کد مطلب:326144 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:154

توبه نامه، ننگ جاودانه
در همين حال و همين ايام، حادثه ي شگفت انگيز ديگري نيز رخ داد. ماجرا چنان بود كه پس از سر و صداي دشت بدشت، در زمان ولايت عهدي ناصرالدين ميرزا، باب از چهريق به تبريز احضار شد و در پاسخ به پرسش هاي گوناگون علمي، فرومانده و سپس با انتقال وي به خانه ي شيخ الاسلام تبريز و خوردن 11 ضربه چوب به پاهايش، از هر آنچه كه ادعا كرده بود، توبه كرد. در حاشيه ي توبه نامه ي باب تصريح شد كه علت عدم صدور حكم اعدام آن است كه او را ديوانه تشخيص داده اند [1] اما چندي بعد به دستور و اصرار امير كبير، به خاطر جنگ هاي داخلي كه به تحريك باب و توسط پيروانش در گرفته بود، براي نابودي ماده ي فساد، محاكمه و در شعبان سال 1266 هجري قمري تير باران شد [2] .

داستان توبه كردن باب از آن ماجراهاي بسيار مهم است كه بهائيان تلاش
بسيار مي كنند تا به هر صورت كه بشود، منكر آن شوند و آن را دروغ جلوه دهند؛ اما خوشبختانه يا شوربختانه، گزارش مجلس و متن توبه ي باب در كتاب «كشف الغطاء عن حيل الأعداء» كه به دستور عبدالبهاء و توسط بزرگترين مبلغ بهايي به نام «ميرزا ابوالفضل گلپايگاني» نوشته و پس از مرگ وي باز به فرمان عبدالبهاء به وسيله ي دائي زاده ي همو و چند تن ديگر از بزرگان بهايي، تكميل شده، آمده است و اين توبه ننگي است كه با هيچ نيرنگي پاك نمي شود.

[1] كشف الغطاء عن حيل الأعداء نوشته ميرزا ابوالفضل گلپايگاني صفحه 203 و 204 و الكواكب الدرية صفحه 241. عذر جنون در اين مدرك آمده است.

[2] قرن بديع جلد يكم صفحه 256. نوشته شوقي افندي.