کد مطلب:282623 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:121

نظري كلي به توقيعات و نتيجه گيري
نگاهي گذرا به مجموع توقيعاتي كه از طرف امام زمان عليه السلام براي شيعيان آمده، مي رساند كه امام غايب چون پيشواي حاضر كمال مراقبت و دلسوزي را نسبت به دوستان و پيروان خود دارد، و به هدايت راه جويان و تربيت نفوس و معرفي نواب اربعه و افشاگري مدعيان كاذب نيابت علما و عملا قيام مي فرمايد، بطوري كه درماندگان و گرفتاراني كه صميمانه از او ياري طلبيده اند گشايش كار و حل مشكل خود را ديده اند و دانش طلباني كه در معضلات علمي و ديني درمانده اند از اشراقات و الهامات حضرتش روشن و هدايت شده اند. همه اين فيوضات را به صورت پاسخ پرسشها در توقيعات صادره از ناحيه مقدسه مي بينيم. علاوه بر اينها نهان بيني و رازگويي و اخبار از غيب در بسياري از توقيعات وجود دارد، كه نه تنها موجب اطمينان خاطر بيشتر براي مردم آن زمان بلكه براي خواننده امروز هم مي شود، و مي فهمد كه چگونه امام با دانشي كه از



[ صفحه 110]



گنجينه علم الهي بارور شده است، بر ضماير اشراف دارد و قصد و نيت اشخاص را مي داند، و از پسر يا دختر بودن مولود و روز مرگ افراد با خبر است و پيشاپيش آن را اعلام مي فرمايد، و از حلال يا حرام بودن مالي كه به حضورش تقديم شده خبر مي دهد و حرام آن را رد مي كند، و اگر تقديم كننده نام خود را بر خلاف بنويسد از دانش امام پنهان نمي ماند و حقيقت به او يادآوري مي شود. اينها همه اندكي از تجليات مقام ولايت است كه از آينه توقيعات نمايان شده است. اگر شخص دير باوري با وجود اين نشانه هاي صدق و صحت توقيعات، از در انكار در آيد، پاسخش اين است كه راه اثبات رويدادهاي تاريخي و آثار بازمانده از قديم - چه در امور ديني و چه در حوادث تاريخي - مگر جز دقت در درستي اسناد و راست گويي ناقلان مي باشد؟ اگر بيش از هشتاد توقيع رسيده از امام زمان را در كتابهاي معتبر از راويان مختلف در مدت 69 سال نپذيريم، پس چه موضوع ديني يا واقعه تاريخي قابل پذيرش خواهد بود؟ مگر مثلا وجود پادشاهي به نام انوشروان يا بخشنده اي به نام حاتم طايي يا خونريزي چون امير تيمور جز با چند مدرك اصيل كهن ثابت مي شود؟ آيا صحت انتساب ديوانهاي شعرا و كتابهاي دانشمندان هشتصد نهصد سال قبل به آنها، مگر جز به وسيله دو سه يا حد اكثر هفت هشت نسخه و دستنويس بازمانده از زمانهاي نزديك به عصر آنهاست؟ اگر راه مناقشه در مدارك تا اين حد باز شود هيچ رويداد تاريخي و اثر ادبي و علمي را نمي توان تلقي به قبول كرد و از نويسنده آن دانست.



[ صفحه 111]



بدون شك ادله درستي و اصالت بيشتر توقيعات - اگر نگوييم همه آنها - محكم تر از دليلهايي است كه براي موارد مشابه آنها از امور تاريخي و ادبي نقل شده است، و هر عقل سليم و فرد منصفي گواهي به صحت و اصالت آنها مي دهد. اما منكران و معاندان، در حقايق آشكارتر چون آفريدگار جهان نيز شك و ترديد روا مي دارند، و غرضشان اشكال تراشي است نه درك حقايق و قول خدا راست است كه گفته: ان يتبعون الا الظن و ان هم الا يخرصون [1] اينان جز از پي گمان نمي روند و جز آن كه دروغي ببافند كاري ندارند.



[ صفحه 112]




[1] سوره انعام، آيه 116.