کد مطلب:277010 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:75

نام رهبر نهضت در اخبار
در مورد اينكه نام رهبر دولت زمينه سازان كيست، آنچه مسلم و ترديد ناپذير است اين است كه: نامش نام پيغمبري است ولي اين نام نام كداميك از پيغمبران الهي است، دليل قاطعي بر اثبات آن در دست نداريم و فقط اشارات و كناياتي در برخي از احاديث وارد شده كه ما به تناسب مشخصات حدود جغرافيايي منطقه ي قيام، قسمتي از آنها را در ذيل مي آوريم.

1- مرحوم شيخ طوسي -عليه الرحمه- در كتاب «الغيبه» درباره ي قيام آزاد مردي كه از سرزمين ايران قيام مي كند و نامش نام پيغمبري است حديثي را از رسول خدا صلي الله عليه و آله بدين صورت نقل كرده است:

«و روي عن النبي صلي الله عليه و آله قال: يخرج بقزوين رجل اسمه اسم نبي يسرع الناس الي طاعته المشرك و المؤمن، يملأ الجبال خوفا» [1] .

«از پيغمبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله روايت شده كه آن حضرت فرمود: مردي از قزوين قيام خواهد كرد كه نام او نام يكي از پيغمبران است، مشرك و مؤمن بسوي او مي شتابند و طاعتش را گردن مي نهند، او كوهها را پر از خوف و وحشت مي كند»

حقيقت اين است كه در اين حديث با همه ي اختصارش براي كسي كه طالب حق و جوياي يقين باشد دلائل محكم و شواهد روشني وجود دارد كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله با طرزي خاص به معرفي رهبر دولت زمينه سازان و نام و نشان آن شخصيت برجسته پرداخته و حتي منطقه ي قيام او را نيز به مسلمانان نشان داده است، زيرا:

اولا- پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله با جمله ي «اسمه اسم نبي» يعني: نام او نام پيغمبري است نخست بصورت رمز و كنايه به معرفي نام وي اقدام نموده و بدين وسيله جان او را از خطرات احتمالي مصون و محفوظ نگهداشته است.

و ثانيا-با اشاره به نام جائي به نام «قزوين» كه در شمار يكي از بزرگترين و معروفترين شهرهاي معروف ايران و جزء «بلاد جبل» بوده است جهت منطقه ي جغرافيايي قيام چنين شخصيت سرشناسي را نيز تعيين فرموده است.



[ صفحه 437]



يك سؤال:

با اين توضيح ممكن است خواننده ي گرامي سؤال كند كه پيغمبران الهي بسيارند، آيا هدف پيغمبر اسلام از اين جمله كه فرموده است (نام او، نام يكي از پيغمبران است) اين پيغمبر، كداميك از پيغمبران الهي است؟!

جواب اين سؤال بسيار روشن است، زيرا معلوم است كه هدف پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله نام يكي از پيغمبران بزرگ و انبياء اولوالعزم، و پيغمبري است كه معمولا اكثريت مردم، با نام و نشان او آشنايي داشته و يا لااقل بيشتر مسلمانان نام وي را شنيده باشند.

روي اين بيان ترديدي نيست كه چنين پيغمبري كه رسول خدا صلي الله عليه و آله به نام او اشاره نموده است، يكي از پيغمبران بزرگ و سرشناس و اولوالعزم بوده است و بطوري كه مي دانيم انبياء اولوالعزم پنج نفرند كه اكثر مردم، يا دست كم اكثر قريب به اتفاق مسلمانان نام آنها را شنيده و به حقانيت دين و آئينشان پي برده اند و اين پنج نفر به ترتيب عبارتند از: 1- نوح نبي الله. 2- ابراهيم خليل الله. 3- موسي كليم الله. 4- عيسي روح الله. 5- محمد صلي الله عليه و آله حبيب الله.

و البته مسلم است كه منظور رسول اكرم صلي الله عليه و آله از جمله ي (نام او نام يكي از پيغمبران است) خود آن حضرت نبوده، بلكه مقصودش شخص ديگري از انبياء سرشناس بوده است، زيرا: اگر منظور رسول خدا صلي الله عليه و آله از اين جمله، خود آن حضرت بود مي فرمود: نام او نام من، و يا اينكه نام او همنام من است، و از آنجائي كه چنين نفرموده معلوم مي شود كه مقصود حضرتش نام پيغمبري ديگر از پيغمبران مشهور و سرشناس بوده است.

پس با اين دليل روشن و آشكار كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله فرموده است، نام قيام كننده اي كه از سرزمين «قزوين» قيام مي نمايد: نام يكي از پيغمبران بزرگ الهي است، جاي هيچگونه شك، براي كسي باقي نمي ماند كه آن شخصيتي كه از نواحي قزوين و طالقان و ديلم، خروج مي كند، و همنام يا يكي از پيغمبران بزرگوار و سرشناس است، و با قيام پرآوازه ي خود كوهها را پر از خوف و وحشت خواهد نمود همان او رهبر نهضت ديني ايرانيان، و قائد دولت زمينه سازان حكومت جهاني حضرت مهدي عليه السلام خواهد بود.



[ صفحه 438]



يك سؤال ديگر:

در اينجا سؤال ديگري پيش مي آيد و آن اين است كه:

پس بنابراين به موجب اين روايت قيام چنين شخصيت والائي بايد از همان شهر «قزوين» صورت بگيرد نه از جائي ديگر! جواب اين سؤال همان است كه ما قبلا در بخشهاي گذشته بطور مكرر يادآور شده و گفته ايم كه: منظور پيشوايان مذهبي از كلماتي چون، مشرق، و خراسان، بلاد جبل و امثال اينها فقط و فقط تعيين جهت جغرافيايي منطقه ي قيام بوده است، وگرنه به حسب ظاهر منظور ديگري در كار نبوده است، دليل اين گفتار اين است كه: در عين حالي كه اكثر روايات، خروج سيدهاشمي خراساني و يا سيدحسني را از ناحيه ي «شرق» و يا «خراسان» دانسته است باز هم نام جاهاي مختلفي مانند: قم، قزوين، همدان، ري، گيلان، ديلم، و امثال آن در احاديث فراواني آمده است كه همگي آنها بيانگر يك واقعيت است، و آن هم اشاره به قيام ديني و نهضت اسلامي ايرانيان قبل از ظهور است.

و تازه از اين مطلب كه بگذريم، اولا- خود قزوين تافته ي جدا بافته اي از خاك ايران و «بلاد جبل» نيست. و ثانيا- جزء سرزمين «ديالمه» است، و ديلم چنانچه قبلا هم گفتيم: قسمتهاي كوهستاني سرزمين ايران است كه از نواحي قزوين رو به سمت شمال تا منطقه ي گيلان را شامل مي شود و تمامي مناطقي را كه در دامنه ي سلسله جبال، و كوههاي پر پيچ و خم اين ناحيه واقع شده در بر مي گيرد.

يك نكته ي جالب:

نكته ي جالب توجه اينكه: اگر ما بخواهيم همانگونه كه درباره ي موقعيت جغرافيائي شهرستان مذهبي «قم» توضيح داديم حدود جغرافيايي منطقه ي «بلاد جبل» را نيز از زبان جغرافي دانهاي قديم و عصر حاضر بازگو كنيم، خواهيم ديد كه در هر كجا كه از حدود بلاد جبل و نام شهرهاي اين منطقه سخن به ميان آمده است از قزوين و سرزمين ديلم نيز سخن رفته است.

و جالبتر اينكه: عين گفته هاي جغرافي دانها دقيقا در روايات اسلامي مورد تأييد قرار گرفته و حتي شخص رسول اكرم صلي الله عليه و آله نيز شهر قزوين را جزء سرزمين ديلم قلمداد



[ صفحه 439]



فرموده است.

در اين زمينه در حديثي از آن بزرگوار نقل شده كه فرموده:

«رحم الله اخواني بقزوين، ثلاثا قالوا: يا رسول الله! و ما قزوين؟ قال: قزوين أرض من أرض الديلم، هي اليوم في يد الديلم، و ستفتح علي أمتي و تكون رباطا لطوائف من أمتي» [2] .

«خداوند برادران مرا در قزوين رحمت كند- و اين سخن را سه بار تكرار فرمود- عرضه داشتند: يا رسول الله قزوين چيست؟ فرمود: قزوين زميني است از سرزمين ديلم كه امروز در دست ديلميان است و لكن در آينده به دست امت من گشوده مي شود و آنجا پايگاه ارتباط براي گروههايي از امتم خواهد بود».

از اين حديث استفاده مي شود كه كشور اسلامي ايران قبل از ظهور پايگاه ايجاد ارتباط براي گروههايي از نيروهاي رزمنده ي اسلامي و مخالفين سفياني خواهد بود. و شيعيان از برخي نقاط جهان با ايرانيان متحد خواهند گرديد و تمام پرچمهايي كه از نقاط مختلفه ي شرق به اهتزاز در خواهد آمد همه و همه با هم يكدست و يكصدا خواهند گرديد و محل اجتماع همه ي آنها كشور اسلامي ايران خواهد بود.

و شايد بتوان گفت: اينكه در بعضي از روايات آمده است كه: «خروج سفياني و يماني و خراساني در يكسال و يكماه و يكروز خواهد بود»، [3] و در روايت مربوط به سيدحسني آمده است كه در ميان لشكريان حسني گروهي از زيديه باشند» [4] و در روايت ديگري آمده است كه «در اين ميان كه سپاهيان سفياني در كوفه مشغول كشت و كشتار ظالمانه ي خود هستند سپاهيان يماني و خراساني مانند دو اسب مسابقه مي دهند و همه ي آنها را نابود مي سازند و حتي گزارشگري را از آنها باقي نمي گذارند» [5] دليل قاطعي بر اثبات اين مدعا باشد.



[ صفحه 440]



به هر حال با توجه به اين مسأله كه «قزوين» از سوئي طبق عقيده ي جغرافي دانها جزء «بلاد جبل» و از سوئي طبق حديث رسول اكرم صلي الله عليه و آله جزء قلمرو سرزمين «ديلم» مي باشد، و از طرف ديگر، در اكثر رواياتي كه موضوع قيام ديني ايرانيان قبل از ظهور مطرح شده از غالب شهرهاي مهم و معروفي كه در طول سلسله جبال منطقه ي نامبرده قرار گرفته سخن رفته است. چنين به نظر مي رسد كه: هدف رسول اسلام صلي الله عليه و آله از ذكر نام قزوين و اينكه فرموده است،: «مردي از قزوين قيام خواهد كرد كه نامش نام پيغمبري است»، اشاره به همان نام رهبر «زمينه سازان»، و تعيين جهت جغرافيايي منطقه ي قيام آن ابرمرد آزاده در آينده تاريخ از سرزمين ايران اسلامي بوده است.

زيرا: قزوين، علاوه بر موقعيت خاص جغرافيايي و مشخصات اقليمي از ديرباز در شمار يكي از مهمترين و نامدارترين شهرهاي مركزي ايران به حساب مي آمده، كه بخصوص در اوائل اسلام رونقي به سزا داشته و از اهميت فوق العاده اي برخوردار بوده است.

و بسيار جالب است كه امام صادق عليه السلام نيز در روايت مفصلي كه پيرامون خروج سيدحسني با «مفضل بن عمر» سخن گفته است- و ما هم آن روايت را با همه ي طول و تفصيل از چندين منبع معتبر در بخش سوم نقل نموديم- حدود جغرافيايي منطقه ي نهضت مقدس سيدحسني را در ايران، همين منطقه ي نامبرده، يعني: نواحي «قزوين» و «طالقان» و «ديلم» معرفي نموده، و با يك جمله ي كوتاه با عبارت: «ثم يخرج الحسني الفتي الصبيح الذي يخرج من نحو الديلم و قزوين»، به همه ي مناطق نامبرده اشاره فرموده است.

خلاصه مطلب آنكه، با اين شرح و بسط مفصلي كه در مورد «قزوين» بعمل آورديم اگر كسي بخواهد انكار كند و بگويد: قزوين و طالقان و ديلم و گيلان جزء خاك ايران محسوب نمي شود بلكه خود يك ناحيه ي مستقل و جداگانه اي است نهايت بي خردي است.

يك تذكر:

در اينجا لازم است متذكر شويم كه نويسنده كتاب «مهدي منتظر» نيز، پس از آنكه



[ صفحه 441]



رواياتي را درباره ي نهضت «سيدحسني» آورده، و احاديث مربوط به «سيدحسني» و «خراساني» را مورد ارزيابي قرار داده است در پايان سخنش چنين مي گويد:

«پس از اين حديث» يعني: (حديث مربوط به سيدحسني) ظاهر مي شود كه او از همان نواحي «ديلم» است، زيرا كه دعوت او در ميان «ديالمه» است. اما از چه شهري و از كجا معلوم نيست، بنابراين ممكن است، اين حديث از پيغمبر صلي الله عليه و آله كه فرمود: مردي از قزوين خروج مي كند كه اسم او اسم پيغمبري باشد، اشاره به او، يعني: اشاره به نام سيدحسني باشد. [6] .

2- مرحوم علامه ي مجلسي -عليه الرحمه-، در كتاب «بحارالانوار» به نقل از كتاب «غيبت نعماني» درباره ي پاره اي از علائم قيام حضرت ولي عصر -عجل الله تعالي فرجه- حديثي را از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده است كه چون متضمن حوادثي عجيب، و شگفت آور، و پيروزي ايرانيان و شكست دشمن در جنگ با آنها است و در ضمن به رهبري مردي از ايرانيان كه همنام با پيغمبري است اشاره دارد همه ي آن حديث را براي مزيد اطلاع خوانندگان نقل مي كنيم.


[1] غيبت شيخ طوسي ص 270 ط- نجف و بحارالانوار ج 52 ص 213.

[2] كنزالعمال ج 12 ص 294 ح 35094 درباره ي قزوين و اينكه اين شهر تاريخي كهن از ديدگاه روايات اسلامي جزء سرزمين ديالمه مي باشد روايات چندي از رسول خدا (ص) وارد شده كه خوانندگان گرامي مي توانند به كتاب كنزالعمال ج 12 ص 292 الي 298 ط- بيروت مراجعه فرمايند.

[3] بحارالانوار ج 52 ص 232 و بشارةالاسلام ص 93.

[4] الانوارالنعمانيه جلد 2 ص 88-87.

[5] بحارالانوار ج 52 ص 186 و 274.

[6] مهدي منتظر ص 164 طبع صدوق، سال 1384 هجري.