کد مطلب:282593 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:137

كمال الدين و تمام النعمه
تاليفي است ارزشمند و بزرگ كه بيش از 680 صفحه



[ صفحه 22]



را در برگرفته، و در موضوع غيبت امام زمان (ع) مي باشد. مولف با حسن سليقه اي تمام مطالب را تنظيم كرده: نخست ضرورت وجود خليفه الله را بر زمين بيان مي كند و وجوب شناخت امام و پيشوا را شرح مي دهد، سپس به رد اشكال مخالفين و شيعيان چند امامي - مانند زيديه و واقفيه - مي پردازد، و مناظره اي را كه خود با ملحدي در مجلس ركن الدوله ديلمي داشته نقل مي كند. بعد هفت باب از كتاب در توضيح غيبت پيامبران گذشته است تا خوانندگان را غيبت مهدي (ع) غريب و بي مانند جلوه ننمايد. بخش مهم ديگري از كمال الدين به ذكر احاديثي اختصاص داده شده كه رسول اكرم و تك تك ائمه معصومين عليهم السلام خبر از وقوع غيبت امام قائم داده اند، و در بسياري از آنها به غيبت كوتاه مدت و دراز مدت هر دو تصريح شده، بطوري كه براي محقق منصف جاي ترديد باقي نمي گذارد. چند فصل هم به شرح ولادت حجه بن الحسن (ع) و كساني كه آن پيشواي پنهان را در خردسالي ديده اند و علت غيبت اختصاص دارد. سپس در بخشي مستقل به نقل توقيعات مي پردازد كه مورد بحث ما واقع خواهد شد. در فصول آخر كتاب به داستان كساني كه عمري دراز كرده اند، و ثواب انتظار و نشانيهاي خروج قائم و مباحثي از اين گونه پرداخته است و با نقل خطابه غراي علي بن موسي الرضا عليه آلاف التحيه و الثنا در مسجد جامع مرو راجع به امام و اهميت رهبري در شيعه، كتاب را حسن ختام مي بخشد. از قسمتهاي مهم و قابل توجه كمال الدين باب 25 تا 38 كتاب است، كه شيخ صدوق در آنها به نقل رواياتي از رسول اكرم و حضرت



[ صفحه 23]



فاطمه و يازده امام معصوم مي پردازد كه در آنها ضمن شرح ويژگيهاي مهدي موعود اين امت، به غيبت طولاني آن حضرت تصريح كرده اند. براي نمونه دو روايت از مجموع آن روايات فراوان برگزيده و نقل مي شود: 1 - از جابر بن عبدالله انصاري روايت شده كه رسول خدا (ص) گفت: مهدي از فرزندان من است. نامش نام من و كنيه اش كنيه من است. در خلق و خلق شبيه ترين مردم به من است. او را غيبتي است و حيرتي كه امتها در آن گمراه مي شوند. سپس مانند شهاب ثاقب [1] به سوي مردم مي آيد. زمين را بعد از آن كه از جور و ظلم انباشته شده از عدل و قسط پر مي كند. [2] 2- محمد بن ابراهيم بن اسحاق گويد، ابوعلي بن همام گفت، از محمد بن عثمان عمري (دومين سفير امام) شنيدم كه گفت، از پدرم (نخستين نايب خاص امام) شنيدم مي گفت: از ابومحمد حسن بن علي عليه السلام - وقتي كه من در حضورش بودم - درباره اين خبر كه از پدرانش روايت شده سوال كردند: قطعا زمين تا روز قيامت از حجت خدا بر خلقش خالي نمي ماند



[ صفحه 24]



و يقينا هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد [از نظر اعتقادي] مرگش مانند مردن عصر جاهليت است (يعني در كفر و شرك). امام عسكري (ع) گفت: همانا اين خبر حق است همان طور كه [روشنايي] روز حق است. به حضرت گفته شد: اي پسر پيامبر خدا! حجت و امام بعد از شما كيست؟ پاسخ داد: فرزندم محمد. او امام و حجت بعد از من است، هر كس بميرد و او را نشناسد [از جهت اعتقاد] مردنش همانند مردن زمان جاهليت است [يعني قبل از اسلام، زمان بت پرستي]. آگاه باش! قطعا او را غيبتي [از چشم مردم] است كه جاهلان در آن حيران مي شوند، و پيروان باطل [از جنبه عقيدتي] در آن به هلاكت مي افتند، و كساني كه [براي ظهورش] وقت تعيين مي كنند آن را دروغ مي شمرند. [در اين هنگامي كفر و فساد] او خروج مي كند، گويا من پرچمهاي سفيدي را مي بينم كه بالاي سرش در نجف كوفه حركت مي كند. [3] شيخ [4] .



[ صفحه 25]




[1] شهاب ثاقب: شعله اي مانند تير كه شب در آسمان ديده مي شود و به صورت گلوله اي به سرعت از سويي به سويي مي رود (فرهنگ فارسي). تشبيه ظهور حضرت در زمان كثرت ظلم به حركت شهاب در ظلمت قابل توجه است.

[2] كمال الدين، 286، حديث 1، و شبيه آن است حديث 4 و 5 كه از طريق ديگر روايت شده، و صفحه 408 حديث 7 از امام حسن عسكري (ع).

[3] كمال الدين، 409، حديث 9.

[4] متاسفانه تبليغات سوء دشمنان موجب شده برخي واژه ها كه مفاهيم عالي داشته است در عرف ما معني حقارت آميز پيدا كند، و از اين گونه است كلمه شيخ. براي روشن شدن ذهن عامه معاني آن از لغت نامه دهخدا نقل مي شود تا سبب آوردن آن پيش از نام علما آشكار شود: آن كه سالمندي و پيري بر او ظاهر گردد يا از 51 سالگي تا آخر عمر، كبير و بزرگ قوم، مرد كثير العلم را گويند بواسطه تجربه بسياري كه در طول عمر اندوخته، عالم فقيه، كسي كه جامع شرايط استادي باشد، در اصطلاح محدثان راوي حديث باشد، استاد روايت، در اصطلاح صوفيه انسان كامل.