کد مطلب:304465 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:122

انگيزه فاطمه در دفاع از علي
چه كينه اي از ابوالحسن علي(ع) داشتند كه او را اين چنين وانهادند؟ به خدا سوگند كينه شان از سوزش تيغِ باطل برانداز او، و، بي باكي اش از مرگ و؛ صلابت و سرِ سختي اش در سركوبيِ دشمن، و خشم آوردنش در راه خدا بود.

فاطمه(س)، بانوي بزرگواري كه همواره در متن زندگي و در ژرفاي خِرَد و احساس هر انسانِ پاك نهادي حضور دارد، جز براي خدا، پيامبر(ص) و آرمان متعالي او، يعني علي و اسلام زيست نكرد. بانويي كه بشريت را با روح بلند و خردِ والا و عاطفه پاك و منطق نيرومند و موضعِ به حقِ خويش درس زندگي آموخت؛ بي آن كه انتظاري از آنان داشته باشد.انسانِ دين مداري كه جز در راه حق گام ننهاد،وتنها ازباطل وباطل كاران به خشم آمد:

إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لاَ نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلاَ شُكُوراً. [1] همانا شما را براي خشنودي خداي مي خورانيم؛ از شما پاداش و سپاس نمي خواهيم.

بانويي كه همه توجّه او اسلام نبوّت، و بالاترين تلاش اش تحقّق و عينيّت آن بود. فاطمه اي كه گريه اش براي دين بود، نه براي خويش، شادي اش براي خدا بود و خشم اش براي حقّ، نه بر اساس رابطه خويشاوندي، و گامهايش، در سمت و سوي رسالت و به جاي پاي پيامبر بود؛ «مِشْيَتُها مِشْيَتهُ رَسُولِ اللَّهِ(ص)». از همين روست كه «سرورِ» زنان جهان شد، و در ميدان «سِباق»، سَبَقَ بندگي را از همگان دررُبُود.

فاطمه(س)، نمادي از تعهّد ديني، و شجاعت اش شجاعتِ ايماني و مكتبي بود، و حزن و اندوهش نيز براي دين و آيين، و اشكهايش در راهِ اعتلاي اسلام بود، به رغم همه ستم ها و آزارها كه ديد، سخنان و موضع گيريهايش، تنها دفاع از آرمانِ بزرگ اسلام بود؛ يعني بازستاندنِ حقِّ علي در خلافت پيامبر(ص) كه در غدير اعلام شده بود. آن بزرگوار، دفاع از علي(ع) را تعهّد اسلامي و تكليف الهي خود مي دانست، براي همين تا پايان عمر در كنار او ماند و در اين راهِ پر خطر، با صلابت و احتشام ايستاد. از همه رنجها و دردهايش چشم پوشيد، در جمع مسلمانان سخن گفت و با زنان مهاجر و انصار به گفت وگو نشست و گلِه گزاري كرد و مردانِ شان را سرزنش نمود، تا حق پايمال شده علي را به همگان يادآور شد. اِقدام به موقع او و حمايت هاي فداكارانه اش از علي(ع). به دفاع از حق بود، نه به انگيزه رابطه زناشويي و خويشاوندي، حتّا در درگيري جانانه اش با غاصبانِ «فدك» موضوعات و مسايل شخصي را مد نظر نداشت. و اين حقيقتي است كه «ابن ابي الحديد معتزلي» شارح نهج البلاغه، بدان اشاره كرده است؛ وي از استاد خود آورده است كه: «فدك» دريچه اي به سوي خلافت و نمادي از حق جانشيني پيامبر(ص) بود؛ يعني مطالبه «فدك» درخواست حقّي مشروع و مقابله با انحرافي بود كه پس از وفات پيامبر(ص) در فلسفه سياسي اسلام. آغاز گشته بود. بر اين اساس، آن چه را كه درباره علي(ع) فرموده است و زنان مهاجر و انصار را از آن آگاه كرده، انجام يك تكليف ديني و دفاعي الهي بود؛ دفاعي كه اگر آن روز انجام نمي گرفت، امروز، حقيقت دين و حقانيّت نبوّت و راه و رسم شريعت، بر باد رفته بود.


[1] سوره انسان، آيه 9.