کد مطلب:280077 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:65

حضرت مهدي صاحب الزمان
(كمال الدين و اكمال النعمة ج 3 ص 331):

عن عبدالله بن بكير عن عمرو بن الاشعب قال: سمعت اباعبدالله (ع) يقول: اترون الامر الينا فضعه حيث نشاء؟ كلا والله انه لعهد من رسول الله (ص) الي رجل فرجل حتي ينتهي الي صاحبه.

بنقل از عبدالله بن بكير از عمرو بن اشعب گفت: از حضرت امام صادق (ع) شنيدم مي فرمود: آيا نمي بينيد امر را بسوي ما كه هر كجا بخواهيم مي گذاريم؟ هرگز بخدا قسم آن عهدي از حضرت رسول اكرم (ص) از مردي پس از مردي تا به صاحب آن برسد.

(كمال الدين واتمام النعمة ص 339):

عن محمد بن ابي نصر عن عقبة بن جعفر قال: قلت لابي الحسن الرضا (ع): قد بلغت ما بلغت و ليس لك و لد فقال يا عقبة بن جعفر ان صاحب هذا الامر لا يموت حتي يري من بعده.

بنقل از محمد بن ابي نصر از عقبة بن جعفر گفت: به حضرت امام رضا (ع) عرض كردم شما به سني رسيده ايد در حالي كه فرزندي براي شما نيست فرمود: اي عقبه من جعفر همانا صاحب اين امر نمي ميرد تا فرزند پس از خود را ببيند.



[ صفحه 432]



(كمال الدين و اتمام النعمة ص 405):

عن حماد بن عمر و عن الامام جعفر بن محمد عن ابيه عن جده عن علي بن ابيطالب في حديث طويل في وصية النبي (ص) يذكر فيها ان رسول الله (ص) قال له: يا علي و اعلم ان اعجب الناس ايمانا و اعظمهم يقينا قوم يكونون في آخرالزمان لم يلحقوا النبي و حجب عنهم الحجة فامنوا بسواد علي بياض.

بنقل از حماد بن عمرو از حضرت امام صادق (ع) از پدر و جد بزرگوارش (ع) از حضرت اميرالمؤمنين (ع) در ضمن حديثي طولاني در وصيت حضرت رسول خدا (ص) كه در آن وصيت به اميرالمؤمنين (ع) فرمود: يا علي بدانكه از همه مردم ايمان كساني از همه ي عجيب تر و يقينشان از همه بزرگتر است كه در آخرالزمان نه به پيغمبر (ص) ملحق شده اند و حجتشان از ايشان مخفي باشد ولي ايمان به نوشته داشته باشند.

(بحار ج 51 ص 17):

عن الحسن بن الحسين العلوي قال: دخلت علي ابي محمد (ع) بسر من رأي فهنأته بسيدنا صاحب الزمان (ع) لما ولد.

بنقل از حسن بن حسين علوي گفت: بخدمت حضرت امام حسن عسكري (ع) در سامرا هنگامي حضرت مهدي (ع) متولد شده بود براي عرض تهنيت و تبريك رسيدم.

(وسائل الشيعه ج 18 ص 42):

عن بن اذنية عن غير واحد، عن أحدهما (ع) قال: لا يكون العبد مؤمنا حتي يعرف الله و رسوله (ع) و الأئمة (ع) كلهم امام زمانه و يرد اليه و يسلم له الحديث.

بنقل از ابن اذنيه (ره) از جمعي از حضرت امام باقر (ع) يا امام صادق (ع) فرمود: بنده مؤمن نخواهد بود تا آنكه خدا و رسولش (ص) وهمه ي ائمه و امام زمان (ع) خود را بشناسد وامر خود را به آن حضرت رد و تسليم نمايد الحديث.

(وسائل الشيعه ج 18 ص 44):

عن زرارة (رض) عن ابي جعفر (ع) في حديث الأمامة قال: أمالو أن رجلا قام ليله و صام نهاره و تصدق بجميع ماله و حج جميع دهره و لم يعرف ولاية ولي الله



[ صفحه 433]



فيو اليه و يكون جميع أعماله بدلالته اليه ما كان علي الله حق في ثوابه: و لا كان من اهل الايمان.

بنقل از زراره (رض) از امام باقر (ع) در حديث امامت فرمود: اگر كسي تمام شبهاي خود را به نماز و تمام روزهايش را به روزه بگذراند و تمام مال خويش را صدقه دهد و همه عمر خود را حج گذارد ولي ولايت ولي خدا (ع) را نشناسد و دوستش ندارد و همه كارهاي خود را به راهنمائي او انجام ندهد. بر خدا حق ثوابي ندارد و در زمره اهل ايمان بشمار نخواهد آمد.

(وسائل الشيعه ج 18 ص 45):

عن سدير عن ابي جعفر (ع) قال في حديث: انما كلف الناس ثلاثة: معرفة الائمة، و التسليم لهم فيها ورد عليهم، و الراد اليهم فيما اختلفوا فيه.

بنقل از سدير از امام باقر در ضمن حديثي فرمود: همانا مرد به سه چيز مكلفند: به شناخت امامان (ع) و در آنچه بر آنها وارد مي شود تسليم امامان گردند و در اختلافات خود رجوع به امامان (ع) كنند.

(وسائل الشيعه ج 18 ص 47):

عن ابي عبدالله (ع) قال: نحن أصل كل خير، و من فروعنا كل بر، و عدونا اصل كل شر، و من فروعهم كل قبيح و فاحشة.

امام صادق (ع) فرمود: ما اصل و ريشه ي هر خوبي هستيم و هر نيكي از فروع ما مي باشد و دشمنان ما اصل و ريشه همه شرها و بديهايند و هر كار زشت و قبيحي از فروع آنها است.

(وسائل الشيعه ج 18 ص 85):

عن أبي عبدالله (ع) قال: و الله ما جعل الله لأحد خيرة في اتباع غيرنا و ان من وافقنا خالف عدونا، و من وافق عدونا في قول او عمل فليس منا و لا نحن منهم.

امام صادق (ع) فرمود: بخدا قسم خدا اختيار به كسي نداده در پيروي كردن از غير ما پس هر كس با ما موافق باشد با دشمنان ما مخالفت ورزيده و هر كه با دشمنان ما در گفتار و كردار موافقت كند از ما نيست و ما نيز از او نيستيم.



[ صفحه 434]



(وسائل الشيعه ج 18 ص 132):

عن اميرالمؤمنين (ع) قال: ان الله طهرنا و عصمنا و جعلنا شهداء علي خلقه، و حجته في أرضه، و جعلنا مع القران و القران معنا لا نفارقة و لا يفارقنا.اميرالمؤمنين (ع) فرمود: همانا خدا ما را پاك و معصوم قرار داد و ما را شاهد و گواه بر خلق خود و حجت در روي زمين گردانيد، و ما را با قرآن كريم و قرآن كريم را با ما قرار داد كه ما از قرآن شريف و قرآن شريف از ما جدا نمي شود.

(بحار ج 52 ص 111 و كمال الدين و تمام النعمه ج 2 ص 13 واثبات الهداة ج 3 ص 442 و اصول الكافي ج 1 ص 336):

عن يمان التمار قال: كنا عند ابي عبدالله (ع) جلوسا فقال لنا: ان لصاحب هذا الامر غيبة، المتمسك فيها بدينه كالخار للقتاد ثم قال هكذا بيده: فايكم يمسك شوك القتاد بيده؟ ثم اطرق مليا، ثم قال: ان لصاحب هذا الأمر غيبة، فليتق الله عبد و ليتمسك بدينه.

بنقل از يمان تمار گفت: ما در محضر حضرت امام صادق (ع) نشسته بوديم به ما فرمود: همانا صاحب اين امر (ع) را غيبتي باشد كه هر كس در آن غيبت بدين خود تمسك جويد مانند كسي باشد كه خرط قتاد كند (درخت خاردار كه نيش خارهايش رو بپائين باشد و كسي از پايين ببالاي آن دست بكشد) سپس فرمود: اينگونه دست خود را بر روي خارها بكشد پس كدام يك از شما تواند كه خار آن درخت را با دست نگهدارد؟ پس از آن مدتي سر مبارك را به پايين داشت آنگاه فرمود: همانا صاحب اين امر غيبتي دارد بايد بنده از خدا بترسد و بدين خود متمسك باشد.

(بحار ج 52 ص 150 و اصول الكافي ج 1 ص 336):

عن علي بن جعفر عن ابيه عن جده عن علي بن جعفر عن اخيه موسي بن جعفر (ع) قال: اذا فقد الخامس من ولد السابع فالله الله في اديانكم لا يزيلكم عنها احد يا بني انه لابد لصاحب هذا الامر من غيبة حتي يرجع عن هذا الامر من كان يقول به انما هي محنة من الله عزوجل امتحن بها خلقه لو علم اباؤكم و اجدادكم دينا اصح من هذا لا تبعوه قال: فقلت: يا سيدي من الخامس من ولد السابع؟ فقال: يا يني، عقو لكم تصغر عن هذا و احلامكم تضيق عن حمله و لكن ان



[ صفحه 435]



تعيشوا فسوف تدركونه.

فرمود: هنگامي پنجمين از فرزندان هفتمين مفقود گردد. خدا را خدا را دين خودتان مبادا كسي شما را از دين خود بلغزاند اي پسر جانم ناگزير صاحب اين امر غيبتي دارد كه حتي قائلين بوجود صاحب الامر (ع) از عقيده خود برمي گردند همانا دين؟؟ است از خداي عزوجل كه خلق خود را بوسيله آن آزمون مي كند اگر پدران و اجداد شما ديني صحيحتر از دين مي يافتند متابعت از آن مي كردند. گفت: من عرض كردم: پنجمين فرزند از هفتمين كيست؟ فرمود: اي پسرم عقلهاي شما از درك اين كوچكتر است و افكار شما توان تحمل آنرا ندارد ولي اگر زنده بمانيد آنرا ادراك مي كنيد.

(اثبات الهداة ج 3 ص 444 و بحار ج 51 ص 146 و اصول الكافي ج 1 ص 338):

عن محمد بن مسلم قال: سمعت اباعبدالله (ع) يقول: ان بلغكم عن صاحب هذا الامر غيبة فلا تنكروها.

بنقل از محمد بن مسلم (ره) گفت: از امام صادق (ع) شنيدم مي فرمود: اگر بشما از صاحب اين امر (ع) خبر غيبتي برسد منكر آن نشويد.

(بحار ج 51 ص 43 و كشف الغمه ج 2 ص 475):

عن الرضا (ع) قال: الخلف الصالح من ولد ابي محمد الحسين بن علي و هو صاحب الزمان و هو المهدي.

امام رضا (ع) فرمود: خلف صالح از فرزندان امام ابي محمد حسن بن علي عسكري صلوات الله و سلامه عليهما و صاحب الزمان و مهدي (ع) است.

(اثبات الهداة ج 3 ص 442 و اصول الكافي ج 1 ص 337):

عن سدير الصيرفي قال: سمعت اباعبدالله (ع) يقول: ان في صاحب هذا الامر شبها من يوسف (ع) قال: قلت له: كأنك تذكره حياته او غيبته؟ قال: فقال لي: و ما ينكر من ذلك هذه الامة اشباه الخنازير، ان اخوة يوسف (ع) كانوا اسباطا اولاد الانبياء تاجروا يوسف، و بايعوه و خاطبوه و هم اخوته و هو اخوفهم فلم يعرفوه حتي قال: «انا يوسف و هذا اخي» فما تنكر هذه الأمة الملعونة ان يفعل الله عزوجل بحجته في وقت من الأوقات كما فعل بيوسف. الحديث.



[ صفحه 436]



بنقل از سدير صيرفي گفت: از حضرت امام صادق (ع) شنيدم مي فرمود: همانا صاحب اين امر (ع) شباهتي به يوسف (ع) دارد عرض كردم: گويا زندگي يا غيبت او را در نظر آورده ايد؟ فرمود: آن انكاري كه همانندهاي خوكها از اين امت مي كنند. همانا برادران يوسف (ع) اسباط و نوادگان و اولاد پيغمبران بودند يوسف (ع) را وسيله تجارت خود قرار دادند و او را فروختند و به او خطابها كردند در حالي كه برادرانش بودند و او هم برادرانشان بود و او را نشناختند تا وقتي كه يوسف (ع) فرمود: «من يوسفم واين برادر من است» پس انكار مي كنند اين امت لعنت شده كه خداي عزوجل بوسيله حجت خود انجام دهد در وقتي از اوقات همچنانكه بوسيله يوسف (ع) كرد. الحديث.

(بحار ج 51 ص 33 و اصول الكافي ج 1 ص 333):

عن الحسن بن محبوب (ره) عن بن رثاب عن ابي عبدالله (ع) قال: صاحب هذا الامر رجل لا يسميه باسمه: الا كافر.

بنقل از حسن بن محبوب (ره) از ابن رئاب از امام صادق (ع) فرمود: صاحب اين امر مردي باشد كه نام اصلي او را ياد نمي كند مگر كافر.

(بحار ج 51 ص 145):

عن السيد بن محمد الحميري في حديث طويل يقول فيه: قلت للصادق جعفر بن محمد (ع): يابن رسول الله (ص) قد روي لنا اخبار عن آبائك (ع) في الغيبة و صحبة كونها فاخبرني بمن تقع؟ فقال (ع): ستقع بالسادس من ولدي و الثاني عشر من الائمة الهداة بعد رسول الله (ص) اولهم اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (ع) و آخرهم القائم بالحق بقية الله في ارضه صاحب الزمان و خليفة الرحمان و الله لو بقي في غيبته ما بقي نوح في قومه لم يخرج من الدنيا حتي يظهر فيملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت جورا وظلما.

بنقل از سيد بن محمد حميري در ضمن حديث طولاني كه گفت: به حضرت امام صادق (ع) عرض كردم: يابن رسول الله (ص) اخباري از پدران بزرگوار شما در مورد غيبت وصحت تحقق آن به ما رسيده به من خبر دهيد كه در كدام شخص اين غيبت واقع مي گردد؟ فرمود: به ششمين فرزندم كه دوازدهمين امام (ع) پس از حضرت



[ صفحه 437]



رسول اكرم (ص) واقع مي شود كه اول آن ائمه حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب و آخرشان حضرت قائم (ع) بر حق بقية الله در زمين صاحب الزمان و خليفه خداي رحمان صلوات الله و سلامه عليهم مي باشند بخدا قسم اگر در غيبت خود مانند خود نوح (ع) در قومش باقي بماند از دنيا بيرون نمي رود تا ظاهر شود و زمين از عدل و داد پر كند چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد.

(بحار ج 51 ص 151):

عن العباس بن عامر قال: سمعت اباالحسن موسي (ع) يقول: صاحب هذا الامر يقول الناس لم يولد بعد.

بنقل از عباس بن عامر گفت: از حضرت امام ابوالحسن موسي الكاظم (ع) شنيدم مي فرمود: در مورد صاحب اين امر (ع) مردم مي گويند: هنوز متولد نشده است.

(يوم الخلاص ص 67):

قال البخاري: ان الاحاديث في صاحب الزمان، الغائب عن العيان، الموجودة في كل الازمان، كثيرة متضافرة. و اصحابه قد خلصوا من الريب و سلموا من العيب و اخذوا بطريق الهداة و سلكوا من طريق الحق الي التحقيق و به ختمت الخلافة و الأمامة، و هو امام منذ وفاة ابيه الي يوم القيامة، يدعو الناس الي ملته، و هي ملة النبي (ص).

بخاري گويد: همانا احاديث درباره ي صاحب الزمان (ع) كه از ديدگان نهان و موجود در همه ي زمانها است بسيار و بي شمار مي باشد و يارانش از ريب و شك خالص شده و از عيب و نقص سالمه و راه هدايت در پيش گرفته و از طريق حق به تحقيق رسيده اند و خلافت و امامت بوجود او ختم گشته و او از زماني كه پدر بزرگوارش (ع) رحلت فرمود تا روز قيامت امام و رهبر است و مردم را به ملت خود كه همان ملت حضرت رسول اكرم (ص) است دعوت مي فرمايد.

(منتخب الاثر ص 319):

ينابيع المودة عن نوف انه قال: رأية المهدي فيها مكتوب البيعة لله.

در كتاب ينابيع الموده از نوف بكالي روايت كرده كه در پرچم حضرت مهدي نوشته شده است بيعت براي خدا.



[ صفحه 438]



(منتخب الاثر ص 319):

كمال الدين: انه يكون في راية المهدي الرفعة لله عزوجل.

در كتاب كمال الدين روايت شده كه در پرچم مهدي (ع) نوشته شده رفعت و عظمت براي خداي عزوجل است.

(منتخب الاثر ص 319):

بحارالأنوار: عن السيد علي باسناده الي كتاب الفضل بن شاذان قال روي انه يكون في راية المهدي اسمعوا و اطيعوا.

در كتاب بحارالانوار از سيد علي باسنادش از كتاب فضل بن شاذان روايت شده كه در پرچم حضرت مهدي (ع) است بشنويد و اطاعت كنيد.



[ صفحه 439]