کد مطلب:304469 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:119

علي مشفقانه حكومت مي كرد
او (ابوالحسن علي(ع))، در نهان و آشكار خيرخواه و مشفق آنان بود، از ثروت هاي عمومي (بيت المال) بهره اي ويژه نمي برد، و از دنيا توشه اي براي خود نمي اندوخت؛ مگر به قدرِ ضرورت، تا آنجا كه تشنه، سوزش عطش خود فرونشاند و گرسنه، به لقمه ناني خود را سير كند. [آري، اگر چرخه خلافت بر محور خود مي چرخيد، و در شخص ابوالحسن(ع) قرار مي يافت]بر اين مردم آشكار مي شد، كه چه كسي از دنيا روگردان است و چه كسي آن را، خواهان، چه كسي راست مي گويد و چه كسي مي لافَد و دروغ مي بافَد، [و آن گاه اين سخن خداوند تحقق مي يافت:]«اگر مردم آن آباديها ايمان آورده و پرهيزگاري كرده بودند، هر آينه بركت ها - نيكيها و نعمت ها از آسمان و زمين مي گشوديم و ليكن [پيام ها و نشانه هاي ما را]دروغ شمردند، پس آنان را به كيفر دستاوردِشان گرفتار ساختيم». «و كساني كه ستم كردند بدي هاي (كيفرهاي) آنچه كرده اند به زودي بديشان خواهد رسيد و ناتوان كننده ما از عذاب شان نيستند.

هدف هر گونه اي حكومت، متناسب با آن است. درپاره اي از حكومت ها، هدف تأمين خواهشهاي حاكمان است، و در پاره اي ديگر هدف، تأمين مصالح دنيايي مردم است. امّا در حكومت ديني، كه حكومت علي(ع) جامع ترين و كامل ترين آن است، هدف تأمين مصالح دنيوي و اخروي جامعه است. نماياندن راه رستگاري به آدميان. و رهبري آنان در جهت وصول به مقام قرب خداوند، در عرصه حيات اجتماعي و اصلاح ساختارهاي جامعه در ابعاد گوناگون آن. در تبيين فلسفه عملي حكومت فرمود:

اللَّهمَّ اِنَّكَ تَعْلَمُ اَنَّهُ لَمْ يَكُنِ الذَّي كانَ مِنَّا مُنافَسَةً فِي سُلطانٍ، وَ لا الْتِماسَ شَي ءٍ مِنْ فُضُول الْحُطامِ، وَ لكِنْ لِنَرُدَّ الْمعالِمَ مَنْ ديِنِكَ، وَ نُظْهِرَ الاْصِلاحَ فيِ بِلادِكَ، فَيَأمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ، وَ تُقامَ الْمُعطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ. [1] بارالها! تو خود مي داني آن چه از ما برآمده از سررقابتِ در سلطنت و ميل به افزودنِ كالاي دنيا نبوده است؛ بلكه از آن روست كه پرچم دينِ تو را افراشته ببينيم و اصلاح را در كشورت آشكار كنيم و بندگان ستمديده ات را اماني دهيم تا حدودي كه اجراي آنها معطّل مانده بود به كار بسته شود.

آن گاه رو به مردم فرمود:

شما مي دانيد كه حاكم بر نواميس و جان و اموال و احكام مسلمانان نبايد بخيل باشد، تا در خوردن اموالشان حريص شود، و نبايد نادان باشد تا مردم را با ناداني خود گمراه سازد، و نبايد ستمكار باشد تا به ستم روزيِ آنان را بِبُرَد، و نبايد در داوري رشوه خوار باشد تا حقوق مردم را ازميان برد و در بيان احكام و حدود الهي توقف نمايد، و نبايد سنّت پيامبر را فروگذارد تا امّت را به هلاكت افكند. [2] .

در منشور خود به مالك فرمود:

مهرباني به رعيّت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ايشان را در دل خود جاي ده، مانند حيواني درنّده مباش كه خوردن شان را غنيمت شمري؛ زيرا آنان دو گروهند: يا همكيشان تو هستند، يا انسان هايي مانند تو، كه از آنها خطاهايي سرزند. و علل بدكاري به آنان رو آوَرَد، و به عمد يا خطا دچار لغزش هايي مي گردند، پس از عفو، بخشايش خويش بهره شان ده، همانگونه كه دوست داري تا خدا نيز از عفو وبخشايش خود تو را بهره دهد، زيرا تو برتر از آنهايي، وآنكه تو را بر آن سرزمين ولايت داده، برتر از توست. و خداوند برتر از كسي است كه تو را ولايت داده است. كفايت امورشان را از تو خواسته، و آنها را سبب آزمايش تو قرار داده است. [3] .

آن چه در اين فراز از گله هاي فاطمه(س) آمده است: يك، برخورد مشفقانه و خيرخواهانه امام علي(ع) با رعيّت است. دو، برخورداري امام از اموال عمومي (بيت المال)، در كم ترين حدِّ آن؛ يعني به قَدْرِ ضرورت، تا جايي كه تشنه، سوزش عطش خود را فرو مي نشاند و گرسنه، به لقمه ناني خود را سير مي كند. همچنان كه فرمود: «از همه دنيايش به دو جامه كهنه، و از خوراكش به دو قرصِ نان اكتفا كرده است». سه، شيوه سلوك امام در حكومت و نگاهِ ابزاري آن حضرت بدان، براي سوقِ رعيّت به جوار قرب الهي است. چهار، حكومت عرصه امتحان الهي و مَحَكِ حاكمان است، تا روشن شود، چه كسي راست مي گويد، و چه كسي مي لافَد و دروغ مي بافَد؛ چرا كه: الْوِلاياتُ مَضامِيرُ الرِّجالِ. [4] حكومت ها ميدان هاي آزمايش حاكمان است.


خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان

تا سيه روي شود هر كه در او غَش باشد


(حافظ)

پنج، با تلاوت آيه 96، سوره اَعَرافْ، و آيه 51، سوره زُمَرْ، به يكي از سنّت الهي جاري در زندگي آدميان اشاره فرمود و معيار و مدار نزول نعمت و عذاب را تبيين كرد: هرگاه امتي از راه فطرت به دور شود، و راه رستگاري را كه خداي تعالي در پيش روي اش قرار داده است، وانهاد، و به بي راهه رود و از هواها و هوس ها پيروي كند، ميوه تلخ و نامطلوب اين كجروي ها، كام جان اش را مي آزارد و آسمان و زمين را عليه او مي شوراند. و اين سنّت الهي جاري در جوامع بشري است:

سُنَّةَ اللَّهِ فيِ الَّذِينَ خَلَواْ مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْديلاً. [5] سنت خداست درباره كساني كه پيش از اين گذشتند، و هرگز در سنت خدا دگرگوني نخواهي يافت.

در جاي ديگر فرمود:

وَ لَوْ اتَّبَعَ الْحَّقُ اَهْوائَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَواتُ وَ الْاَرْضُ وَ مَنْ فِيِهِنَّ. و اگر حق از هوس ها و آرزوهاي آنان پيروي مي كرد هر آينه آسمان ها و زمين و هر كه در آنهاست تباه مي شد.

روز سقيفه، روزِ پيروي هواي نفس و آرزوهاي ديرين جاهليت بود؛ جاهليت شرك، جاهليت نفاق، و فاطمه(س) در فراز پاياني اين گفت و گو از نتايج نامطلوب و آثار زشت و تباه كننده آن روزِ نامبارك سخن گفت.


[1] نهج البلاغه، خطبه 131.

[2] نهج البلاغه، خطبه 131.

[3] نهج البلاغة، نامه 53.

[4] همان، حكمت 441.

[5] سوره احزاب، آيه 62.