کد مطلب:276954 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:74

خراسان منطقه قيام زمينه سازان
اينك براي اينكه معلوم شود هدف روايات از «مشرق» در واقع ايران اسلامي بوده است چند نمونه از احاديثي را كه در رابطه با حركت پرچمهاي سياه از خراسان از ائمه معصومين عليهم السلام روايت شده و حدود جغرافيايي منطقه ي قيام زمينه سازان را به نحو شايسته اي از ميان كليه ي مناطق شرقي جهان مشخص ساخته است در اينجا مي آوريم تا صدق سخنان گذشته ما بر خواننده گرامي روشن شود. و اينك نمونه اي چند از رواياتي كه درباره ي خروج پرچمهاي سياه از «خراسان» رسيده است.

1- مرحوم سيد بن طاووس - عليه الرحمه- در كتاب «الملاحم و الفتن» در مورد خروج پرچمهاي سياه از «خراسان» حديثي را از رسول خدا صلي الله عليه و آله بدين صورت آورده است:



[ صفحه 310]



«عن ثوبان قال: قال رسول الله صلي الله عليه و آله اذا رأيتم الرايات السود خرجت من قبل خراسان فأتوها ولو حبوا علي الثلج، فان فيها خليفة الله المهدي». [1] .

ثوبان روايات كرده است كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: هر گاه ديديد كه پرچمهاي سياه از طرف خراسان (يعني: از ايران براي نبرد) خارج شد، پس شما بسوي آنها بشتابيد اگرچه با دست و زانو (مانند كودكان خردسال) بر روي برف راه برويد زيرا خليفه خدا مهدي عليه السلام در ميان آنها و يا با آنهاست.

صاحب كتاب «عقدالدرر» يوسف بن يحياي شافعي، پس از آنكه اين حديث را از رسول گرامي اسلام نقل نموده و مدارك و مآخذ آنرا ذكر كرده است در معناي اين جمله، از حديث پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله كه فرموده است (زيرا خليفه ي خدا مهدي در ميان آنهاست) چنين مي گويد: ممكن است معناي اين جمله اين باشد كه صاحبان آن پرچمها قدرت و سلطه اي به دست مي آورند و زمينه ي حكومت و سلطنت حضرت مهدي عليه السلام را فراهم مي آورند.

2- جلال الدين سيوطي، در كتاب «الحاوي للفتاوي» در مورد خروج پرچمهايي سياه از خراسان و اهداف صاحبان پرچمها در روايتي از «ابوهريره» از رسول خدا صلي الله عليه و آله چنين آورده است:

«عن أبي هريرة قال:قال رسول الله صلي الله عليه و آله تخرج من خراسان رايات سود فلا يردها شي ء حتي تنصب بايلياء». [2] .

پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله فرموده: پرچمهاي سياهي از خراسان (براي نبرد) بيرون مي آيد كه هيچ چيز نمي تواند جلو آنها را بگيرد تا اينكه در «بيت المقدس» نصب مي شود. [3] .

آنگاه «سيوطي» درباره ي اين پرچمها چنين مي گويد:

ابن كثير درباره ي اين پرچمها نه آن پرچمهاي سياهي است كه «ابومسلم خراساني» با آنها آمد و دولت بني اميه را سرنگون ساخت بلكه



[ صفحه 311]



اين پرچمهاي سياه، پرچمهاي سياه ديگري است كه براي ياري دادن و ملحق شدن به مهدي عليه السلام مي آيند و قيامشان به قيام حضرت مهدي عليه السلام متصل است.3- نويسنده ي كتاب «غيبت نعماني» درباره ي خروج پرچمهاي سياه از خراسان حديثي را از اميرالمؤمنين عليه السلام بدين صورت نقل كرده است:

«عن أبي جعفر محمد بن علي عليهماالسلام قال: سئل أميرالمؤمنين عليه السلام عن قوله تعالي (فاختلف الأحزاب من بينهم) فقال: انتظروا الفرج من ثلاث فقيل يا أميرالمؤمنين ما هن؟ فقال اختلاف أهل الشام بينهم، و الرايات السود من خراسان، و الفزعة في شهر رمضان». [4] .

امام باقر عليه السلام فرمود كه: از اميرالمؤمنين عليه السلام درباره ي اين آيه ي شريفه: (فاختلف الاحزاب من بينهم) [5] سؤال شده، حضرت فرمود: با ديدن سه علامت منتظر فرج باشيد. يا اميرالمؤمنين عليه السلام آن سه علامت چيست؟ فرمود يكي اختلافي است كه در ميان شاميان، يعني: اهل شام، پيدا مي شود، و ديگري آمدن پرچمهاي سياه از خراسان است، و سومي وحشتي است كه در ماه مبارك رمضان پديدار مي گردد.

عرض شد يا اميرالمؤمنين! وحشت در ماه رمضان چيست؟ فرمود: مگر نشنيده ايد گفتار خداي تعالي را كه در قرآن كريم مي فرمايد «و ان نشأ ننزل عليهم من السماء آية فضلت أعناقهم لها خاضعين»؛ [6] اگر بخواهيم نشانه اي از آسمان براي آنها مي فرستيم كه گردنهايشان در برابر آن كج شده و خاضع گردند.

نشانه، آن صدائي است كه از آسمان شنيده مي شود بطوري كه دختران پشت پرده را از خانه بيرون مي كشد و خفتگان را بيدار مي كند و اشخاص بيدار را هراسناك مي گرداند.

4- متقي هندي در كتاب «كنزالعمال» درباره ي موضوع مورد بحث حديثي را از اميرمؤمنان عليه السلام بدين صورت آورده است:



[ صفحه 312]



ابي الطفيل، از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت به او فرمود: اي «عامر» هرگاه شنيدي كه پرچمهاي سياه از خراسان نمايان شد، و تو در ميان صندوقي قرار داشتي كه درب آن را بسته و قفل كرده باشند، آن قفل و صندوق را بشكن تا در زير آن پرچمها (به كمك صاحبان پرچمهاي سياه بشتابي و به مبارزه ي با دشمنان برخيزي) و اگر نتوانستي خود را به آنها برساني بايد آن چنان تلاش و كوشش كني تا جائي كه بتواني خود را به آنها رسانده و در زير آن پرچمها مبارزه كني تا وقتي كه در راه خدا به افتخار شهادت نائل آئي. [7] .

5- در روايتي كه جابر، از حضرت امام محمدباقر عليه السلام روايت نموده چنين آمده است:

«عن جابر عن أبي جعفر عليه السلام قال: تنزل الرايات السود اللتي تخرج من خراسان الكوفة فاذا ظهر المهدي عليه السلام بمكة بعثت اليه بالبيعة». [8] .

جابر مي گويد: امام باقر عليه السلام فرمود: پرچمهاي سياهي كه از خراسان خروج خواهند كرد به كوفه وارد خواهند شد و چون مهدي عليه السلام در مكه ظاهر گرديد، آنان بيعت خود را براي آن حضرت خواهند فرستاد.

6- در ضمن روايت ديگري كه درباره ي خراب شدن «شام» و خروج سفياني و هجوم لشكريان او به عراق، از آن بزرگوار نقل شده چنين آمده است:

«فبيناهم كذلك اذ اقبلت رايات من خراسان، تطوي المنازل طيا حثيثا و معهم نفر من أصحاب القائم» [9] .

در اين ميان كه لشكريان سفياني دركوفه مشغول قتل و غارت هستند پرچمهاي زيادي (كه متشكل از چند لشكر است) از خراسان حركت كرده، به سرعت منازل ميان راه را طي مي كنند و چند نفر از ياران حضرت «قائم» عليه السلام نيز با آنها است.

7- در ضمن حديث مفصلي كه درباره ي اوضاع عمومي قبل از ظهور و بعد از آن، از حضرت امام محمدباقر عليه السلام روايت شده چنين آمده است:



[ صفحه 313]



«و يظهر السفياني و من معه حتي لا يكون له همة الا آل محمد صلي الله عليه و آله و شيعتهم، فيبعث بعثا الي الكوفة، فيصاب باناس من شيعة آل محمد صلي الله عليه و آله بالكوفة قتلا و صلبا، و يقبل راية من خراسان حتي ينزل ساحل الدجلة» [10] .

سفياني و پيروانش آشكار مي گردند و هيچ قصد و همتي جز كشتن و آزار اولاد پيغمبر و شيعيان آنها را ندارند. او لشكري را به طرف كوفه مي فرستد و عده اي از شيعيان آل محمد صلي الله عليه و آله را در آنجا مي كشند و گروهي را هم به دار مي زنند و لشكري نيز از خراسان حركت كرده مي آيد تا اينكه در ساحل دجله فرود مي آيند.

8- در يك حديث ديگر كه باز هم از امام محمدباقر عليه السلام درباره ي حضرت ولي عصر - عجل الله تعالي فرجه- روايت شده چنين آمده است:

جابر مي گويد: امام محمدباقر عليه السلام فرمود: حضرت مهدي (سلام الله عليه) در موقع عشا در مكه مكرمه ظاهر مي شود، و پرچم رسول خدا صلي الله عليه و آله و پيراهن و شمشير آن حضرت با او خواهد بود، و هم چنين علامات و نور و بياني به همراه خواهد داشت.

پس چون نماز عشا را بجاي آورد با صداي بلند فرياد مي زند (اي مردم) من خدا را به ياد شما مي آورم و آن موقعي را كه در مقابل او قرار مي گيريد خاطر نشانتان مي سازم، خداي تعالي حجت را بر شما تمام نموده و انبياء و كتب آسماني را فرستاده و به شما فرمان داده است تا چيزي را براي او شريك قرار ندهيد و اطاعت او و فرمان پيغمبرش را محافظت كنيد. و آنچه را كه قرآن مجيد احياء كرده و زنده ساخته احيا كنيد و آنچه را كه قرآن كريم از بين برده از بين ببريد و (طريق) هدايت را ياري كنيد، و براي تقوي و پرهيزكاري معين و مددكار باشيد، زيرا كه فاني شدن دنيا نزديك است و من شما را بسوي خدا و رسول خدا صلي الله عليه و آله دعوت مي كنم تا به كتاب خدا عمل كنيد و باطل را از ميان برده و نابود كنيد و سنت و شريعت را احيا نمائيد.

پس با سيصد و سيزده نفر به تعداد (اصحاب بدر) بدون اينكه با يكديگر وعده اي داشته باشند (بدون قرار قبلي) مانند لكه هاي ابر پائيزي كه در يكجا جمع مي شوند،



[ صفحه 314]



بدور هم گرد مي آيند، آنان پارسايان شب و شيران روزند و حضرت مهدي عليه السلام در ميان آنها ظاهر مي شود.

(پس خداوند (بوسيله ي او) سرزمين حجاز را مي گشايد و كساني را كه از بني هاشم در زندان بسر مي برند آزاد مي كند و پرچمهاي سياه در كوفه وارد مي شوند و صاحب پرچم هاي سياه (كه ظاهرا همان سيدخراساني معروف است) بيعت خود را براي آن حضرت مي فرستد، و مهدي عليه السلام لشكريان خود را به اطراف مي فرستد و ظلم و ستم و اهل آن را از بين مي برد، و كار او روبراه و شهرها در اختيار او قرار مي گيرد و خداوند قسطنطنيه را به دست با كفايت او فتح مي كند). [11] .

آنچه تا اينجا گفته شد، گوشه هائي از احاديث مربوط به مشرق و خراسان بود كه ما آنها را بعنوان نمونه، و اينكه هدف از مشرق و خراسان (ايران) است در رابطه با نهضت اسلامي ايرانيان پيش از ظهور آورديم و از اين قبيل روايات در كتب شيعه و سني فراوان يافت مي شود و آنچه را كه ما تا اينجا آورديم تنها، قسمتي از آن روايات است، و البته نگفته ها در اين مورد بسيار است و اگر ما مي خواستيم همه ي آنچه را كه در اين باره از ائمه ي معصومين عليهم السلام و صحابه و تابعين روايت شده است در اين مجموعه ي مختصر نقل كنيم از اصل مطالب باز مي مانديم، و لذا به همين مقدار اكتفا نموديم و اميدواريم كه با نقل روايات ياد شده توانسته باشيم منطقه ي قيام زمينه سازان دولت جهاني حضرت ولي عصر (ارواحنا له الفداء) را به دوستداران عدالت و منتظران فرج اهل بيت عليهم السلام شناسانده باشيم.



[ صفحه 316]




[1] الملاحم و الفتن ص 53 باب 94 عقدالدرر ص 126، 125 و الحاوي للفتاوي ج 2 ص 63 و كنزالعمال ج 14 ص 361.

[2] الحاوي للفتاوي ج 2 ص 60 و كنز العمال ج 14 ص 261.

[3] درباره ي اين حديث در آينده به تفصيل سخن خواهيم گفت.

[4] غيبت نعماني ص 251 طبع صدوق.

[5] سوره ي مريم آيه ي 27.

[6] سوره ي شعراء، آيه ي 4.

[7] كنزالعمال ج 11 ص 278 حديث 31514.

[8] الملاحم و الفتن ج 1 ص 55 باب 104.

[9] بحارالانوار ج 52 ص 238.

[10] بحارالانوار ج 52 ص 222.

[11] الملاحم و الفتن ج 1 ص 64 باب 129 و الحاوي للفتاوي ج 2 ص 72، 71.