کد مطلب:276967 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:81

سرگرداني نويسندگان
در اينجا خالي از مناسبت نيست به اين نكته اشاره كنيم كه بسياري از محدثان و مؤلفان و نويسندگان و پژوهشگران نيز درباره «حسني» بودن آن «سيدي» كه از شرق قيام مي كند ترديد دارند، و ندانسته اند كه آيا واقعا او «حسني» است يا حسيني»؟ و دليل اين گفتار، اظهار نظرهاي مختلف و گوناگوني است كه ابراز داشته اند.

در اين زمينه منابع و مآخذ مستقل و فراواني در دست است كه نشان مي دهد بيشتر كساني كه روايات مربوط به «سيدحسني» را در كتابهاي خود آورده اند، متوجه نشده اند، كه در واقع قيام كننده ي اصلي از سرزمين شرق چه كسي است. آيا در واقع او همان «سيدحسني» است؟ يا اينكه خراساني است؟ و يا اينكه: في الواقع «خراساني» همان سيدحسني است! و بهر صورت نويسندگان و محققان، در اين باره دچار سردرگرداني شده اند!!

مثلا برخي از دانشمندان مانند- صاحب كتاب «نورالانوار» و مرحوم سيداسماعيل طبرسي نوري در كتاب «كفايةالموحدين» و ناظم الاسلام كرماني در كتاب «علائم الظهور» گاهي چنين اظهار مي دارند كه اين «سيد» ظاهرا از اولاد امام حسن مجتبي عليه السلام است، و گاهي مي گويند: شايد نام او «حسن» باشد و گاهي مي گويند، ممكن است ملقب به حسني باشد!!

و برخي ديگر از نويسندگان: مانند صاحب كتاب «مهدي منتظر» و همچنين صاحب كتاب «يوم الخلاص» عقيده دارند كه اين «سيد» حسني، نيست، و بلكه «حسيني» است [1] و حتي مؤلف «يوم الخلاص» با تمام صراحت اظهار عقيده مي كند



[ صفحه 332]



كه اين سيد انقلابي، همان خراساني و بدون شك و شبهه «حسيني» است.

و همين تعبيرات مختلف از سوي مؤلفان و محققان، بيانگر اين واقعيت است كه «حسني» بودن و يا «حسيني» بودن آن سيد انقلابي تا هنوز در هاله اي از ابهام باقي مانده، و نشانگر سرگيجه و سرگرداني عده ي زيادي از دانشمندان و محققان و پژوهشگران است، و گرنه، اينكه برخي مي گويند: او حسني است، و برخي مي گويند، شايد نامش حسن باشد، و عده اي مي گويند وي خراساني و حسني، و يا حسيني است، معنا ندارد. و بهرحال عقيم ماندن تلاش پژوهشگران براي شناخت و شناسائي نسب واقعي «سيد» نتيجه ي همان اختلاف روايات، و نسخه هاي كتابهاي مختلف است و سبب اينكه ما اين ابراز نظرها را در اينجا مطرح نموديم براي اين است كه: اظهار نظرهائي كه از طرف برخي از نويسندگان ابراز شده صد در صد حتمي و قطعي نيست و چنانكه در مبحث بعدي پيرامون «اقوال داشمندان» ملاحظه خواهيد فرمود، خواهيد ديد كه: خود آنها هم بطور ضمني معترف هستند و اقرار دارند كه نظريه ي آنان جنبه ي حقيقت و واقعيت ندارد.


[1] مهدي منتظر، ص 163، 162، طبع صدوق، سال 1384 هجري قمري، تحت عنوان: (خروج سيدحسني) و يوم الخلاص- ص 643 چاپ چهارم: سال 1402 هجري 1983 ميلادي.