کد مطلب:276959 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:75

آيا حسني و خراساني عنوان دو نفر است
از آنجائي كه در موارد بسياري در پيشگوئيهاي پيشوايان درباره ي قيام ديني ايرانيان، هم به نهضت سيدحسني، و هم قيام شخصيت ديگري بنام (خراساني) اشاره شده و گروهي چنين عقيده دارند كه سيدحسني همان خراساني و از اهل خراسان و قيام او نيز از سرزمين خراسان خواهد بود از اينرو شايسته است پيش از آنكه روايات مربوط به اين دو شخصيت را مورد بررسي قرار دهيم ببينيم آيا واقعا سيدحسني همان خراساني معروف و از اهل خراسان و محل قيام او همان شهر مشهد مقدس است يا اينكه خراساني شخصيت ديگري غير از (سيدحسني) مي باشد.

در توضيح مطالب ياد شده آنچه مي توان گفت اين است كه:

واقع مطلب، آنگونه كه از برخي استفاده مي شود، حسني و خراساني عنوان دو نفر است و حسني غير از خراساني، و خراساني غير از سيدحسني است.

زيرا: چنانكه در بخش چهارم درباره ي «قيام خراساني» و هويت او از نظر روايات و ديدگاه دانشمندان سخن خواهيم گفت، آن سيد بزرگوار شخصيت ارزنده اي است كه مطابق اخبار اهل بيت عليهم السلام، و تحليل تحليل گران روايات معصومين عليهم السلام،آباء و اجداد گرامش در ايام فتوحات اسلام، يا بر اثر زور و فشار بيش از حد «امويان» و «عباسيان» نسبت به «علويان» به ايران مهاجرت نموده، و در سرزمين خراسان رحل اقامت



[ صفحه 321]



افكنده، و سپس به كشورهاي همجوار مانند هند و چين مسافرت نموده، و پس از مدت زماني بار ديگر به ايران باز گشته، و يا اينكه اساسا از همان كشورها به ايران آمده اند، و او پس از اينكه در اين سرزمين پهناور به حد رشد و كمال رسيد، دلاورانه قيام مي كند و مردم مسلمان ايران را از شر سلاطين جور نجات مي دهد و زمينه را براي ظهور حضرت صاحب الامر «عج» و حكومت جهاني آنحضرت فراهم مي نمايد، و پيش از ظهور حضرت مهدي عليه السلام مرگش فرا مي رسد و دعوت حق را لبيك مي گويد. [1] .

و اما سيدحسني كه مطابق اخبار وارده در ميان ايرانيان صاحب مقامي بس رفيع است، با تمام ياران و سپاهيانش به محضر حضرت بقية الله - عجل الله تعالي فرجه - مي رسند و با آنحضرت بيعت مي نمايند و بعد از ظهور مقام والايي پيدا مي كنند. [2] .

در اينجا تذكر يك نكته يك نكته ضروري است و آن اينكه: هر چند از مجموع رواياتي كه مستقلا درباره ي خروج سيدحسني و قيام هاشمي خراساني رسيده چنين استفاده مي شود كه حسني و خراساني دو سيد انقلابي مستقل اند كه قيام يكي از آنها پيش از ديگري صورت خواهد گرفت و ديگري بعد از مدتي پا به عرصه ي وجود خواهد گذاشت، ولي با توجه به روايات فراواني كه درباره ي نهضت ايرانيان و خروج پرچم هاي سياه رسيده است، و أئمه ي معصومين عليهم السلام در بعضي از اين روايات خروج اين پرچم ها را از مشرق، و در بعضي از خراسان، و در برخي ديگر بالفظ: از طرف مشرق: و يا از ناحيه ي خراسان دانسته اند، چنين فهميده مي شود كه اگر در واقع حسني، و خراساني دو نفر باشند قيام ايندو، در يك زمان است و بين قيام اين دو نفر چندان فاصله ي زيادي از نظر تحديد زمان وجود ندارد.

و البته هيچ بعيد نيست و هيچ مانعي هم ندارد كه حسني و خراساني مطابق اخبار وارده عنوان دو نفر باشد و هر دو نفر پس از دوران انقلاب و اندكي پيش از ظهور در



[ صفحه 322]



يك زمان خاص در رأس كار و اداره ي امور كشور قرار گيرند و با همكاري و همياري و معاونت يكديگر كشور را به پيش ببرند، اما يكي برتر و بالاتر، و ديگري زيردست و تحت نظر شخص برتر باشد. كه البته اين برهه از حكومت «زمينه سازان» طبق روايات وارده، مرحله ي دوم يا آخرين مرحله ي حكومت آنان است كه به «شعيب بن صالح» و «سيدحسني» يا «سيد خراساني» مربوط مي شود.

تذكر ديگر:

بايد توجه داشت آنچه را كه تا اينجا در رابطه با عنوان حسني و خراساني آورديم در صورتي درست است كه بگوئيم: سيدحسني و خراساني در واقع دو نفرند اما اگر بخواهيم با ديده ي تحقيق و كاوش بيشتر به روايات وارده ي از معصومين عليهم السلام درباره ي نهضت ديني ايرانيان بنگريم و همه ي آنها را در كنار هم قرار داده و با دقت تجزيه و تحليل نمائيم بزودي متوجه خواهيم شد كه گرچه در بعضي از روايات هم به نهضت حسني اشاره شده و هم درباره ي قيام خراساني سخن بميان آمده و چنين وا نمود شده است كه حسني و خراساني عنوان دو نفر است، ولي: مطابق برخي از روايات غير از رواياتي كه از «مفضل بن عمر» از امام صادق عليه السلام بخصوص درباره ي حسني رسيده است، نه سيد صاحب اصلي دعوت حسني است تا موسوم به حسني باشد و نه هم قيام از نفس خراسان است تا اشكال و ايرادي را ايجاد نمايد.

بلكه آنچه از مجموع اخبار مربوط به (زمينه سازان دولت جهاني مهدي عليه السلام) استفاده مي شود اين است كه: به فرض اگر حسني و خراساني عنوان دو نفر باشد، ايندو يار و مددكار يكديگرند و قيام هر دو نفر از ايران است.

و البته اين چيزي است كه از بسياري از روايات استفاده مي شود، و گرچه تشخيص شناخت اين دو سيد انقلابي قدري سخت و دشوار است ولي بهرحال: بر هر انسان متتبع و خبيري كه بخواهد روايات مربوط به نهضت ايرانيان را موشكافي كند اين مطلب روشن و آشكار است و نيازي به اين همه توضيح و تفسير ندارد. [3] .



[ صفحه 323]




[1] به كتاب الزام الناصب، ج 2، ص 161-160، الحاوي للفتاوي، ج 2، ص 142 و 146، الملاحم و الفتن، ص 66-65 باب 132، عقدالدرر، ص 129، بشارةالاسلام، ص 184 و البرهان متقي هندي، باب 4، حديث 4، ص 103 مراجعه فرمائيد.

[2] به كتاب بحارالانوار، ج 3، ص 15 و 16 و انوارالنعمانيه، ج 2، ص 87 و 88 و مختصر بصائرالدرجات، ص 188 و عقدالدرر، ص 97 و الملاحم و الفتن، ص 149 و رواياتي كه در همين بخش آورده ايم مراجعه فرمائيد.

[3] تفصيل اين جريان در بخض چهارم خواهد آمد.