کد مطلب:282588 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:137

نظري به تاريخ آن زمان
نگاهي گذرا به تاريخ زندگي ائمه بعد از حضرت رضا عليه السلام و رفتاري كه فرمانروايان با آنان و دوستانشان داشتند حكايت از اين دارد كه بد رفتاري و فشار آن خلفاي غاصب نسبت به جانشينان حقيقي پيامبر قوس صعودي مي پيمود. چنان كه محدوديت و سختگيري بر امام دهم حضرت هادي (ع) بيش از امام نهم - حضرت جواد (ع) - بود، همچنان كه مراقبت بر داخل خانه امام حسن عسكري (ع) و گماشتن جاسوسهاي زن و مرد بر ايشان افزون از امام دهم بود براي هر كس كه تاريخ حيات اين امامان را مطالعه مي كند همواره اين سوال مطرح است كه چرا اين بزرگ مردان الهي كه از سلامت كامل روح و بدن برخوردار بودند چنين اندك زيستند و نگذاشتند آثار وجوديشان آشكار شود؟ چرا بايد امام جواد (ع) 25 سال و امام حسن عسكري 28 سال زندگي نمايند و به سم جفا كشته شوند؟ چرا بايد از 42 سال عمر حضرت هادي حدود 20 سال آن تحت نظر يا در زندان



[ صفحه 12]



گذشته باشد؟ [1] چرا بايد امام دهم و يازدهم از زادگاهشان مدينه ناخواسته تبعيد شوند و در سامرا در محلي كه لشكرگاه سلطان است تحت نظر و مراقبت شديد آن جاه طلبان قرار گيرند؟ از جمله ويژگيهاي نيم قرن از حكومت عباسيان در سامرا - از سال 227 تا 279 - ضعف دستگاه فرمانروايي و استيلاي مواليان ترك و انقلاب صاحب زنج كه خود را علوي و حامي زحمت كشان مي دانست، و بالاخره نهضتهاي متعددي است كه به طرفداري از رضاي آل محمد (ص) و بر ضد ستم هيات حاكمه انجام مي گرفت، بحدي كه از آغاز حكمراني معتصم تا پايان عهد معتمد - كه بيش از نيم قرن زمان گرفت - 18 نهضت و قيام روي داد كه همه از طرف علويان بود. انقلابيون بپاخاسته مردم را كه از فساد و مال اندوزي و كشتار فرمانروايان به ستوه آمده بودند به عنوان كلي رضاي آل محمد فرا مي خواندند نه به نام خاص امام زمانشان، زيرا بيم آن مي رفت كه دستگاه جبار، امام را به طغيان و اخلال عليه حكومت متهم كند و فورا بكشد. ظاهرا اين داعيان انقلابي معتقد بودند كه در صورت پيروزي امام را به رهبري برگزينند و در صورت عدم موفقيت خود را فداي عقيده و آرمان و امام خويش كنند. اگر نهضت كنندگان را در دعوتشان صادق و صميمي هم ندانيم، اين حقيقت انكار ناپذير است كه آل محمد شايستگي و حق حكومت داشته اند، و اين امري مسلم و مقبول بوده كه رهبران مردم را بدان مي خواندند، هر چند در باطن رياست خود را نيز



[ صفحه 13]



طالب بودند. [2] اگر خواسته باشيم فهرست وار هم اوضاع سياسي - اجتماعي شيعه و پيشوايانش را در مدت امامت حضرت هادي و عسكري عليهما السلام - از سال 220 تا 260 - نقل كنيم سخن به درازا خواهد كشيد و از هدف اصلي باز مي مانيم، بدين جهت طالبان را به كتب مربوط بخصوص تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم (عج) رجوع مي دهيم كه اثري تحقيقي و پر فايده است، [3] اينجا همين قدر متذكر مي شويم كه از مجموع مطالعات اين واقعيت خودنمايي مي كند كه آن سلاطين ستمگر - و نه خلفاي رسول الله - بر طبق اخبار فراواني كه از پيامبر اكرم و اميرالمومنين و فرزندانش رسيده بود، مي دانستند مصلح موعود كه قائم آل محمد (ص) است از اين خاندان ظهور خواهد كرد، و جهان را پس از آن كه ظلم و جور همه جا را فرا گرفته از قسط و عدل پر خواهد كرد، [4] و مهدي موعود (ع)



[ صفحه 14]



است كه حكومت اسلامي واقعي را كه بر پايه توحيد و برابري و برادري و رعايت حقوق همه افراد است ايجاد خواهد كرد. بنابر اين قدرت و سلطنت آنها نابود شدني است، و چون به خيال خام خود مي خواستند از تحقق آن حكومت عدل جلوگيري كنند، نسبت به ائمه معصومين به چنان فجايع و جناياتي دست مي زدند و آنان را سخت زير نظر داشتند. در چنين شرايط اجتماعي و سياسي خاص بود كه امام هادي و بخصوص حضرت عسكري عليهما السلام به اجبار زندگي مخفيانه و كم - معاشرت را پيش گرفتند و با رعايت تقيه و حفظ ظاهر به وظايف اجتماعي و رهبري شيعيان پرداختند، [5] و با وجود اين به حبس و قتل محكوم مي شدند.


[1] رك: ترجمه فرق الشيعه، صد و بيست و دو.

[2] رك: پژوهشي در زندگي امام مهدي (ع) و نگرشي به تاريخ غيبت صغري، 69 - 72.

[3] تاليف و تحقيق دكتر جاسم حسين، ترجمه دكتر سيد محمد تقي آيت - اللهي، انتشارات امير كبير، 1367.

[4] اشاره به اين حديث است كه از پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت معصومش از طرق مختلف روايت شده است. ما به ترجمه يكي از آنها بسنده مي كنيم: شيخ صدوق در كمال الدين با ذكر سلسله اسناد از عبدالله بن عمر نقل مي كند كه گفت: از حسين بن علي - عليه السلام - شنيدم كه مي گفت: از رسول خدا (ص) اين چنين شنيدم كه مي گفت: اگر از دنيا جز يك روز نمانده باشد خدا اين روز را طولاني مي كند نامردي از فرزندانم بيرون آيد (ظهور كند) و دنيا را از عدل و قسط پر كند چنان كه از جور و ظلم انباشته شده است. منتخب الاثر، ص 247 در همين باب 25 اين كتاب 123 حديث به همين مضمون نقل شده.

[5] رك: تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم (عج)، فصل دوم. قابل ذكر است: از فرط تقيه گاه از امام دوازدهم به غريم نام مي بردند، غريم از لغات اضداد است، و به معني مديون و دائن هر دو استعمال مي شود. رك: بحارالانوار، ج 297 - 298 و 51.