کد مطلب:326151 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:150

عباس افندي (ملقب به عبدالبهاء)
او فرزند زن نخست ميرزا حسين علي، موسوم به نوابه است. عباس افندي بعدها القاب سركار آقا و ابن البها گرفت. بهاء الله از زن ديگرش، مهد عليا، سه فرزند داشت كه محمد علي افندي يكي از آن ها بود.

بنابر لوح عهدي [مساوي وصيت نامه ي بهاء الله] قرار بود بعد از درگذشت بهاء، ابتدا عباس و بعد محمد علي زمامدار اهل بهاء شوند؛ اما بعد از مرگ پدر، ميان فرزندان جدايي افتاد و بر يكديگر شوريدند و همان ماجرايي كه ميان يحيي صبح ازل و بهاء الله رخ داده بود، ميان فرزندان بهاء الله اتفاق افتاد به گونه اي كه عباس افندي برادر و پيروان او را «ناقض اكبر» [مساوي پيمان شكن بزرگ] ناميد و خويشتن و پيروانش را «ثابتين» [مساوي استواران بر امر مبارك] پنداشت. از آن سو هم محمد علي، عباس افندي را به القابي چون: «رئيس المشركين» و «ابليس» مفتخر ساخت. در پي اين توهينات و
تعارفات خانوداگي، عباس افندي برادر و مريدانش را با القاب پشه و سوسك و كرم خاكي و خفاش و جغد و كلاغ و روباه و گرگ و!... باقي درندگان مفتخر ساخت و خويشتن را بلبل و طاووس ناميد [1] .

ميرزا محمد علي هم كم نياورد و جناب ابن البهاء را گوساله و الاغ دو پا! خوانده، خود را غضنفر الله (شير خدا) لقب داد و سرانجام اين سخنان زشت و ناپسند بدانجا انجاميد كه عباس افندي اعلام داشت كه ناقضين بسياري از الواح و آثار بهاء را سرقت! كرده و در آن ها دست برده اند و از همه بدتر آن كه صورت نماز نه ركعتي بهائيت را به همراه احكام متمم كتاب اقدس دزديده و آئين نازنين را ناقص كرده اند و هنوز اين عبادت عظمي مفقود مي باشد [2] و اين جا است كه انسان از پيش بيني نادرست و فرجام انديشي بر خلاف جناب بهاء به شگفت مي آيد؛ به ويژه اگر اين كلام را نيز از سر كار آقا ديده باشد كه:
... انصاف بايد داشت از نفسي كه در تربيت اولاد و عيال و آل عاجز مانده، چگونه اميد تربيت اهل آفاق نماييم و آيا در اين قضيه ذره اي شبهه و ترديد است؟ لا والله [3] .

[1] مكاتيب جلد يكم صفحه 442 و 443 و نيز مكاتيب جلد دوم صفحه 234 و الواح وصايا چاپ مصر صفحه 9 و توقيعات مباركه جلد يكم صفحه 132.

[2] معلوم مي شود كه ميرزا حسين علي در تمام عمر حتي يك بار هم اين نماز را نخوانده بود تا عباس و ديگر مريدان فرا گيرند و محتاج ورق پاره هاي محمد علي نشوند.

[3] مكاتبات جلد دوم صفحه 182.