کد مطلب:304413 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:127

حاملان دين
وَحَمَلَتةُ دِينِهِ وَ وَحْيِهِ؛ و عهده داران دين و وحي خدا [هستيد]. دين: مقصود از دين، دستورها و وظايفي است كه بر پيامبر اكرم(ص) نازل شده است و داراي سه بخش: عقايد، وظايف اخلاقي و تكاليف عملي است. وحي: مقصود از وحي در اينجا؛ همان قرآن كريم است كه مرادفِ دين (شامل عقايد، وظايف اخلاقي و تكاليف عملي) است. حَمَلة: جمع «حامل» است؛ كسي كه بار تكليف ديني را بر دوش مي كشد. فاطمه(س) مي فرمايد: خداي سبحان، امانت تكليف را بر دوشتان نهاده و فرمانهاي (حلال و حرام) خود را متوجّه شما كرده است. بنابراين، مطيع و فرمانبردار خدا باشيد و آنچه را كه به زبان فرستاده خود از شما خواسته است، انجام دهيد، از هر آنچه حرام كرده، اجتناب كنيد. نكته اي كه لازم است بدان بپردازيم، توضيح بيشتر معناي «حمل» است. اصولاً حمل به معناي برداشت چيزهاي سنگين و داراي وزن است و از باب تشبيه معقول به محسوس، در امور معنوي نيز به كار مي رود. در زيارت اربعين امام حسين(ع)، از قاتلان و كشندگان او به «حَمَلَةُ الاَوزار» تعبير شده است؛ يعني كساني كه فريب دنيا را خورده و آخرت خود را تباه كرده اند و بار سنگين گناه را بر دوش كشيده اند. [1] در قرآن كريم درباره كافران آمده است: وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ. لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاءَ مَا يَزِرُونَ. [2] و چون به آنان گفته شود: «پروردگارتان چه چيز نازل كرده است؟»، مي گويند: «افسانه هاي پيشينيان است». تا روز قيامت، بار گناهان خود را تمام بردارند و نيز بخشي از بار گناهان كساني را كه ندانسته آنان را گمراه مي كنند. آگاه باشيد، چه بد باري را مي كشند!

حَمَلَ عَلي عاتِقِهِ: بر دوش گرفت و عهده دار آن شد و حمايت كرد. «حَمَلةُ القرآن»؛ يعني حافظان و نگهبانان قرآن. بنابراين، حاملانِ دين و وحي، يعني كساني كه بار سنگين و مسئوليت آفرينِ دين را بر عهده دارند و خود را در برابر آن، مسئول و مكلّف مي دانند. درباره عالمان بني اسرائيل آمده است: مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ. [3] مَثَل كساني كه [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلّف گرديدند]، آن گاه آن را به كار نبستند؛ همچون مَثَلِ خري است كه كتابهايي را بر پشت مي كشد. [وه] چه زشت است وصف آن قومي كه آيات خدا را به دورغ گرفتند، و خدا مردم ستمگر را راه نمي نمايد! مقصود از تحميل تورات: «حُمِّلُوا التَّوْراتِ»، تعليم تورات است؛ يعني كساني كه تورات را به آنان آموختند، معناي حمل تورات: «ثمّ لَمْ يَحْمِلُوها» نيز عمل به دستورهاي تورات است. به قرينه: «بِئْسَ مَثَلُ الْقَومِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِاياتِ اللَّهِ».

خداوند، تورات را بر موسي(ع) نازل كرد، و موسي(ع)، معارفي را كه در آن آمده بود، از قبيل: توحيد، معاد و شرايع الهي، به بني اسرائيل آموخت؛ لكن آنها تورات را ترك گفته، بدان عمل نكردند. بنابراين، عمل به تورات، عبارت بود از فهم و درك و فقه معارف تورات، به عنوان مقدّمه عمل به آن، و آنگاه به كار بستن آن در زندگي فردي و اجتماعي شان؛ لكن سيره عملي بني اسرائيل نشان مي دهد كه نه فهم و درك درستي از تورات يافتند و نه قدر و منزلت آن را دانستند و نه بدان عمل كردند. بدين روي، خداي سبحان در مقام تمثيل فرموده است: مَثَلِ اينان، مَثَل درازگوشي است كه كتابها را بر پشت خود حمل مي كند؛ كتابهايي ارجمند و نفيس؛ ولكن براي او جز سنگيني بار، چيزي نيست. يعني نه صاحب آن كتابها را مي شناسد و نه مقصودي كه براي آن نوشته شده است، آگاهي دارد. سعدي اين مضمون را چنين به رشته نظم درآورده است:


علم چندان كه بيشتر خواني

چون عمل در تو نيست ناداني


نه محقّق بود نه دانشمند

چارپايي بر او كتابي چند


آن تهي مغز را چه علم و خبر

كه بر او هيزم است يا دفتر


وَ اُمَناءُ اللَّهِ عَلي اَنْفُسِكُمْ؛ و امانتدران خدا بر خويش [هستيد]. خداي سبحان، سرمايه هاي بسياري در اختيار آدمي نهاده است كه در فاصله ولادت و مرگ نسبت به آنها داراي مسئوليت است و ما از استعدادهاي عظيم انسان درمي يابيم كه انسان، حقيقتي فراتر از محدوده هفتاد يا هشتاد ساله دارد. ناگزير بايد از اين محدوده براي زندگي ابدي خود، توشه برگيرد؛ يعني از آنچه كه خداوند در اختيار او قرار داده است و از حيات مادّي و معنوي و سرمايه هاي خود، بهره گيري صحيح بنمايد؛ انديشه خود را از پليدي دور گرداند و اعضا و جوارح خود را از گناه، حفظ كند و به اين امانتهاي الهي، خيانت نورزد. توحيد، نبوّت معارف الهي و نيز اهل بيت پيامبر(ع) و قرآن كريم و در يك كلمه، اسلام، بزرگترين امانتي است كه مسلمان در حفظ و نگهداري آنها بايد جدّاً بكوشد. اينها همه امانتهايي هستند كه فاطمه(س) درباره آنها سفارش اكيد كرده است. خداوند متعال مي فرمايد:

يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَتَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ. [4] اي مؤمنان، به خدا و پيامبر او خيانت نكنيد و نيز در امانتهاي خود خيانت نورزيد و خود مي دانيد [كه نبايد خيانت كرد].

وَ بُلْغائُهُ اِلَي الْاُمَمِ؛ و [شما] رسانندگان پيام دين به آيندگان هستيد. پيام دين كه قطعي ترين و جامع ترين آن، اسلام است، همان هدف بعثت انبياء، يعني انديشه اصلاح و آباداني حيات دنيوي و سعادت و فلاح حيات اخروي است؛ و اگر مي بينيم كه اصلي ترين هدف اجتماعي از تشريعات الهي و آمدن پيامبران به ميان مردم، تحقّق قسط و اجراي عدالت وزندگي كردن مردمان بر شالوده عدل وداد بوده،بدين منظوراست كه در پرتو عدالت، پيام دين، يعني «اصلاح و آباداني حيات دنيوي و سعادت حيات اخروي»، تأمين مي گردد:

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ. [5] به راستي ما پيامبران خود را با دلائل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند، و آهن را كه در آن براي مردم خطري سخت و سودهايي است، پديد آورديم، تا خدا معلوم بدارد چه كسي در نهان، او و پيامبرانش را ياري مي كند. آري، خداوند نيرومندِ شكست ناپذير است.

دختر گرامي پيامبر، در اين بخش از گفتار خود، مسلمانان را نسبت به مسئوليتي كه در برابر خداوند و اسلام دارند، هشدار داده است؛ يعني شما مهاجران و انصار مدّعيان دينداري كه خود را متولّيان دين مي دانيد، بايد از امانت خدا و فرستاده اش محمد(ص) نيكو نگهداري كنيد و پيش از ديگران، خود بدان عمل كرده، آنگاه بي كم و كاست و بي تغيير و تبديل و بي آلايش و تأويل، آن را به آيندگان بسپاريد. مگر نه اين است كه دين براي همه بشر است و پيامي جهانشمول دارد. «نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَي عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً» [6] .

بنابراين هركس نسبت به دين خيانت كند يا آنكه در حفظ و صيانت آن، تسامح ورزد و چنانكه بايد در عرصه هاي مختلف، بدان پايبند نباشد، در پيشگاه خداوند نسبت به حقوق همه انسانها خيانت كرده است.

بنابراين، شما كه دين را بي واسطه از آورنده آن آموخته ايد و امروز، خود را نمونه هاي عالي مسلماني مي دانيد، احساس مسئوليت كنيد. وَ زَعَمْتُمْ حَقٌّ لَهُ فِيكُمْ. و شما بر اين باوريد كه اين ويژگي ها را سزاواريد [و بدانها شهره آفاق]؟

حضرت فاطمه(س) با اين تعبير كه به صورت جمله معترضه آورده است، مخاطبان خود را سرزنش كرده و ادّعاي آنها را تخطئه مي كند كه: به گمانتان بنده خدا هستيد و نمونه هاي عملي و الگوهاي مسلماني و حاملان و نگهبانان دين و امانتداري سرمايه هاي الهي؟ و در انديشه رساندن پيام آن به آيندگان؟ دروغ مي گوييد و در دام پندارتان گرفتار هستيد: «زَعَمْتُمْ حَقُّ لَهُ فِيكُمْ». شما كجا و اين ويژگي هاي ممتاز كجا؟ شمايي كه حقايق قرآني را تحريف كرديد و حقيقت مظلوم را به پاي مصالح چند روزه دنيوي خود و به خاطر خليفه غاصب و همراهانش به مسلخ كشيده، قرباني كرديد، چگونه با اين فاصله گرفتن ها از دين و وظايف مسلماني، مدّعي بندگي خدا هستيد؟ مسلماني و بندگي خدا صِرفاً يك ادّعا نيست؛ بلكه بندگي خداوند آثاري دارد كه در گفتار و رفتار آدمي جلوه مي كند. خداوند درباره بندگانش فرموده است:

قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلاَنِيَةً مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خِلالٌ. [7] به آن بندگانم كه ايمان آورده اند بگو: «نماز را برپا دارند و از آنچه به ايشان روزي داده ايم، پنهان و آشكار انفاق كنند، پيش از آنكه روزي فرا رسد كه در آن نه داد و ستدي باشد و نه دوستي اي.


[1] مفاتيح الجنان.

[2] سوره نحل، آيه 25-24.

[3] سوره جمعه، آيه 5.

[4] سوره انفال، آيه 27.

[5] سوره حديد، آيه 25.

[6] سوره فرقان، آيه 1.

[7] سوره ابراهيم، آيه 31.