداد مي باشند، روايات بسياري رسيده است كه ما در اينجا براي مزيد اصطلاح خوانندگان گرامي به چند نمونه از آنها اشاره مي كنيم.

1- در كتاب «الزام الناصب» در ضمن خطبه ي بسيار مفصلي از اميرالمؤمنين عليه السلام بنام خطبه ي «البيان» چنين آمده است:

«اي واي بر كوفه و مسجد آن، اي واي بر صاحبان حقايق، اي واي بر ناتوانان شيعه در سختيها و گرفتاريها، و كجا مي توانند فرار كنند يا قرار گيرند و در امنيت باشند وقت ظاهر شدن آن مرد بي دين و سخت تازنده در دشمني و عداوت (كه بنا بر احتمال مرجوحي ظهور او در سال هزار و سيصد و نود هجري واقع مي شود» [1] .

او كسي است كه در خلقتش كجي مي باشد و ترشرو و زشت سيرت است (يا آنكه لبهاي او آويزان و بدنما، و دندانهايش نمايان است) و جور و ستم مي نمايد، با لشكري كه از بسياري عدد آنها شماره ي آنان ممكن نيست و از راهي كه در پيش گرفته اند برنمي گردند، و شماره ي آنان باز گردانده نمي شود (يعني كشته مي شوند) و اسيرانشان ياري كرده نمي شود (يعني رؤساء در فكر آزاد ساختن كساني كه در جنگ به اسارت مي روند نيستند) و فيل و كركدن با آنها است [2] و پشتها را گرانبار مي نمايند و اهل سرحدات را (يعني مردم مرزنشين را) مي ترسانند و آنها را به وحشت مي اندازند و در روي زمين مي گردند، و يا



[ صفحه 267]



اينكه در دريا شناوري نموده، و در روي هوا سير مي كنند و اموال مردم را غارت مي نمايند. [3] .

2- در همان كتاب «الزام الناصب» در ضمن همان خطبه ي مذكور چنين آمده است:

آگاه باشيد، به درستي كه زود باشد در «زوراء» يعني: در بغداد، مردي كارساز و دلير از غيرمسلمانان از (بني فنطورا) [4] فرود آيد، با اشرار و كفار و چه اشرار و كفاري كه رحم و عطوفت از دلهاي آنان رخت بربسته و درازي آرزوهايشان آنان را به رنج و مشقت مي اندازد تا به آنچه مي خواهند برسند.

پس اهل «ابله» يعني اهل بصره را مي كشند و كساني را كه از ايشان در پشته ها و تپه هاي بلند متواري شده اند اسير مي كنند و جوانها را به قتل مي رسانند و زنها را زنده نگه مي دارند و در جستجوي تعدادي از بني هاشم (يعني سادات) برمي آيند، و در نسخه ديگر و در جستجوي بني شداد و بني هاشم برمي آيند تا آنها را همانند غنائم جنگي با خود همراه برند، و فتنه ي آنها اسلام را ضعيف و آتش آنها شام را مي سوزاند. [5] .


[1] اين قسمت از دنباله حديث را آيت الله زاده مرعشي در ترجمه «الزام الناصب ج 3 ص 222 آورده است و، العهدةعليه.

[2] فيل و كرگدن بقرينه ي عبارات بعدي اشاره به وسائل پيشرفته و مدرن جنگي است.

[3] الزام الناصب ج 2 ص 225 طبع نجف.

[4] در قاموس المحيط درماده «قنطر» مي نويسد: و بني فنطورا ملت ترك و سودان، و فنطورا، كنيز ابراهيم بوده است كه ملت ترك ازنسل او بوجود آمده اند. و در هر صورت ظاهرا مقصود از بني فنطورا، شرقيها و غربيها مي باشند.

[5] الزام الناصب ج 2 ص 221 و 239 با مختصري اختلاف.