کد مطلب:304421 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:123

حكمت حج
وَ الْحَجَّ تَشْييداً لِلدّينِ؛ و براي استحكام دين، حج را [مقرّر كرده است]. عبادت بزرگ حج، داراي ابعاد متنوعي است كه هريك، احساس نوعي از تكليف را در وجود آدمي اشباع مي كند. تكليف مالي، پوشيدن دو پوشاكِ بسيار ساده به نام لباس احرام كه الغاي تشخّصات ساختگي و وهمي را از برادرش به نام انسان به دنبال دارد و اين پوشاك ساده و پرمعنايي است كه آدمي را وارد درياي وحدت مي كند:


سرِ خوانِ وحدتْ آن دم كه دم از صفا زدم من

به سرِ تمام مُلك و ملكوت پا زدم من


درِ ديد غير بستم، بت خويشتن شكستم

ز سبوي يار مستم كه مي وَلا زدم من


درِ دير بود جايم به حرم رسيد پايم

به هزار در زدم تا در كبريا زدم من


پي حكّ نقش كثرت ز جريده هيولا

نتوان نمود باور كه چه نقشها زدم من


قدم وجود در بارگه قِدَم نهادم

عَلَم شهود در پيشگه خدا زدم من


پي فرشهاي استبرقِ جنّت حقايق

ز بساط سلطنت رسته به بوريا زدم من


(حكيم صفاي اصفهاني)

لبيك؛ اجابت دعوت الهي و خودداري از ارتكاب اموري متعدد (تروك احرام) است، چرخيدن به دورِ كعبه و حركت و تكاپو در بين صفا و مروه، و وقوف در عرفات و منا، همراه با انجام مناسك آنها و از همه مهمتر، نيّت و اخلاص در آن، كه جانِ همه عبادتهاست و بسياري تكاليف ديگر. گويي حج تبلور همه اسلام است، از عقايد گرفته تا اخلاق و تكاليف عملي كه دستاورد بعثت است و داشتن اين فلسفه عالي و حكمت والاست كه اگر كسي آن را به عَمدْ به جا نياورد، در جبهه كافران است:

وَللَّهِِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ. [1] و براي خدا حجِّ آن خانه، بر عهده مردم است؛ البته بر كسي كه بتواند به سوي آن راه يابد، و هركه كفر ورزد، يقيناً خداوند از جهانيانْ بي نياز است.


[1] سوره آل عمران، آيه 97.