کد مطلب:304367 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:223

شكر
وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلي ما اَلْهَمَ. شكر و سپاس ْ او را بر انديشه نيكويي كه در دل نگاشت. راغب در تعريف شكر آورده است: اَلشُكّرُ: تَصَوُّرُ النِّعْمَةِ وَ اِظْهارُها، وَ يُضادُّهُ الْكُفْر، وَهُوَ نِسْيانُ النِّعْمَةِ. شكر، عبارت است از شناخت نعمت و ابراز آن به زبان و به كارگيري آن در منظور و مقصود صاحب نعمت (مُنْعِم)، و مقابل آن، كُفر و كفران است كه عبارت است از نشناختن نعمت و از ياد بردن آن. او همچنين در مراتب شكر گويد: اَلشُّكْرُ ثَلاثَةُ اَضْرُبٍ: شُكْرُ الْقَلبِ، وَهُوَ تَصوُّرُ النِّعْمةِ؛ وَشُكْرُ اللِّسانِ، وَهُوَ الثَّناءُ عَلَيْ الْمُنعِمِ؛ وَشُكْرُ سائِرِ الْجَوارِحِ، وَ هُوَ مُكافاةُ النِّعْمَةِ بِقَدْرِ اسْتِحْقاقِهِ. شكر، سه گونه است: شكر قلبي كه تصوير نعمت در ذهن و دل است (يادآوري نعمت و نعمت دهنده)؛ شكر زباني كه ستايش مُنعِم (دهنده نعمت) است؛ شكر اعضا و جوارح كه عكس العمل مناسب و بايسته است در قبال نعمت در حدّ و مرتبه اي كه شايسته آن است.

حاصل سخن راغب اين است كه شاكر و سپاسگزار، اوّلاً، نعمت را در ضمير و ذهن خود تصوّر كند و درباره آن بينديشد. ثانياً، تصوّر خود را آشكار نمايد و با زبان، منعم را سپاس گويد. ثالثاً، با جوارح خود از احسان و نيكي منعم به گونه اي مناسب، قدرشناسي كند و نعمت را در جهت مقصود و هدف منعم به كار گيرد. به تعبير دقيق، حُسن مجاورت نعمت را رعايت كند. امام صادق(ع) فرمود:

اَحْسِنُوا جِوارَ النِّعَمِ، قال: الشُّكرُ لِمَنْ اَنْعَمَ بِها وَ اَداءُ حُقُوقِها. [1] حسن مجاورت نعمت را رعايت كنيد (برخورد مناسب و شايسته با نعمتهاي الهي داشته باشيد). [سپس] فرمود: شكرگزار مُنعِم باشيد و حقوق نعمتها را ادا نماييد.

علّامه طباطبايي، در تعريف شكر مي گويد: «حقيقت شكر، اظهار نعمت و ابراز آن است؛ همچنان كه كفر نعمت، عبارت است از مخفي كردن و مستور داشتن آن و مقصود از اظهار نعمت، به كارگيري صحيح و مناسب آن است در مراد و هدفي كه دهنده نعمت (منعم) درنظر گرفته است؛ و نيز ياد منعم است در زبان كه همان ثنا و تحسين اوست و اينكه ضمير و ذهن، هيچ گاه او را فراموش نكند. بر اين اساس، شكر خداي تعالي در برابر هر يك از نعمتها اين است كه به هنگام برخورد با آن، نعمت و منعم را فراموش نكند و نعمت را در مقصود و مراد منعِم به كار گيرد و آنگاه با استدلال به آيه مباركه 34 ابراهيم(ع) كه فرمود: «وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَألتُمُوهُ وَ اِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لاتُحْصُوها اِنَّ الْاِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ و از هرچه از او خواستيد، به شما عطا كرد، و اگر نعمت خدا را شماره كنيد، نمي توانيد آن را به شمار درآوريد. قطعاً انسان، ستم پيشه ناسپاس است»، گويد: هدف عالي از نعمتهاي الهي اين است كه بهره بردن از آنها در حوزه بندگي او باشد». [2] .

آري! شكر و سپاس خداوند در برخورد با نعمتها اين است كه آدمي، آن نعمت را در جهت بندگي و فرمانبرداري خداوند به كار گيرد و ربوبيّت الهي را به ياد آورد (آن نعمت را جلوه اي از ربوبيّت الهي بداند). بنابراين، شكر نعمت آن است كه شاكر و سپاسگزار، قبل از هر چيز نعمت و منعم را بشناسد؛ چرا كه مجهولِ مطلق، هيچ گاه مورد توجّه ذهن و دل آدمي قرار نمي گيرد: «اَلْمَجْهوُلُ الْمُطْلَقُ لا يُخْبَرُ عَنْه».

بديهي است كه معرفت و بصيرت به نعمت و هدف كاربردي آن و منعم و احسان او دربرخورد هر چه نيكوتر و مناسب تر با به كارگيري از نعمت در جهت خواست و اراده منعم، مهمترين عامل شكرگزاري خواهد بود؛ و نداشتن آگاهي از نعمت و منعم و به عبارت دقيق تر، جهل به منعِم و نعمتهاي او، زمينه استفاده ناصحيح از نعمت و خروج از حوزه بندگي منعم حقيقي را فراهم مي آورد و سرانجام به سوي كفران نعمت و بهره وري ناصحيح از آن، سوق مي دهد. نمونه هاي فراواني از ناسپاسي ها در زندگي انسانها رخ داده كه موجبات تباهي و هلاكت آنان را فراهم آورده است. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:

«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَاْتِيَها رِزْقُها رَغَدَاً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِاَنْعُمِ اللَّهِ فَاَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَالْخَوفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ. وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَاَخَذَهُمُ الْعَذابُ وَ هُمْ ظالِموُنَ. [3] و خدا شهري را مثل زده است كه امن و امان بود و روزي اش از هر سو فراوان مي رسيد. پس [ساكنانش] نعمتهاي خدا را ناسپاسي كردند و خدا هم به سزاي آنچه انجام مي دادند، طعم گرسنگي و هراس را به مردم آن چشانيد. به يقين، فرستاده اي از خودشان برايشان آمد؛ امّا او را تكذيب كردند. پس در حالي كه ظالم بودند، آنان را عذاب فرو گرفت».

همچنين در قرآن كريم آمده است:

«اَلَمْ تَرَ اِلَي الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ اَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَالْبَوارِ. جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ. [4] آيا به كساني كه شكر نعمت خدا را به كفر تبديل كردند و قوم خود را به سراي هلاكت درآوردند، ننگريستي؟ [در آن سراي هلاكت كه] جهنّم است [و] در آن وارد مي شوند، و چه بد قرارگاهي است».

بدين روي، قرآن كريم كه خود، كتاب ذِكر و ذِكري و يادآوري است، ياد آوردن نعمت را يكي از آموزه هاي راقي و اكيد خود قرار داده است و اين تأكيد، جز براي رهايي انسان از سرانجام نكبت بارِ نعمت ناشناسي ها نيست. «اُذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ؛ نعمت خدا را بر خود به ياد آوريد»؛ و اين تعليم در جاي جاي قرآن، موج مي زند. در سوره ضحي، بعد از برشمردن نعمتها بر پيامبر اكرم(ص)، دستور يادآوري نعمتها را به آن حضرت مي دهد: «وَ اَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ؛ [5] نعمت پروردگارت را بازگو كن». با تأمّل در اين سوره و سوره انشراح، و نعمتهايي كه خداوند در زمان كودكي و يتيمي و ناداري به آن حضرت عطا فرمود و او را به نفيس ترين و گوهري ترين نعمت (نبوت) مفتخر كرد و آنگاه، يادآوري نعمتهاي الهي و دستگيري از سائل و يتيم را به او تذكّر داد، روشن مي شود كه خداوند، در اين يادآوري به همه مراتب شكر اشاره نموده است؛ بدين معنا كه اوّلاً، ياد و خاطره نعمتهاي مادي و معنوي را در ذهن و ضمير خويش زنده بدارد و همراه با اين يادها و خاطره ها، پيوسته به ياد منعم و احسان او باشد و خود را در آغوش پر مِهر ربوبيّت الهي بداند. ثانياً، با زبان تكريم و تعظيم به يادآوري نعمتها بپردازد و احتشام و اِحسان و لطف دل انگيز و دل پذير خدا را به خود و ديگران يادآوري كند. ثالثاً، در عمل به تلافي و جبران الطاف پروردگار خويش اقدام كند؛ يعني يتيمانِ دل شكسته را در آغوش پرمحبّت خويش گيرد و بينوايان بي پناه را به پناهگاهي اَمن، و گمراهان وامانده در بيابان حيرت را به صراط مستقيم، رهنمون گردد:

فَاَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ. وَاَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ. وَ اَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ. پس با يتيم تندي مكن! و (مستمند) خواهنده را از خود مران.

هر دو احتمالي كه درباره «ما اَنْعَمَ» داده شد، در «ما اَلْهَمَ» نيز جاري است؛ بدين معنا كه اگر «ما» مصدري باشد، شكر و سپاس را در برابر الهام قرار دارد كه وصف فعلي خداوند است و در صورتي كه «ما» موصول باشد، در برابر نعمتهاي معنوي خداوند خواهد بود كه بعد از اين به پاره اي از آنها كه مورد نظر و توجّه فاطمه(س) در مقام شكرگزاري است، اشاره خواهد شد.


[1] مشكوة الأنوار، ص 30.

[2] الميزان، ج 4، ص 40.

[3] سوره نحل، آيه 113 - 112.

[4] سوره ابراهيم، آيه 29و28.

[5] سوره ضحي، آيه 11.