کد مطلب:282602 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:135

كيفيت انتخاب سومين نايب امام غايب
دانستيم نخستين و دومين نايب خاص امام غايب به معرفي و توثيق امام حسن عسكري عليه السلام انجام كرفت و سپس توسط حضرت حجه ابن الحسن عليه السلام نيز تاييد گرديد، و كراماتي هم از آنان ديده شد كه مشهور خاص و عام گشت. علم و تقوي و امانت و ديانت اين پدر و پسر از زمان امام دهم - علي بن محمد هادي عليه السلام - در بين شيعه معروف و خالي از هر گونه خدشه و ترديد بود، بدين جهت شايستگي كامل آن دو براي اين مقام روحاني و انتصابشان به نيابت امام غايب مورد قبول عموم واقع شد. اكنون گوييم ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي كه از صحابه خاص امام حسن عسكري (ع) و از وكلا و كارگزاران محمد بن عثمان بود از سال 305 به امر امام غايب به نيابت حضرتش منصوب شد. اينك به نقل روايات تاريخي در اين مورد مي پردازيم:



[ صفحه 45]



1- نخستين خبري كه شيخ الطائفه الاماميه ابوجعفر طوسي در اين باره نقل مي كند با سلسله سند معتبري است كه به ابوعبدالله جعفر بن عثمان مدائني منتهي مي شود. وي در مقابر قريش - كه گوشه اي از صحن كاظمين است - داستاني را شرح مي دهد كه خلاصه اش اين است: رسم من بر اين بود كه چون پولي نزد محمد بن عثمان عمري مي بردم به گونه اي با او سخن مي گفتم كه هيچ كس نمي گفت. مي گفتم: اين پول كه فلان مبلغ است مال امام است. او مي گفت: آري، آن را بگذار. من باز تكرار مي كردم: مي گوييد كه مال امام است؟ او پاسخ مي داد: بلي مال امام است، بعد آن را مي گرفت. آخرين باري كه نزدش رفتم با من چهارصد دينار بود. بنابر رسمي كه داشتم با وي سخن گفتم. او گفت: پول را نزد حسين بن روح ببر. تاملي كردم و گفتم: بر طبق معمول آن را از من بگير. سخنم را از سر انكار نپذيرفت و گفت: برخيز - خدا ترا عافيت دهد - و آن را به حسين بن روح بده. چون آثار خشم را در چهره اش ديدم، بيرون رفتم و بر مركبم سوار شدم. اما مقداري كه راه پيمودم به شك افتادم و بازگشتم. در زدم، خادم آمد و پرسيد كيست؟ خود را معرفي كردم و اجازه ورود خواستم. گويا اطمينان به سخنم و بازگشتم نداشت و لذا باز نام مرا پرسيد. گفتم: برو اجازه بگير كه ناگزير بايد او را ملاقات كنم. رفت و



[ صفحه 46]



خبر بازگشت مرا به وي داد. محمد بن عثمان كه به اندروني خانه رفته بود بيرون آمد و بر تختي نشست، بطوري كه پايش بر زمين بود. به من گفت: چه چيز به تو جرات بازگشت داد؟ چرا آنچه گفتم امتثال نكردي؟ گفتم: به آنچه امر كردي جسارت ننمودم. در حال خشم به من گفت: برخيز برو - خدا ترا عافيت دهد - همانا ابوالقاسم حسين بن روح را به جاي خود برگزيدم، و به مقام نيابت نصب كردم. گفتم: به فرمان امام اين كار را كردي؟ گفت: برخيز - خدا ترا عافيت دهد - همان طور كه مي گويم عمل كن. ديدم چاره اي جز اجراي دستورش ندارم، بدين جهت نزد حسين بن روح رفتم. ديدم در اتاق تنگي نشسته. ماجرا را برايش تعريف كردم. مسرور شد و خدا را شكر كرد. دينارها را به وي تسليم كردم، و بعد از آن هميشه آن چه سهم امام نزدم جمع مي شد به او مي دادم. [1] در اين واقعه هم آثار امانت و ديانت دومين نايب خاص امام آشكار است، و هم دقت وسواس آميز و خدا ترسي يكي از شيعيان، كه كار دين را بخصوص در امور مالي سرسري نمي گرفته، و براي رساندن سهم امام به نايبان واقعي حضرت كوشش لازم مي كرده، تا اين اموال كه بايد در



[ صفحه 47]



مواردي كه موجب ترويج دين و مصلحت عمومي شيعيان است صرف گردد بيجا از بين نرود و بغير رضاي امام مصرف نگردد. [2] .

2- جعفر بن احمد بن متيل قمي روايت مي كند كه محمد بن عثمان عمري حدود ده نفر وكيل و كارگزار در بغداد داشت كه از جمله آنها ابوالقاسم حسين بن روح بود. ميزان نزديكي و خصوصيت همه اين وكيلان به وي بيشتر از حسين بن روح بود، تا اين حد كه اگر كاري داشت يا به واسطه اي نياز داشت به دست كسي غير از او انجام مي داد، زيرا با وي چنين خصوصيتي نداشت. اما با وجود اين چون زمان فوتش فرا رسيد حسين بن روح را به جانشيني خودش و نيابت امام برگزيد و به او وصيت كرد.

3- شيخ طوسي از مشايخ خود نقل مي كند كه مي گفتند: ما شك نداشتيم كه اگر مرگ محمد بن عثمان فرا رسد جانشين او جز جعفر بن احمد بن متيل قمي يا پدرش نخواهد بود. زيرا مي ديديم چقدر با جعفر بن احمد خصوصي است و در منزلش بسر مي برد، بدان حد كه شنيدم محمد بن عثمان به علتي خاص در اواخر عمر جز غذايي كه در منزل آنها فراهم شده نمي خورد. اما چون فوتش نزديك شد و حسين بن روح را جانشين خود كرد، همه پذيرفتند و هيچ يك از شيعيان انتخاب او را نفي و انكار نكرد و همه با او و يارانش همانند محمد بن عثمان يار و ياور بودند، و [مهمتر آن كه] جعفر بن احمد هم تا زنده بود مانند دوران نيابت ابوجعفر عمري در دستگاه حسين بن روح در كارها انجام وظيفه مي كرد و جزو يارانش



[ صفحه 48]



بود [زيرا باور داشتند كه] هر كس بر حسين بن روح طعنه زند همانا بر ابوجعفر و حضرت حجت صلوات الله عليه طعنه زده است. [3] .

4- با آن كه در سالهاي آخر عمر، محمد بن عثمان برخي كارهاي مربوط به نيابت از امام غايب را به حسين بن روح محول مي كرد، و بتدريج اعتماد خود را به او و شايستگي او را براي اين مقام به شيعيان مي فهماند در عين حال چون بيماري اش شدت يافت، بزرگان و شخصيتهاي مهم شيعه [4] در منزلش گرد آمدند و مرجع خود را بعد از او جويا شدند. او صريحا اعلام نمود كه: من از طرف حجت خدا مامور شدم اين ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي را به جانشيني خود و سفارت بين شما و صاحب الامر (ع) معرفي نمايم، كه او مردي امين و كاملا مورد وثوق است، در كارهايتان به او رجوع كنيد، و در امور مهم بر او اعتماد نماييد، همانا كه ماموريت خود را ابلاغ نمودم. [5] .

5 - جعفر بن احمد متيل - همان دوست صميمي محمد بن عثمان - مي گويد: من در حالت احتضار محمد بن عثمان بالاي سرش بودم و با وي سخن مي گفتم، و حسين بن روح در پايين پايش بود. بعد به من توجه كرد



[ صفحه 49]



و گفت: ماموريت يافتم كه به ابوالقاسم حسين بن روح وصيت كنم. [چون اين سخن را شنيدم] از بالاي سرش بلند شدم و دست ابوالقاسم را گرفتم و در جاي خودم نشاندم، و خود پايين پايش نشستم. [6] .


[1] كتاب الغيبه، 223 - 224 نويسنده تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم نوبختي را اهل قم مي داند كه به بنوبخت مقيم قم وابسته بوده، و در زمان نخستين سفير امام غايب به بغداد مهاجرت كرده (ص 192).

[2] همان ماخذ، 224 - 225.

[3] ماخذ پيشين، 225.

[4] در متن نام اين اشخاص ذكر شده: ابوعلي بن همام، ابوعبدالله بن محمد الكاتب ابوعبدالله باقطاني، ابوسهل اسماعيل بن علي نوبختي و غير اينان از معاريف.

[5] كتاب الغيبه، 226 - 227 اين خبر از طريق ديگر هم با اندك تفاوت نقل شده است.

[6] ماخذ پيشين، 226.