کد مطلب:326149 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:145

جنگ فرقه اي، آغاز افشاگري
اين اختلافات آسيب شديدي به بابي گري وارد آورد كه در اين ميان جدايي بهاء و ازل از همه موثرتر بود. صبح ازل مدعي بود كه من بر اساس آثار باب جانشين او هستم و برادرم مي خواهد جاي مرا بگيرد؛ اما از آن سو، ميرزا حسين علي مي گفت كه وصيت باب ساختگي است و ميرزا يحيي كاره اي نيست.

در پي اين جدايي، ميان بهاء و ازل و ساير مريدان، اهانت و ناسزا و كشتار رواج يافت؛ به گونه اي كه ميرزا يحيي از بهاء و بهائيان به دريافت القاب خر و گاو نر مفتخر گرديد و ميرزا حسين علي، حرام زادگي برادرش را اعلام داشت [1] و افزون بر اين مدعي شد كه صبح ازل مردي شكم باره و شراب خواره و زن باره و... است:

... مسلم است كه لا زال به اكل و شرب و تصرف در ابكار و نساء ناس مشغول بوده و اعمالي كه والله خجالت مي كشم از ذكرش، مرتكب [2] .
از ديگر سو، ازليان نيز بي كار ننشستند و خواهر جناب بهاء الله كه پيرو برادر ديگر بود، افشا كرد كه بهاء الله، همسر باب كه سهل است، دختر خودش را هم در ايام رياست ازل به وي تقديم كرده بود [3] جناب ايشان را نشايد كه پيش از درمان رعشه ي دست و بادفتق! خود به علاج دردهاي بشريت پردارند... [4] .

به اين ترتيب بسياري از اسراري كه ميان بابيان بود، بر ملا شد.

[1] جزء يكم مائده آسماني صفحه 40 - پاورقي صفحه 20.

[2] كتاب بديع صفحه 312. جرمي كه از تجاوز به ناموس مردم بدتر است و ميرزا حسين علي از گفتنش خجالت مي كشد. به تصريح كتاب اقدس، لواط است.

[3] تنبيه النائمين صفحه 19 و 65.

[4] تنبيه النائمين صفحه 19 و 65.