کد مطلب:276940 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:79

خطبه افتخاريه و علامات ده گانه ظهور
حافظ رجب «برسي» در كتاب «مشارق» از اصبغ بن نباته خطبه ي نسبتا مفصلي را به



[ صفحه 284]



نام (خطبه ي افتخاريه) از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده است كه چون خطبه طولاني است ما فقط قسمتي از اول، و قمستي هم از آخر آن خطبه را كه مربوط به علامات ظهور است در اينجا نقل مي كنيم.

عن الأصبغ بن نباته، قال: خطبنا أميرالمؤمنين عليه السلام فقال في خطبة: أنا أخو رسول الله و وارث علمه و معدن حكمته و صاحب سره، و ما أنزل الله حرفا في كتاب من كتبه الا و قد سار الي، و زاد لي علم ما كان و ما يكون الي يوم القيامة (الي أن قال) ألا و ان للباطل جولة و للحق دولة. و أني ظاعن عن قريب فارتقبوا الفتنة الأموية و الدولة الكسروية، ثم تقبل دولة بني العباس بالفرح و البأس [بالفزع و اليأس] و تبني مدينة يقال لها «زوراء» بين دجلة و الفرات، ملعون من سكنها، منها يخرج طينة الجبارين، تعلي فيها القصور و تسبل الستور، و يتعاملون بالمكر و الفجور فيتداولها بنوالعباس 42 ملكا علي عدد سني الملك ثم الفتنة الغبراء و القلادة الحمراء، في عقبها [عنقها] قائم الحق، يسفر عن وجهه بين أجنحة الأقاليم كالقمر المضي ء بين الكواكب، ألا و ان لخروجه علامات عشرة أولها تحريف الرايات في أزقة الكوفة و تعطيل المساجد، و انقطاع الحاج، و خسف و قذف بخراسان، و طلوع الكوكب المذنب، و اقتران النجوم، و هرج و مرج و قتل و نهب، فتلك علامات عشرة و من العلامة الي العلامة عجب، فاذا تمت العلامات قام قائمنا قائم الحق» [1] .

(اصبغ بن نباته) گفت: اميرالمؤمنين عليه السلام براي ما خطبه اي ايراد نموده، و در آن خطبه چنين فرمود:

من برادر پيامبر و وارث علم و دانش، و معدن حكمت و صاحب راز رسول خدا صلي الله عليه و آله مي باشم، و خداوند عالم هيچ حرفي از حروف كتابهاي آسماني خود را نازل نفرموده است جز اين كه آنها به من رسيده و دانشم را نسبت به حوادث گذشته و آينده ي جهان تا روز قيامت افزون فرموده است. (تا اينكه فرمود) اي مردم آگاه باشيد و بدانيد كه براي باطل (در هر دوره اي) جولاني و حركتي است، و براي «حق» دولتي خواهد بود. من به همين زودي از ميان شما مي روم و



[ صفحه 285]



به عالم غيب رهسپار مي گردم پس شما بعد از من منتظر فتنه امويان و سلطنت كسروي باشيد. [2] .

سپس فرمود: آنگاه دولت بني العباس با قدرت و خوشحالي (و در نسخه اي هراس و نوميدي) نمايان مي شود و شهري كه به آن زوراء مي گويند، يعني- بغداد -بين دجله و فرات ساخته مي شود، كسي كه (بدون عذر شرعي) در آن شهر سكنا گزيند مشمول خشم و غضب خداوند است «ملعون من سكنها».

از آنجا طينت جباران، و آب و گل آنان بيرون مي آيد (يعني ستمكاران در آن شهر فراوان مي گردند) و كاخهاي بلند و عالي مي سازند، و آنجا محل رفت و آمد مردمان مي گردد، و با مكر و نيرنگ، و فسق و فجور با مردم رفتار مي كنند، و 42 نفر از سلاطين بني العباس در آنجا سلطنت خواهند كرد، سپس فتنه ي تيره و تار، و گردن بند سرخ كه در گردن، و يا پشت سر آن است، فرا خواهد رسيد. و آنگاه پشت سر آن قائم بحق، در بين بالهاي زمين مانند ماه نوراني در ميان ستارگان درخشان پرده از روي غيبت خود خواهد برداشت.

آگاه باشيد كه براي آمدن آن حضرت (ده علامت است) نخستين آن علامتها (تحريف پرچمها) و در روايتي ديگر (تحريق رايات) (يعني: سوزاندن علمها) در كوچه هاي كوفه، و تعطيل مساجد، و جلوگيري از حج و زيارت بيت الله، و خسفي در زمين خراسان، و وقوع قذفي در همان سرزمين خراسان، و طلوع ستاره ي دنباله دار و نزديك شدن ستاره ها به يكديگر و هرج و مرج در دنيا، و قتل و غارت اموال مي باشد، و آنگاه كه اين علائم ده گانه تمام شد قائم ما اهل بيت، قائم بحق قيام خواهد نمود.


[1] مشارق انواراليقين ص 165، 164 و بشارةالاسلام ص 73.

[2] منظور از «دولت كسرويه» كه در متن عربي خطبه آمده، سلطنتي مانند سلطنت پادشاهان ايران است كه عرب به پادشاهان ايران «كسري» مي گفتند، و در آنجا مقصود معاويه و خلفاي بعد از او مي باشند كه خلافت اسلامي را بصورت سلطنت پادشاهان ايراني درآوردند.