کد مطلب:282598 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:133

شناخت نخستين نايب خاص امام غايب
نخستين نايب و سفير بين امام زمان و شيعيان در زمان غيبت صغري ابوعمرو عثمان بن سعيد عمري است. او را اسدي (در نسبت به قبيله اش) و سمان (در نسبت به شغلش يعني روغن فروش) هم خوانده اند، اما او اين روغن فروشي را براي اينكه به عنوان بازرگان شناخته شود نه شخصي كه نايب و نماينده امام است - يعني از راه تقيه - انتخاب كرده بود [1] ، تا بتواند فعاليتهاي اجتماعي و مذهبي خود را انجام دهد، هر چند وسيله اي براي كسب معاشش نيز بوده است. عثمان بن سعيد از اصحاب امام علي نقي و امام حسن عسكري (ع) هر دو بوده، و از طرف آن دو امام كاملا مورد تاييد واقع شده، و به شيعيان معرفي گشته كه شخصي مورد اعتماد و متقي و صديق است، و اينك ترجمه چند خبر در توثيق او:



[ صفحه 34]



1- عبدالله بن جعفر حميري گويد: ابوعلي احمد بن اسحاق برايم نقل كرد كه از امام دهم پرسيدم در كارهايم به كي مراجعه كنم؟ از چه كسي معارف دينم را بگيرم و گفتار كرا بپذيرم؟ حضرت پاسخ داد: عمري مورد اعتماد من و ثقه است، آنچه از من به تو مي رساند درست است و از من است، و هر چه از من نقل كند و بگويد سخن من است، از او بشنو و فرمانبردارش باش كه ثقله و امين است. [2] 2 - ابوعلي گويد: مانند همين سوال را از امام يازدهم نيز كردم، حضرتش جواب داد: عمري و فرزندش دو شخص ثقه و قابل اطمينانند. آن چه اين دو از طرف من به تو رسانند واقعا از جانب من است، و آنچه اين دو بگويند از من مي گويند و راست است، پس سخنشان را به سمع قبول بشنو و فرمانبردارشان باش كه اين دو مورد وثوق و امين و درستكارند. [3] 3 - احمد بن علي بن نوح با ذكر راويان خبر، از محمد بن اسماعيل و علي بن عبدالله نقل مي كند كه گفتند: در سامرا خدمت امام حسن عسكري (ع) وارد شديم. ديديم در حضورش گروهي از شيعه هستند. ناگاه بدر خادم امام وارد شد و گفت: اي آقا! در خانه گروهي (مسافر) گرد آلود آمده اند، حضرت فرمود اينان گروهي از شيعيان ما از يمن هستند. سپس به بدر گفت: برو



[ صفحه 35]



عثمان بن سعيد عمري را بياور. اندكي بعد عثمان وارد شد. امام به او فرمود: اي عثمان! بي شك تو وكيل من و مورد اعتمادي، و بر مال خدا امين هستي، برو از اين يمني ها مالي كه آورده اند بگير. ما فرصت را غنيمت شمرده همگي گفتيم: بزرگوارا! سوگند به خدا كه عثمان از شيعيان زبده و برگزيده شماست، و شما اطلاع ما را در اين باره كه او وكيل شما و ثقه و امين بر مال خداست افزودي. حضرت گفت: آري چنين است، گواه باشيد كه عثمان بن سعيد عمري وكيل من است و فرزندش محمد وكيل فرزندم مهدي است. [4] 4 - بر طبق حديثي كه جعفر بن محمد مالك فزاري از گروهي شيعه مورد اعتماد نقل مي كند: در مجلسي كه چهل تن از شيعيان براي كسب اطلاع درباره امام بعد از حضرت عسكري (ع) به حضورش رسيده بودند ايشان حضرت حجت را كه كودكي ماه سيما و شبيه پدر بود به آنان نشان داد و افزود كه شما پس از اين او را نمي بينيد، بنابر اين عثمان - كه آنجا حضور داشت - آنچه مي گويد بپذيريد، كه او جانشين امامتان است و نيابت به او واگذار مي شود. [5] 5 - ديگر از دلايل تقرب و خصوصي بودن ابوعمرو با امام حسن عسكري عليه السلام و اعتمادي كه حضرتش به او داشت اين است كه هنگام وفات آن حضرت عثمان بن سعيد براي غسل دادن امام حاضر شد و تمام كارها از كفن كردن و حنوط و دفن نمودن را مراقبت و انجام داد، و اين



[ صفحه 36]



ظاهرا بواسطه وصيت حضرت و ماموريتي بود كه داشت. [6] 6 - اما مهمترين دليل در اين مورد آنست كه توقيعات حضرت صاحب الامر عجل الله فرجه بر دست عثمان بن سعيد و پسرش محمد براي شيعيان به همان خطي مي رسيد كه در دوران حيات امام حسن عليه السلام نوشته مي شد و مردم ديده و با آن آشنا بودند. بواسطه اين مزاياست كه شيعه همواره به عدالت و امانت اين پدر و پسر معترف بود و به آنها اعتماد مي كرد. [7] اين اخبار كه از افرادي ديندار و موثق و دانشمند نقل شد، براي حصول اطمينان به راستگويي و درست كرداري و پارسايي عثمان بن سعيد كافي است. خوشبختانه او اين سعادت را داشته كه از زمان امام هادي (ع) در مصاحبت ائمه باشد و ديانت و عدالت خود را در طول سالها براي همه شيعيان به اثبات برساند، بطوري كه مورد وثوق همه معاصرانش باشد. پس از آن نيز عموم محدثين و فقهاي ما او را نايب مطمئن و سفيري صادق و وكيلي امين شمرده اند، و ما نيز بر طبق سيره عقلا و روش تحقيقات تاريخي - كه اتكاي به اخبار موثق از راويان صادق است - بايد بر اساس آن اخبار و مدارك به او اعتماد كنيم، كه شواهد در اين مورد بيش از نمونه هاي تاريخي مشابه آن كه پذيرفته شده است مي باشد و انكار آنها نشايد.



[ صفحه 37]



وفات عثمان بن سعيد در حدود سال 265 مي باشد. [8] قبرش در طرف غربي مدينه السلام - بغداد - در خيابان ميدان واقع است. شيخ طوسي مولف كتاب الغيبه گويد: من قبرش را در جايي كه نامبرده شد ديده ام.



[ صفحه 38]




[1] كتاب الغيبه، 214.

[2] همان ماخذ، 146.

[3] همان، 146 - 147.

[4] همان، 215 - 216.

[5] همان، 217 (با تلخيص).

[6] ماخذ پيشين، 216.

[7] همان، 216.

[8] رك: تاريخ الغيبه الصغري، 404، تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، 155.