کد مطلب:304396 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:134

آفرينش، پرتوي از قدرت خداوند
حكيمان الهي در توصيف حكمت مي گويند: از صفات فعل، و منشأ ذاتي فعل و نيز از صفات آن، حُبّ به خير و كمال و آگاهي از اين دو است؛ يعني چون خداي متعال، خير و كمال را دوست دارد و به جهات كمال و خيرِ موجودات نيز آگاه است، آفريده ها را به گونه اي مي آفريند كه هرچه بيشتر داراي خير و كمال باشند.

آنان همچنين معتقدند: حُبّ به ذات - كه جامع كمالات غير متناهي است - حُبّي بالاصالة است و بِالتَّبَع، مستلزم حُبّ به آفريده هايش خواهد بود و بر اساس اين اصل كه حُبّ به شي ء، مستلزم حُبّ به آثار شي ء است، جهان آفرينش را پديد آورد. در تعريف قدرت نيز گفته اند: قدرت، عبارت است از مبدئيت فاعل مختار براي افعالش.

بنابراين، با آفريدنِ پديده هاي هستي، آفرينش، پرتوي از قدرت نامتناهي آفريدگار دانا و حكيم خواهد بود. علي(ع) مي فرمايد:

فَتَجَلّي لَهُم فِي كِتابِهِ مِنْ غَيْر اَنْ يَكُونُوا رَأوُه بِما اَراهُمْ مِنْ قُدْرَتِهِ. [1] بدين ترتيب، خداوند سبحان، با قدرت نمايي هاي خويش، بي آنكه با چشمش ببينند، در افقهاي كتاب هستي بر آنان چهره نمود.

همچنين فرموده است:

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الْمَعْرُوفِ مِنْ غَيرِ رُؤيَة؛ اَلْخالِقِ مِنْ غَيرِ مَنصَبَةٍ خَلَقَ الْخَلائِقَ بِقُدْرَتِهِ. [2] سپاس خدايي را سزاست كه بي ديده شدن، شناخته شده است؛ و بي رنج بُردن، آفريدگار است؛ با قدرتش، آفريدگان را آفريد.

و نيز در جاي ديگر مي فرمايد:

وَ اَرانا مِنْ مَلَكُوتِ قُدْرَتِهِ، وَ عَجائِبِ ما نَطَقَتْ بِهِ آثارُ حِكْمَتِهِ وَ اِعْتِرافِ الْحاجَةِ مِنَ الْخَلْقِ اِلي اَنْ يُقيمَها بِمَساكِ قُوَّتِهِ. [3] و برايمان از ملكوت قدرتش و شگفتي هايي كه آثار حكمت او گوياي آن اند، و از اعتراف تمام آفريده ها به نيازشان به قدرت او، چندان به نمايش گذاشت كه شناختش آفتابي شد، بي نياز از هر برهان.

و باز در جاي ديگر فرموده:

خداوند، پديده هاي جهان را به گونه اي شگفتي زا آفريد؛ بعضي را جاندار و گروهي را بيجان؛ جمعي [را]آرام و شماري را جنبان. پس بر سازندگي سراسر لطافت و توان عظيم خويش، چندان گواهاني روشنگر فرا نمود كه تمامي انديشه ها آن همه را اعتراف كردند و بي چون و چرا رام شدند. [4] .

خداوند در قرآن مي فرمايد:

اَفَلا يَنْظُرُونَ اِلَي الْاِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ. وَاِلَي السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ. وَاِلَي الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ. وَاِلَي الْاَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ. [5] آيا به شتر نمي نگرند كه چگونه آفريده شده؟ و به آسمان كه چگونه بر افراشته شده؟ و به كوهها كه چگونه برپا داشته شده؟ و به زمين كه چگونه گسترده شده است؟

اين آيات، «با همزه استفهام انكاري و توبيخي» آمده كه گويي مي خواهد تا انديشه هاي خفته را بيدار كند و امواج برخاسته از ژرفاي درياي قدرت الهي را پيش روي انسانِ فطري به نمايش بگذارد. اين قبيل سخن گفتن، در خردهاي به گور خفته منكرانِ حقيقت، رستاخيزي فراهم مي آورد تا راهپيمايي شترِ آرام و بردبار را در بيابانها و دشتها و پيچ و خم دامنه كوهها نيك بنگرند، و در افق رنگارنگ زمين به هنگام طلوع و غروب آفتاب، و كشتي موّاج و نورافشانِ خورشيد، و آسمانِ پر ستاره شب و سايه هاي تاريك و روشن كوههاي متحرّك، با دقّت و تأمّل بنگرند و چگونگي پيدايش و سمت و سوي حركت تكاملي و هدفدار آنها را دريابند. اين نگريستن و دقّت، باعث مي شود تا انسان در اين تخت روان (شتر)، چگونگي خلقت خداوند را ببيند كه با گردني بر افراشته و چشماني سياه و پرفروغ به هر سو مي نگرد و راه مي جويد، و با آن پاهاي آهنين و پهن، استوار قدم بر مي دارد و آسان به زمين بخوابد و چون كشتي، لنگر اندازد تا مسافر بار خود را بر دارد، و با آن عضلات فَنَر مانندش پستي و بلندهاي زمين را زير پا مي گذارد؛ خار مي خورد و براي چندين روز در بدنش آب و غذا ذخيره مي كند و از چربي كوهانش سوخت و حرارت توليد مي شود و از شير و پشمش گرسنگان و تشنگان و برهنگان غذا و آب و لباس تهيّه مي كنند؛ شبانه روز راه مي رود و راه و چاه و آشنا و بيگانه را مي شناسد.

به راستي آسمان، با همه آذين بندي هايش (خورشيد و ستارگان) و با وجود شكوه و جلالش محكوم و مسخّر كيست؟ و چه دستِ قدرتمندي آن را بر افراشته است: «وَ اِلَي السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ؟». اين كوهها چگونه از ژرفاي زمين برآمده و چگونه استوار گشته اند: «وَ اِلَي الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ؟» و آفاق پهناور زمين، چگونه گسترده شده است: «وَ اِلَي الْاَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ؟». به راستي كدام مبدأ قدرت و اراده حكيمانه، اين همه جلوه هاي زيبا را بر تابلوي آفرينش ترسيم كرده است؟ پاسخ اين پرسش ها را چه كسي جز يادگارِ آموزگارِ حكمت، فاطمه(س) مي تواند بگويد؟ اِبْتَدَعَ الْاَشْياءِ... تَثْبيتاً لِحِكمة وَتَنْبيهاً عَلي طاعَتِهِ وَ اِظهاراً لِقُدْرتِهِ. خداوند، بدون هيچ الگوي پيش ساخته و بي پيروي از آفريدگاري پيش از خويش، پديده هاي جهان را آفريد تا شگفتي هاي آثار حكمتش را به نمايش بگذارد و قدرت بيكران و بي زوالش را بنماياند و انسانهاي خفته و غفلت زده را بيداري و آگاهي بخشد و با دست قدرت خويش، قافله بشري هماهنگ با هستي را در سوي كمالي كه در پيش رو دارند، به راه آورد و به تعبير مولا علي(ع) همسر و همپاي فاطمه(س) در تبيين معارف الهي كه گويي شارح گفتار اوست:

تمامي آفريدگانش را - به گونه اي خلل ناپذير - به رشته محكمِ تقدير كشيد و با لطفي تمام، به نظمشان در آورد و به سوي كمالي سزاوار، سَمتشان داد؛ چنانكه از محدوده اي معيّن فراتر نروند و تا رسيدن به سرانجام، دچار قصور نشوند، و چون در جهت اراده و فرمان او به پيش رانده شوند، احساسِ دشواري نكنند. [6] .


[1] خورشيد بي غروب (نهج البلاغه)، خطبه 147.

[2] خورشيد بي غروب (نهج البلاغه)، خطبه 182.

[3] همان، خطبه 90.

[4] همان، خطبه164.

[5] سوره غاشيه، آيه 20 - 17.

[6] خورشيد بي غروب (نهج البلاغه)، خطبه90.