کد مطلب:277014 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:82

رهبر نهضت سيد حسيني است
ما قبلا وعده داديم كه از نظر اخبار و احاديث اسلامي ثابت خواهيم كرد كه رهبر نهضت ايرانيان و قائد دولت زمينه سازان حكومت جهاني حضرت مهدي عليه السلام «سيدحسيني» و از اولاد سرور آزادگان جهان حضرت حسين بن علي عليهماالسلام است.

اينك موقع آن رسيده است كه به وعده خود وفا نموده و رواياتي كه درباره ي «حسيني» بودن آن سيد بزرگوار و انقلابي كم نظير رسيده است متذكر گرديم، تا صدق سخنان گذشته ما بر خواننده عزيز معلوم شده و به روشني دريابيم كه نخستين قيام كننده اي كه در روايات آمده است از سرزمين شرق و خراسان: يعني از ايران، برمي خيزد و با قيام اسلامي خود جهان را متزلزل و دنيا را دچار ترس و وحشت، و سياستمداران عالم را در حيرت و سردرگمي فرو مي برد در حقيقت «سيد حسيني» و از ذريه ي سالار شهيدان حضرت حسين بن علي عليهماالسلام است و ما در اين باره سخني بگزاف نگفته ايم.

اكنون براي تحقيق اين مطلب به نقل، و بررسي آن روايات مي پردازيم.

1- مرحوم علامه ي مجلسي (ره) در كتاب نفيس «بحارالانوار» در يك حديث طولاني (يعني: حديث معراج) كه ما قسمتي از آن را در اينجا مي آوريم، از ابن عباس و او از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايتي را بدين صورت آورده است:

«پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: خداوند عالم جزء حوادثي و علائمي كه درباره ي ظهور حضرت مهدي عليه السلام در شب معراج به من اعلام نموده اين بود كه فرمود:

يا محمد! از جمله ي عطاهائي كه بتو مرحمت فرموده ايم آن است كه: يازده مهدي و امام را كه از دودمان تو و از نسل فاطمه عليهاالسلام دختر تو مي باشند بيرون مي آوريم و آخر آنها كسي است كه «عيسي بن مريم» عليه السلام پشت سر او نماز مي گزارد، او زمين را پر از عدل و داد مي كند چنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد. من بوسيله ي او مردم را از سراشيبي سقوط نجات مي دهم و به شاهراه هدايت راهنمايي مي كنم و كوران و بيماران را شفا خواهم داد.

عرض كردم: الهي اينها كه فرمودي در چه وقت ظاهر مي شود؟

خطاب رسيد يا محمد! اين در وقتي است كه علم و دانش از ميان مردم برداشته



[ صفحه 452]



شود و جهل و ناداني آشكار گردد و قاريان قرآن بسيار و علم و عمل اندك، و قتل و كشتار فراوان، و فقهاي هدايت پيشه كم، و فقهاي ضلالت كيش و خيانتكار زياد و شعرا فراوان گردند، و امت تو قبرستانهاي خود را مسجد كنند و قرآنها را زينت داده و طلا كاري و رنگ آميزي كنند، و مساجد را نقاشي نمايند و ظلم و فساد بسيار شود و كارهاي زشت و ناپسند آشكار گردد و امت تو را به ارتكاب كارهاي ناپسند و ناستوده دستور دهند و آنان را از انجام كارهاي خوب و نيك باز دارند و فرمانروايان كافر، و سران آنها بي دين و زناكار، و فاجر، و دستياران آنها ستمگر، و صاحب نظران و مشاوران آنها فاسق باشند.

يا محمد! در آن موقع سه خسف (يعني فرورفتگي) در زمين روي خواهد داد يكي در سمت «مشرق» و يكي در سمت «مغرب» و يكي در «جزيرةالعرب» و شهر بصره به دست شخصي از دودمان تو كه اتباع و ياران او (زنجي باشند) خراب و ويران گردد.

«و خروج رجل من ولد الحسين بن علي عليهماالسلام» و از جمله ي آن علائم اين است كه: «مردي از اولاد امام حسين عليه السلام (يعني: سيدحسيني) پيش از ظهور حضرت مهدي عليه السلام قيام و انقلاب خواهد نمود» [1] .

در اين حديث شريف بطوري كه ملاحظه مي فرمائيد، خداوند عالم با تمام صراحت به قيام مردي از دودمان حسين بن علي عليهماالسلام خبر داده و نهضت و انقلاب او را از جمله ي علائم ظهور و قيام قائم آل محمد صلي الله عليه و آله و نشانه ي نزديكي انقلاب جهاني حضرت ولي عصر -ارواحنا له الفداء- دانسته و جاي شك و ترديد براي طالبان حق باقي نگذارده است.

با اين توضيح و اصل روايت، همه چيز روشن و آشكار است ولي در عين حال، ممكن است خواننده ي عزيز به ما اشكال كند و بگويد: كساني كه در طول غيبت امام زمان عليه السلام از نسل امام حسين عليه السلام قيام كرده اند فراوانند، و معلوم نيست كه منظور از اين حديث از قيام مردي از فرزندان امام حسين عليه السلام كداميك از سادات «حسيني» بوده است.

البته جواب اين پرسش بسيار واضح و آشكار است و نيازي به توضيح ندارد، زيرا بطوري كه ملاحظه نموديد خبر دهنده خدا، و مستمع و شنونده رسول خدا صلي الله عليه و آله مي باشد



[ صفحه 453]



و پر واضح است كه وقتي خداوند عالم از نهضت كسي خبر مي دهد او يك شخص عادي نيست و قيامش را نيز خرد و كوچك نبايد شمرد، و هم چنين مسلم است كه چنين قيام و انقلابي با ساير قيامهائي كه در گذشته روي داده و يا در گوشه و كنار جهان اتفاق مي افتد امتياز و تفاوت بسيار دارد، چه آنكه هر انسان عاقلي بخوبي درك مي كند كه آن قيام و انقلابي كه خدا و رسولش از آن خبر مي دهند قهرا بايد نظير قيام پيامبران و مردان بزرگ الهي بوده، و آن چنان عظيم و وسيع و بزرگ باشد كه همه ي جهان هستي را فرا گرفته و وضع دنيا مادي و اوضاع عالم را دگرگون ساخته و همه ي جهانيان را از خواب غفلت و خرگوشي بيدار نمايد.

در هر صورت ترديدي نيست كه وجود و ماهيت چنين انقلابي غير از ساير انقلابها است و در يك محدوده ي خاص محصور نمي شود بلكه انقلابي عظيم، و پرآوازه، پر سر و صدا و جهانگير است و اين چيزي است كه عقل و انديشه ي هر انسان عاقلي بدان گواهي مي دهد و نياز به استدلال ندارد.


[1] بحارالانوار ج 51 ص 70 و «اكمال الدين صدوق» ج 1 ص 363.