کد مطلب:326142 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:146

چهره ي مرموز
منوچهر خان معتمد الدوله ي گرجي، حاكم ارمني نسب و ناپيدا مذهب اصفهان كه شخصيتي مرموز است، در پي فرار باب از شيراز به اصفهان، امام جمعه ي اصفهان را وا مي دارد تا برادرش را به استقبال باب بفرستد و آشكارا و بي دريغ از باب حمايت مي كند و حتي به خاطر شكايت مردم از اين حمايت هاي پرسش برانگيز، آن گاه كه از پايتخت دستور مي رسد تا باب را تحت الحفظ به مقر حكومت مركزي اعزام كند، بر خلاف دستور شاه، او را در قصر خورشيد پنهان مي كند و دختري زيباروي را هم به عقدش در مي آورد و به او وعده مي دهد تا تمامي ثروت خود را - كه بالغ بر چهل ميليون فرانك مي شده - در اختيار باب قرار دهد و نيز او را دلخوش مي كند كه ميرزا آقاسي وزير محمد شاه را از صدرات عزل مي كند و شاه را هم وا مي دارد تا پيرو او شود و خواهر شاه را هم به عقدش در مي آورد و حتي شاهان جهان را هم مطيع و فرمان بردار او مي كند و اگر هم شاه ايران زير بار نرود، سپاهي مي آرايد و با شاه مي جنگد. معتمد الدوله باب را اميدوار
مي كند كه قادر است تا دو سال با سپاهيان شاه بجنگد [1] .

باب در آن ايام روزگار خوشي را مي گذرانيد اما از بخت بد باب، حاكم اصفهان مرد و ماجراي اقامت پنهان باب در عمارت خورشيد، برملا شد و جانشين او به ناچار باب را به تهران فرستاد. در ميانه ي راه دستور آمد كه او را به ماكو ببرند و در قلعه آن جا محبوس كنند.

[1] تلخيص تاريخ نبيل زرندي صفحه 190 و 200 و نيز: قرن بديع نوشته شوقي افندي جلد يكم صفحه 110 و 114 و نيز: تاريخ ظهور الحق نوشته ي فاضل مازندراني صفحه 93 و 105 از بخش سوم.