کد مطلب:280094 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:110

اشعار صفيعليشاه




بر باد داده زلف مجعد را

در بند كرده عقل مجرد را





[ صفحه 591]





گر پي بري به لعل روان بخشش

باور كني حساب مؤيد را



در پيرهن لطافت اندامش

باشد گواه روح مجسد را



روشن علامتي است رخش در زلف

بر غيبت و ظهور محمد (ص) را



قائم (ع) كه حق زدود نخستين كرد

دائر به وي ولايت احمد را



هرگز نبوده جز ز خط سبزش

آرايش اين رواق زبرجد را



بر طي و نشر نيست جز او مالك

سطح زمان و كودن محدد را



بر قبض و بسط نيست جز او حاكم

عصر وجود و ملك مخلد را



در ساحت تصرف و تقديرش

نبود تفاوت اقرب و ابعد را