کد مطلب:277002 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:80

نظريه علامه مجلسي درباره موالي
مرحوم علامه مجلسي -اعلي الله مقامه- نيز در كتاب ارزنده ي «بحار» در بيان توضيح كلمه ي



[ صفحه 416]



«موالي» پس از ايراد آيات و رواياتي چند، چنين مي فرمايد: «الموالي: المتقون و من لحق بقبيلة و ليس منهم»: يعني موالي، آزادشدگان و فرزندان آنها هستند، و نيز به كسي كه بيك قبيله و طايفه ي عربي ملحق گردد ولي از آنها نباشد «موالي» گفته مي شود.

سپس علامه مجلسي در زمينه ي معناي (موالي) چنين توضيح مي دهد: گويا مقصود روايات از «موالي» (عجم) و «ايرانيانند» زيرا كه مردم «فرس» يعني: ايرانيان، «اعراب» بر پدرانشان غلبه كردند و فاتح ايران شدند، و گوئي اعراب با غلبه كردن بر ايرانيان، آنان را آزاد ساخته، و يا اينكه: چون ايرانيان، مسلمان شدند و ايمان آوردند از اين لحاظ به پيشوايان ديني و مذهبي خود كه عرب بودند. وابسته شدند و از اينرو موالي عرب بشمار آمدند. [1] .

مؤلف گويد: بايد توجه داشت كه گرچه هر دو معنايي كه براي كلمه ي (موالي) شده است از نظر اهل فن صحيح است ولي بحسب ظاهر معناي دوم بهتر و مناسب تر است.

در هر حال با توضيحاتي كه داده شد، ترديدي نيست كه مقصود از كلمه ي «موالي» در حديث رسول خدا صلي الله عليه و آله (ايرانيان و مسلمانان غيرعرب) مي باشند. ولي برخي از نويسندگان كلمه ي (موالي) را در حديث مزبور بمعني «همسايه» گرفته و معتقدند كه تفسير برخي از نويسندگان از كلمه ي موالي، به مسلمانان غيرعرب صحيح نيست، زيرا پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله با امثال چنين كلماتي كه حساسيت برانگيز بود، و از آن بوي تعصب استشمام مي شد، مبارزه مي نمود.

البته بايد دانست كه گرچه سخن اين نويسنده، سخن خوبي است و كلمه ي «موالي» را هم بمعني (همسايه) گرفتن معناي نسبتا مناسبي در حديث فوق الذكر است و غرض آن نويسنده نيز همان ايراني بودن كلمه ي (موالي) است، آما بعقيده ي نويسندگان اين سطور، اينكه كلمه ي موالي در حديث مذكور بمعناي (همسايه) باشد سخن درستي نيست، زيرا:

اولا- تا آن موقعي كه حديث ياد شده از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله صادر شده است «ايرانيان»



[ صفحه 417]



هنوز مسلمان نشده بودند تا ذكر كلمه ي (موالي) در گفتار رسول خدا صلي الله عليه و آله در ذائقه ي برخي از مسلمانان تلخ گردد.

ثانيا- اين حديث، از آينده ي ملتي كه بعدها مسلمان خواهند شد خبر مي دهد، چنانكه در تفسير آيه كريمه ي (و آخرين منهم لما يلحقوا بهم [2] (يعني: و ديگراني كه هنوز به ايشان ملحق نشده اند از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه آن حضرت فرمود: (و هم الاعاجم و من لا يتكلم بلغةالعرب [3] (يعني: آنها (عجمها) و كساني هستند كه به زبان عرب تكلم نمي كنند، و در تفسير آن از رسول خدا صلي الله عليه و آله پرسش نمودند، سلمان در كنار آن حضرت بود، دست مبارك خود را بر سلمان نهاد و فرمود: مرداني از اين گروه خواهند بود. [4] .

ثالثا- كلمه ي مولي - چنانكه سابقا هم، در بخش دوم كتاب بطور مفصل درباره ي آن بحث نموديم تنها بمعني «مسلمانان غيرعرب» نيست تا اينكه گفته شود تفسير كلمه ي مولي، به مسلمانان غيرعرب، درست نيست.

رابعا- دليل اينكه منظور رسول خدا صلي الله عليه و آله از كلمه ي «مولي» در واقع همان معناي مسلمانان غيرعرب است با خود حديث همراه است، زيرا: پيغمبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله پس از ذكر كلمه ي «موالي» بلافاصله، با عبارت (اكرم العرب) يعني: آن شخصي كه برانگيخته مي شود گرامي ترين عرب است، به معرفي شخص قيام كننده پرداخته و مقام و منزلت او را بالا برده و وابستگي او را به ارجمندترين قبائل عرب و خاندان بني هاشم اعلام فرموده و بدينوسيله «سيد» بودن او رابمسلمانان گوشزد نموده است.

بنابراين نتيجه اي كه از جمله ي (اكرم العرب) بدست مي آيد اين است كه: آن شخصيت گرانقدري كه در وقت آشوب، و فتنه هاي تيره و تار، و جنگهاي سخت برانگيخته مي شود، و سواران جنگي فراواني دارد اصالتا عرب، و سيدي هاشمي است كه اجداد بزرگوارش در ازمنه ي قديم در دوران فتوحات اسلام و از چند قرن قبل به ايران مهاجرت نموده و در اين كشور ساكن گرديده اند، و او از اين سرزمين اسلامي و در ميان مردم



[ صفحه 418]



مسلمان ايران بپا مي خيزد و قيام مي كند و فرياد وااسلاماه سر مي دهد، و اعراب متعصب و نژادپرستي را كه دم از برتري نژاد عربي و تعصب قوميت و مليت ميزنند و اسلام و مسلماني را رها ساخته و بسوي كفار و مشركين روي آورده اند و به دروغ ادعاء مسلماني دارند و به جنگ با وي برمي خيزند، آنانرا سركوب مي نمايد.

يك سوال:

در اينجا ممكن است خواننده ي عزيز سؤال كند؟ اگر قيام چنين شخصيت والائي در ميان ايرانيان است و او ايراني است كه عرب نخواهد بود، پس چگونه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرموده است او از گرامي ترين خاندان عرب خواهد بود؟!

جواب اين سؤال بسيار روشن است، زيرا همانطوري كه گفتيم پيامبر عاليقدر اسلام در معرفي شخصيت خانوادگي او فرموده است (خداوند مردي از ايرانيان را برانگيخته مي سازد كه گرامي ترين عرب خواهد بود) و ترديدي نيست كه بني هاشم از سادات قريش و از بزرگان عرب و گرامي ترين عرب بوده اند و از اينرو پر واضح است كه آن چنان انسان والائي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله از قيام شگفت انگيز او در ميان ايرانيان خبر مي دهد و او را از گرامي ترين خاندان عرب معرفي مي نمايد، سيد و هاشمي و از بستگان رسول خدا صلي الله عليه و آله است و در «سيد» بودن او هيچ شك و شبهه اي وجود ندارد.


[1] بحارالانوار، ج 67، ص 174.

[2] سوره ي جمعه، آيه 3.

[3] مجمع البيان، ج 10-9، ص 284 و تفسير صافي ج 5، ص 172.

[4] صحيح ترمذي، ج 5، باب فضل العجم.