کد مطلب:276957 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:78

نكته شايان توجه
در اينجا تذكر اين مطلب لازم است كه خاطر نشان سازيم، گرچه انقلاب اسلامي «ايرانيان» و نهضت مقدس (سيدحسني) مطابق اخبار وارده ي از اهل بيت عليهم السلام يكي از نشانه هاي بارز ظهور مبارك حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه و از علائم قريبه ي به ظهور است، ولي نكته ي بسيار مهم و شايان توجهي كه در اينجا در رابطه با نهضت حسني قابل ذكر و يادآوري است و نبايد از آن غفلت نمود، و بر هر فرد محقق و پژوهشگري لازم است بدان توجه نمايد اين است كه:

رواياتي كه درباره ي نهضت «ايرانيان» و رهبري سيدحسني، از پيامبر عظيم الشأن اسلام و جانشينان معصوم آن حضرت، و يا از برخي از (صحابه) و (تابعين) رسيده است بصورت ظاهر مختلف و متفاوت است. زيرا:

اولا - قسمتي از اين روايات (همانگونه كه در بخش دوم كتاب، تحت عنوان قيام زمينه سازان، سخن گفتيم) مربوط به خروج «پرچم هاي سياه» از مشرق، و قسمتي هم مربوط به خروج «پرچمهاي سياه» از طرف خراسان است.

و ثانيا- كليه ي اخبار مربوط به نهضت ايرانيان، با اينكه همگي آنها از رهبري فردي عظيم و انقلابگر خبر مي دهد كه او «سيد» و «هاشمي» و از دودمان پاك رسول خدا صلي الله عليه و آله و ذريه ي طيبه ي علي و زهرا عليهاالسلام است، و از مجموع آنها چنين استفاده مي شود كه وي طرفدار حق و مبارزه كننده ي با «عراق» و هزيمت دهنده ي لشكريان سفياني و تسليم شونده به امام زمان عليه السلام در كوفه مي باشد، و هم اوست كه در اخبار و روايات اهل بيت عليهم السلام به عنوان «حسني» از او ياد شده و با همين اسم و عنوان در ميان



[ صفحه 319]



مسلمانان شهرت پيدا كرده است، با وجود اين همه ي رواياتي كه درباره ي او رسيده است بحسب ظاهر، متحد، و متفق، و يكسان، و يكنواخت نيستند، زيرا:از يكسو، در تعداد قابل توجهي از روايات كه از طرق شيعه و سني روايت شده و و ائمه ي معصومين عليهم السلام از حركت انقلابي مردي بزرگ از دودمان رسول خدا صلي الله عليه و آله از طرف مشرق سخن گفته اند، گاهي از او بعنوان خراساني، و گاهي بعنوان هاشمي، و گاهي بعنوان حسني، و گاهي بعنوان حسيني، و گاهي بعنوان سيدموسوي، و گاهي بعنوان مردي از دودمان پيغمبر، و زماني هم بعنوان شعيب بن صالح از او ياد فرموده اند.

و از سوي ديگر، با اينكه در حديث مفصلي كه «مفضل» از امام صادق عليه السلام درباره ي خروج سيدحسني نقل نموده و امام عليه السلام نخستين محل حركت انقلابي اين سيد بزرگوار را از جانب قزوين و طالقان و ديلم دانسته است با اينحال: در پاره ي ديگري از روايات نام «ري» و گيلان، و همدان و بلاد جبل (يعني: مناطق كوهستاني ايران) مانند: قم و قزوين و كرمانشاه و همدان، به چشم مي خورد كه ذكر اسامي اين شهرها، خود نشانه ي قيام چند نفر ديگر در دوران زمامداري (سيدحسني) از شهرهاي مختلف ايران است.

بنابراين، با اينهمه اختلاف تعابيري كه بصورت ظاهر در رابطه با قيام ديني «ايرانيان» و خروج پرچم هاي سياه از مشرق يا خراسان، و نهضت پر ارج «سيدحسني» و يا «خراساني» ديده مي شود، اگر ما بخواهيم همه ي آن روايات را آنگونه كه هست بپذيريم و براي هر يك از شهرهاي نامبرده كه نام آنها در اخبار اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام آمده است يك رهبر مستقل و انقلابي فرض كنيم و براي فلان شهر و فلان شهرستان يك رهبر عظيم جداگانه و انقلابگر بحساب بياوريم، در اينصورت بايد بقول معروف كلاهمان پس معركه باشد و در نتيجه منتظر باشيم كه هر قطعه اي از خاك ايران بدست يك حكومت مستقل و جداگانه باشد. در صورتي كه چنين نيست، و مسلما انقلابگر در اصل، بيش از يكنفر نيست و آنهم بنابر آنچه از مجموع روايات فهميده مي شود، او يك شخصيت بزرگ سياسي علمي مذهبي است كه تمام نقاط «ايران» زير نفوذ و سيطره ي اوست و همه ي مردم ايران (جز تعداد كمي از مخالفين) در جنگ و صلح و رفاه و سختي يار و مددكارش مي باشند.



[ صفحه 320]