کد مطلب:276941 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:78

فتنه غبراء چيست و قلاده سرخ كدام است؟
ما قبلا در موارد مختلفي در اين كتاب به مناسبت هر موضوعي درباره ي برخي از علائم بخصوص علائم ده گانه كه در برخي از خطبه ها غير از خطبه ي فعلي، آمده است



[ صفحه 286]



به اندازه ي لازم توضيح داده، و در اينجا نيز براي اينكه مطلب روشنتر شود، بار ديگر «علائم ده گانه» را به نحو اختصار توضيح مي دهيم ولي پيش از توضيح علائم ده گانه -لازم است بدانيم: كه مقصود از فتنه ي غبراء و قلاده ي سرخ چيست؟ آيا مقصود از اين دو جمله: هر دو يكي است كه بگوئيم: مراد از آن جنگ جهاني است، يا اينكه اين دو جمله دو مطلب است، تا اينكه بگوئيم (فتنه ي غبراء) مربوط به دوران بني العباس و (قلاده ي سرخ) كنايه از جنگ، و يا جنگ عالمگير است.

در هر صورت به نظر نگارنده (فتنه ي غبراء) و (قلاده ي سرخ) دو مطلب است و هر يك از اين دو، به حوادث قبل از ظهور در طي سالهاي متمادي اشاره دارد. اينك به توضيحي كه در اين زمينه مي آوريم توجه فرمائيد.

به حسب ظاهر آنچه از عبارت «ثم الفتنة الغبراء و القلادة الحمراء» فهميده مي شود اين است كه: كلمه ي (ثم) از نظر ادبي براي ترتيب و تراخي است و لذا چون بعد از ذكر ملوك بني العباس كلمه ي (ثم) در عبارت عربي بكار رفته است چنين مي نمايد كه (فتنه ي غبراء) يعني: جنگ تيره و تار، اشاره به همان فتنه ي هلاكو، و حمله ي او به بغداد، و قلع و قمع بني العباس و برانداختن نظام خلافت جابرانه ي آنان است. چه آنكه در برخي از خطبه هايي كه از اميرالمؤمنين عليه السلام درباره ي بغداد نقل شده چنين آمده است كه آن حضرت فرمود:

«اذا جائت العصابة اللتي لا خلاق لها لتخربن و الله يا أم الظلمة و مسكن الجبابرة و أم البلايا، يا ويلك يا بغداد و لدارك العامرة اللتي لها أجنحة الطواويس، تماثين كما تماث الملح، يأتو بنو قنطوره و مقدمهم جهوري الصوت، لهم وجوه كالمجان المطوقة و خراطيم كخراطيم الفيلة لم يتصل ببلدة الافتحها و لا براية الا نكسها». [1] .

هر گاه آن طايفه اي كه از دين بهره اي ندارند آمدند، اي پناهگاه واليان ستمگر، و اي جايگاه ستمكاران، و اي سرمنشأ همه ي فتنه ها و بدبختيها، ويران و خراب خواهي گشت، اي واي بر تو اي بغداد و بر آن خانه هاي معمور و آبادت كه همچون طاووسهاي زيبا و قشنگ، بال برآورده است مانند نمكي كه در آب



[ صفحه 287]



حل مي شود نابود خواهي شد و از بين خواهي رفت. (بنو قنطوراء) مي آيند و پيشاپيش آنان، فرمانروائي است كه صدائي بلند دارد، و آنان (يعني بنوقنطوراء و طايفه ي ترك) كساني هستند كه صورتهايشان همچون سپر طوق شده پهن، و دماغهايشان مانند خرطوم فيل دراز و كشيده است آن فرمانروا به هيچ شهري نمي رسد مگر آنكه آن را مي گشايد و به هيچ پرچمي نمي گذرد جز آنكه سرنگونش مي سازد.

پس ترديدي نيست كه مراد از (بني قتطوره) طايفه ي ترك و لشكر چنگيزاند زيرا كليه ي اين صفات همانطوريكه قبلا هم در حديث ديگري در مورد (هلاكو خان) گفتيم منطبق با ايشان است چه آنكه آنها بلند آواز و داراي صورتي پهن و دماغي دراز بوده اند، و به هر شهري كه مي رسيدند آن را فتح مي نمودند و اهلش را مي كشتند و هر لشكري كه با آنها روبرو مي شد منهدم مي ساختند و (ري) و بغداد را خراب كردند و ويران نمودند، و آن چنان قتل و غارتگري كردند تا جائي كه «دائرةالمعارف بستاني» مي نويسد: در هجوم هلاكو و لشكريانش به شهر بغداد متجاوز از دو ميليون نفر در اين حادثه خونين كشته شدند و اموال زيادي به غارت رفت و خانه هاي فراواني طعمه ي حريق گرديد.

بنابراين جاي شك باقي نمي ماند كه مراد از: (فتنه ي غبراء) فتنه هلاكو خان مغول، و هجوم به بغداد و مستأصل ساختن (بني العباس) و قتل آخرين خليفه، و نابودي وزراء و ياران و پيروان خليفه ي عباسي است.

و اما (قلاده ي حمراء) و يا گردن بند سرخ، احتمال دارد كه همان فتنه ي هلاكو باشد، و احتمال هم مي رود كه اشاره به جنگ ديگري غير از فتنه ي هلاكو باشد. ولي بقرينه ي واو عاطفه و ظهور حضرت بقية الله -عجل الله تعالي فرجه - كه بعد از (قلاده ي حمراء) آمده است قويا احتمال مي رود كه مراد از آن جنگ جهاني، و يا جنگ ديگري در رابطه با عراق باشد كه سرانجام به ويراني بغداد منجر شود، چه آنكه در اخبار زيادي بخرابي بغداد در آخرالزمان، تصريح شده است.


[1] نورالانوار، نور هشتم در بيان علامت ظهور، علامت چهل و نهم.