کد مطلب:276963 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:77

آخرين سخن
و اما سخن آخر، و آخرين سخن (پيرامون نهضت سيدحسني) بنظر قاصر نويسنده ي اين سطور، آن سيدي كه صاحب اصلي دعوت و مالك واقعي ايران است، و فرياد وااسلاماي او از سرزمين ايران اسلامي از نواحي «قزوين» و «طالقان» و «ديلم» بلند مي شود، و مردم را به شورش و انقلاب عليه ظلم و بيدادگري فرا مي خواند در مرحله ي اول فقط و فقط يك «سيد» است. و آنهم چنانكه بعدا درباره ي محل خروج او، و ياران صديق و راستينش از نظر روايات بحث و گفتگو خواهيم كرد و در زمينه ي نهضت و قيام پرآوازه اش توضيح بيشتري خواهيم داد «سيدحسيني» است كه بيشتر دستياران و همكاران او در رده ي بالا «روحاني» و از اهل علم و دانش و افراد پاكدل و با تقوي و با فضيلت هستند.

و اين «سيد» شخصيت كم نظيري است كه مطابق آنچه از اخبار و روايات، استفاده مي شود فقيه، عالم، دانشمند، سياستمدار، زبان آور، مجاهد، مقاوم، و مجسمه ي تقوي و فضيلت است و انساني پركار و پرتلاش، و جهادگري خستگي ناپذير است كه در همان نخستين روزهاي رشد و كمال با ديدن ظلم و ستم قرار و آرام ندارد، و او بنده ي مطيع و فرمانبرداري است كه از هيچ چيز و هيچ كسي نمي ترسد و نمي هراسد.

و لذا در موقعي كه مي بيند مردم در زير شكنجه هاي طاقت فرساي اجانب و فشار و تعدي آنان دست و پا مي زنند، در برابر توطئه هاي توطئه گران و تجاوز بيگانگان به حريم كشور اسلامي ايران، بپا مي خيزد، و فرياد برمي آورد و در راه اعتلاء كلمه ي حق، و پيشبرد اهداف عاليه ي اسلامي تلاش مي كند، و براي از بين بردن باطل و محو آثار ظلم و ستم، از ملامت هيچ ملامت كننده و سرزنش هيچ سرزنشگري واهمه ندارد، و يكتنه



[ صفحه 328]



با دست خالي، و تنهاي تنها قيام مي كند و بر خدا توكل مي نمايد تا روزي كه به پيروزي مي رسد.

و اما سيدحسني - اگر حسني در روايت صحيح باشد- سيد ديگري است كه بحث درباره ي او به تفصيل در آينده ي نزديك خواهد آمد.