کد مطلب:282586 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:136

اهميت توقيعات و استدلال به آنها
آشكارترين اثر وجودي و تربيتي امام غايب در مدت غيبت صغري توقيعات صادره از آن حضرت است. چنان كه مي دانيم مهدي موعود (ع) آخرين خليفه آفريدگار بر زمين براي هدايت و رهبري توده هاي انساني است. پنهان از چشمها مي زيد تا از كيد دشمنان محفوظ ماند، و دست ستم به آستان والايش نرسد، و چون پدران خود به زهر جفا يا شمشير كين كشته نشود، و آثار وجودي خليفه الله از جهان نابود نگردد. اما اين ناپيدايي و نهان زيستي چنان نيست كه همانند نابودن امام بر صحنه زمين باشد و وجود و عدمش يك سان، نه و الله! كه علاوه بر آثار معنوي و افاضات پنهاني - كه اهلش از آن برخوردارند - امام غايب چون امام حاضر به وظيفه پيشوايي ديني خود كه هدايت و تربيت نفوس و مدد رساني



[ صفحه 6]



به دانشمندان پارساي مذهبي و نگهداشت آنان از لغزشهاست مي پردازد و در حراست و مرزباني حريم دين الهي و ديگر مسووليتها و تعهداتي كه نسبت به كشورهاي اسلامي دارد مي كوشد، و آن كس كه زكوي آشنايي ست مي داند كه هدايت و دستگيري و نگهباني حضرتش چگونه است، كه خود ديده و بهره مند گشته. يكي از جلوه هاي بارز اين راهنمايي در زمان غيبت كوتاه مدت آن حضرت، همين توقيعات است كه به وسيله نايبان خاص براي شيعيان فرستاده اند. زيرا اگر فيض بخشي و لطف نهاني آن حضرت را بيشتر مردم احساس نكرده اند، و يا گروهي تحقيق نكرده اخبار متواتر [1] در ضرورت حجت خدا را به چشم قبول و اعتنا نمي نگرند، اما توقيعاتي كه در مدت 69 سال غيبت صغري از طرف حضرت صادر شده، داراي خصوصياتي است كه نه تنها براي مردم آن عصر دليل عيني و نشان آشكار بر صدورش از سوي امام غايب بوده، بلكه چون از همان زمان در كتب محدثان موثق و علماي محقق ثبت و ضبط گشته، براي ما نيز امروز مي تواند دليلي مشهود و اثري روشن بر صدورش از ناحيه آن حضرت باشد، كه انكارش جز بر عناد يا حق پوشي حمل نگردد، و چگونه چنين نباشد در حالي كه اين توقيعات با خط و نشان شناخته شده بر دست مطمئن ترين افراد به شيعيان مي رسيده، و آنان آثار درستي را - مانند نهان داني و پيش گويي امام -



[ صفحه 7]



در آنها مي ديدند، و سپس با تمام خصوصيات اين نامه ها را در كتب خود نقل مي كردند. اين كتابها كه اصل [2] ناميده مي شد در اختيار دانشمنداني متتبع چون محمد بن يعقوب كليني (متوفي به سال 329 هجري) و محمد بن علي بن بابويه معروف به شيخ صدوق (در گذشته به سال 381) كه در زمان غيبت صغري يا اندكي پس از آن مي زيستند قرار گرفت، و اين پويندگان راه دين و دانش به گرد آوري اخبار و تنظيم و تحقيق درباره آنها پرداختند. آثار علمي اين محققان كه بيشتر از قرن چهارم و آعاز غيبت كبري به بعد است موجود و مرجع و ماخذ پژوهندگان امروزيست، و به استناد همين كتب معتبر هزار ساله است كه ما به توقيعات اعتماد و اتكا مي كنيم، و هم آنها را دليل آشكار بر نظارت و مرزباني حضرت مهدي عليه السلام از جامعه اسلامي مي دانيم. هر چند روايات رسيده از رسول اكرم و اميرالمومنين و ديگر امامان معصوم درباره مهدي موعود عليه السلام آن قدر فراوان و متواتر است [3] .



[ صفحه 8]



كه جاي ترديد براي مسلمانها حقيقت جو و بلكه هر محقق منصف باقي نمي گذارد، اما نويسنده معتقد است پس از اثبات درستي توقعيات و مطالعه تعدادي از آنها خوانندگان نسبت به اين موضوع اعتقادي اطمينان قلب بيشتري مي يابند. اميد است در اين كوشش علمي حوصله و داوري منصفانه خوانندگان نويسنده را ياري و همراهي كند، تا معرفت بيشتري نسبت به امام زمان خود پيدا كنيم، كه در حديثي از حارث بن مغيره روايت شده: به حضرت صادق عليه السلام گفتم: آيا رسول خدا (ص) گفته است: هر كس بميرد و امامش را نشناسد مانند عهد جاهليت مرده است؟ حضرت فرمود: بلي. گفتم جاهليت كامل (مانند قبل از اسلام) يا



[ صفحه 9]



جاهليتي كه فقط امامش را نشناسد. حضرت پاسخ داد: جاهليت كفر و نفاق و گمراهي. [4] بنابر اين بايد مساله شناخت امام و معرفت نسبت به حجت خدا را با اهميت بيشتر تلقي كرد و تحقيق لازم را انجام داد.



[ صفحه 10]




[1] خبر متواتر: در اصطلاح علم الحديث منظور خبر جماعتي است كه - في حد نفسه نه به ضميمه قرائن - اتفاق آنان بر كذب محال و در نتيجه موجب علم (= يقين) به مضمون خبر باشد (علم الحديث، ص 144).

[2] اصل: در اصطلاح علماي حديث مجموعه اي از روايات است كه راوي بلا واسطه از لسان امام شنيده و ضبط نموده باشد. ولي چنانچه بواسطه كتاب ديگر (كه از امام اخذ شده) مجموعه اي گرد آورد، به اين مجموعه فرع و به مرجع اولي اصل گويند. (الذريعه 126:2)، يا مراد به اصل مجرد كلام امام است، در مقابل كتاب و مصنف كه در آنها علاوه بر كلام ائمه از خود مولف نيز بياناتي هست (رجال بوعلي، 11) به نقل از علم الحديث، ص 72.

[3] براي ملاحظه اخبار رسيده از رسول اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) در باب مهدي موعود به عنوان نمونه اين كتابها ذكر مي شود: - الاصول من الكافي، محمد بن يعقوب كليني (م 329)، ج 1، كتاب - الحجه، ص 328 - 372 - كتاب الغيبه، محمد بن ابراهيم النعماني (من اعلام القرن الرابع). - كمال الدين و تمام النعمه، ابوجعفر محمد بن علي بن حسين بن بابويه القمي. - كتاب الغيبه، شيخ الطائفه ابوجعفر محمد بن الحسن الطوسي. - بحارالانوار، محمد باقر المجلسي، المكتبه الاسلاميه، ج 51 و 52) برابر جلد 13 چاپ كمپاني). - المهدي، السيد صدرالدين الصدر. - منتخب الاثر في الامام الثاني عشر عليه السلام، لطف الله صافي گلپايگاني. اين كتاب تمام خصوصيات و بشارتهاي امام قائم (ع) را بتفصيل ضمن نقل احاديث روايت شده از طريق عامه و خاصه بر مي شمرد و تاليفي جامع است. - خورشيد مغرب، محمد رضا حكيمي.

[4] رك: الاصول من الكافي، 377:1 چند روايت ديگر نيز به همين مضمون نقل شده.