کد مطلب:276931 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:73

كشته شدن نفس زكيه در مكه و پسر عمويش در مدينه
از جمله ي علائمي كه باز هم در خطبه ي مورد بحث به آن اشاره شده است، بريده شدن سر مردي از بني هاشم در بين ركن و مقام است، و اين مرد هاشمي، چنانچه قبلا هم گفتيم سيد جليل القدري است كه سر او را در بين ركن و مقام در خانه خدا (بشكل خاصي) مي برند، و او پسر عموي آن سيدي است كه در مدينه به شهادت مي رسد.

در مورد كشته شدن اين سيد، كه در مدينه ي منوره صورت مي پذيرد در روايتي كه از امير مؤمنان عليه السلام رسيده، چنين آمده است:

سفياني مي نويسد، براي آن كسي كه در كوفه است بعد از آن كه كوفه را كوبيده باشد، به او فرمان مي دهد كه به طرف حجاز برود، پس او به طرف مدينه حركت مي كند و شمشير كشيده چهار صد نفر از قريش و انصار را مي كشد و شكمها را دريده و بچه ها را به قتل مي رساند و يك برادر و خواهر را كه نام آنها (محمد و فاطمه) است



[ صفحه 271]



مي كشد و كشته ي آنها را بر در مسجد مدينه به دار مي زند. [1] .

از اين حديث و حديث بعدي كه در همين زمينه از امام صادق عليه السلام روايت شده چنين فهميده مي شود كه علاوه بر اين خواهر و برادر، يك سيد ديگر نيز در مدينه كشته مي شود. زيرا در روايتي كه از آن حضرت نقل شده چنين آمده است كه فرمود:

ناچار بايد در مدينه سيدي از آل محمد صلي الله عليه و آله كشته شود، از آن حضرت پرسيدند يا بن رسول الله آيا اين «سيد» همان نيست كه لشكريان سفياني او را به قتل مي رسانند؟! فرمود: نه، و لكن لشكريان (بني فلان) يعني: اتباع بني عباس، آنهائي كه در عراق حكومت مي كنند وي را مي كشند يكي از آنها مي آيد و وارد مدينه مي شود و مردم نمي دانند به چه منظوري به مدينه آمده است پس آن سيد را مي گيرند و او را به قتل مي رسانند و زماني كه او را از روي ظلم و ستم، و تجاوز و دشمني كشتند ديگر خداوند به آنها مهلت نمي دهد و پس از اين ماجرا متوقع فرج، و ظهور حضرت مهدي عليه السلام باشيد. [2] .

از اين حديث استفاده مي شود كه اين سيد مظلوم به دست عراقيها كشته مي شود.

و البته ناگفته نماند كه از برخي اخبار چنين استفاده مي شود كه دو سيد در مكه و دو سيد در مدينه كشته مي شوند اما دو سيدي كه در مكه كشته مي شوند يكي همان «نفس زكيه» است- كه پيشتر گفتيم سيد حسيني است- و ديگري سيدي است كه اهل مكه بر او يورش مي برند و او را مي كشند و سرش را به شام مي فرستند و او سيد حسني است. [3] .

و اما آن دو سيد ديگر كه در مدينه، كشته مي شوند، يكي برادر نفس زكيه و ديگري پسر عموي اوست. [4] .


[1] الملاحم و الفتن ص 56 باب 107 ط- منشورات الرضي.

[2] غيبت نعماني ص 166 ط- صدوق و منتخب الاثر ص 501.

[3] بشارةالاسلام ص 139، روضةكافي ص 225 ح 66 و بحارالانوار ج 52 ص 30.

[4] بحارالانوار، ج 52، ص 208-207 ح 45 و غيبت شيخ طوسي، ص 279.