کد مطلب:326138 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:157

مقدمه
پيشينه ي عقيده به ظهور منجي، به دوران هاي بسيار دور باز مي گردد. از همان نخستين روزهاي تاريخ پيامبران بشارت به فراگير شدن توحيد و دادگري در سرتاسر گيتي و نجات آدميان از ستم و بي داد و برقراري حكومت جهاني به دست پارساي پارسايان و سرآمد خردمندان، از موارد بسيار مهمي بود كه در دستور كار تمامي پيامبران قرار داشت. دشمني با اين ايده و عقيده هم دوراني به درازاي همين «آرمان مقدس مهدويت» دارد. رسول گرامي اسلام، در دوران حيات خويش، به روشني آن وجود مقدسي را كه «تشكيل حكومت واحد جهاني» و «نابودي ستم و سياهي» و «پر شدن زمين از عدل و دادگري» به دست با كفايت او به انجام مي رسد، معرفي فرمود. در آن معرفي، آن حضرت تاكيد فرمود كه حضرت مهدي و موعود ملل و منجي مردمان، همان امام دوازدهم شيعيان و فرزند يازدهم حضرت علي و فرزند نهم حضرت حسين عليهماالسلام است. در پي اين معرفي، آن دشمني ديرينه، به گونه ي بارزتري
رخ نمود. به خاطر اختصار اين نوشتار، از بررسي ريشه و پيشينه ي اين دشمني، چشم مي پوشيم و فقط به ذكر اين نكته بسنده مي كنيم كه از حدود 160 سال پيش، مبارزه با عقيده به مهدويت و قائميت حضرت حجة بن الحسن العسكري عليه السلام، به عنوان قائم موعود، در گروهي گمراه به نام «بهائيان» جلوه گر شده است. اينك به بررسي پيدايش اين گروه مي پردازيم.