کد مطلب:282592 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:139

ابوجعفر محمد بن علي قمي ملقب به صدوق
ابوجعفر محمد بن علي بن حسين بن بابويه قمي معروف به ابن بابويه و ملقب به صدوق (هميشه راستگو). سال وفاتش 381 هجري است و چون مدت عمرش را هفتاد و اند سال نوشته اند بنابر اين تولدش حدود سالهاي 302 تا 310 در شهر قم و در زمان غيبت صغري مي باشد. در نوجواني حضور دومين و سومين نايب خاص امام غايب رسيده و طبعا بسياري از اخبار را از ناقلان نخستين و بدون واسطه شنيده، و مهمتر آن كه او خود به دعاي ولي عصر عليه السلام زاده شده، و چنان كه در خبر آمده وجودي پر بركت بوده كه خداوند به وسيله او به مردم خير رسانده است. [1] عنايات ولي عصر (ع) پيوسته شامل حالش بوده، چنان كه خود در مقدمه كتاب كمال الدين مي نويسد: انگيزه تصنيف اين كتاب نيز توصيه اي بوده



[ صفحه 20]



كه امام زمان (ع) در خواب به او كرده و خواسته اند كتابي در موضوع غيبت تاليف كند كه در آن، دوران پنهان زيستي پيامبران از امتشان ذكر شده باشد. [2] از امتيازات زندگي صدوق اين كه وي براي تكميل معلومات خود به مسافرتهاي علمي پرداخته، و از زادگاهش قم به مراكز علمي كشور پهناور اسلامي كوچ كرده است، تا از مجلس فقيهان و محدثان بهره گيرد و به روش سماع و شنيدن مستقيم از استاد حديث آموزد، و سپس خود به افاضه و تعليم پردازد. او با اين هدف مقدس از قم به شهرهاي ري استر آباد، جرجان، نيشابور، مشهد الرضا (ع)، مروالرود، بغداد، كوفه مكه، مدينه، همدان، بلخ، ايلاق، سمرقند، فرغانه سفر كرد و به تعلم و تعليم پرداخت. [3] در آن عصر مساله روز مجامع ديني، غيبت فرزند امام حسن عسكري عليه السلام و شبهاتي بود كه از گروههاي مختلف و فرقه هاي مذهبي عليه شيعه دوازده امامي مي شد. او براي جوابگويي به مخالفان در معركه بحث آزاد گام نهاد و جهاد علمي خود را آغاز كرد، و با ادله عقلي و نقلي به دفع شبهات و اثبات حقانيت مذهب شيعه اماميه پرداخت و چنان نيكو از عهده بر آمد كه زبان زد همه گشت، و قدرت استدلال او و استواري مباني تشيع مبرهن گرديد. در بخش اول كتاب كمال الدين نمونه اي از مناظرات و احتجاجات او نقل شده. در پاسخ به اشكالهايي كه در اطراف موضوع غيبت امام مي شود با ناووسيه [4] و واقفه [5] و زيديه [6] و



[ صفحه 21]



ديگر منكران به بحث پرداخته و درستي مذهبي اهل البيت را اثبات كرده، كوتاه سخن آن كه صدوق پرچمدار فقه شيعه و پيشواي محدثان و مدافع مذهب اماميه و صاحب سيد تاليف خرد وكلان مي باشد كه معروفترين آنها عبارتست از: من لا يحضره الفقيه (دومين كتاب از كتب اربعه حديث شيعه) كمال الدين و تمام النعمه، عيون اخبار الرضا عليه السلام، علل الشرايع، كتاب الخصال، كتاب التوحيد، كتاب الاعتقادات. اما كتاب مورد نظر:


[1] كمال الدين، 502.

[2] ماخذ پيشين،3.

[3] كمال الدين، مقدمه، 6 - 11.

[4] ناووسيه جماعتي از شيعيان علوي هستند كه پس از وفات امام ششم - جعفر صادق عليه السلام - گفتند آن حضرت وفات نيافته بلكه غيبت كرده، و بازگشتن وي را به عنوان مهدي بايد انتظار كشيد. (خاندان نوبختي).

[5] واقفه فرقه اي هستند كه رحلت حضرت موسي بن جعفر عليه السلام را انكار كردند، و آن حضرت را قائم و مهدي دانستند كه زنده است و تا دنيا را از عدل پر ننمايد رحلت نخواهد كرد (خاندان نوبختي).

[6] زيديه كساني بودند كه بعد از حضرت سجاد - علي بن حسين عليه السلام - در كوفه با فرزند او زيد (در ايام خلافت هشام بن عبدالملك) بيعت كردند. زيد چون از شاگردان واصل بن عطاء معتزلي بود در اصول اعتقادي پير و اعتزال گرديد و پيروان او همه معتزلي شدند. كيسانيه دسته اي كه امامت را حق محمد حنفيه پسر ديگر علي بن ابي طالب عليه السلام (كه مادرش حضرت زهرا (ع) نبود) مي دانستند و به او گرويدند، و كيسان لقب مختار بن ابي عبيد ثقفي بود كه بر اين فرقه رياست داشت. كيسانيه محمد حنيفه را وصي پدر خود و مختار را عامل او مي شمردند (خاندان نوبختي، 5 - 51).