کد مطلب:326153 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:151

شوقي افندي
شوقي افندي پسر ميرزا هادي افنان و نوه ي دختري عباس افندي است. او در ايام حيات جدش در دانشگاه آمريكايي بيروت و آكسفورد لندن به مطالعه و تحصيل پرداخت. پس از مرگ عبدالبهاء، شوقي به ياري مادرش به رياست رسيد؛ اما گروهي او را نپذيرفتند و جدايي ديگري در بهائيت پديد آمد: برخي از مبلغين و بزرگان بهائيت همچون عبدالحسين آيتي (آواره) و فضل الله صبحي (كاتب عبدالبهاء) و ميرزا حسن نيكو و عده اي ديگر، از بهائيت دست كشيدند و به دامان پاك اسلام برگشتند و چون شوقي آنان را به باد بدگويي گرفت، با نوشتن كتاب هايي چون: «كشف الحيل» و «خاطرات صبحي» و «فلسفه نيكو»، سوابق زشت و زننده ي شوقي را افشا كردند.

شوقي در ايام رياست خود، به تقليد از اروپائيان، به بهائيت صورت تشكيلات حزبي داد و محافل منتخب ملي و محلي به وجود آورد و حتي در برخي كشورها آن ها
را به عنوان محافل مذهبي يا شركت هاي تجارتي! به ثبت رسانيد [1] به سبب همين تشكيلات اداري - حزبي است كه بهائيت تا كنون، ماندگار شده است.

شوقي در زمان رياستش بنايي بي سابقه در بهائيت نهاد: او مقرر كرد كه هر كس مخالف ميل ولي امر، كاري انجام دهد، ابتدا از تشكيلات اخراج (طرد اداري) و سپس از جامعه بهائي بيرون مي شود (طرد روحاني) اين در حالي بود كه عبدالبهاء پيش از او مدعي بود:

... چرا بگوييم اين موسوي است و او عيسوي است؛ اين محمدي است او بودايي است؛ اين ها دخلي به ما ندارد. خداوند همه را خلق كرده و تكليف ما است كه به كل مهربان باشيم، اما مسائل عقايد راجع به خدا است و او در روز قيامت مكافات و مجازات دهد، خداوند ما را محتسب آن ها قرار نداده است [2] .

در زمان حيات وي بود كه حكومت صهيونيستي اسرائيل روي كار آمد و به سبب تلاش بهائيت در ايجاد چنين دولت بيگانه اي در قلب جامعه اسلامي،
اين آيين در آنجا رسميت يافت و املاك و اموالشان تحت حمايت واقع و از ماليات معاف گرديد [3] .

شوقي در سال 1336 هجري شمسي در لندن از دنيا رفت و همان جا مدفون شد.

نكته مهم اين كه برخلاف پيشگويي عباس افندي، شوقي عقيم بود و فرزندي نداشت و حتي جانشين هم معين نكرد و در نتيجه، بعد از مرگش كشمكش زيادي ميان بهائيان به وجود آمد.

[1] قرن بديع جلد چهارم ص 41 و 42.

[2] خطابات، ج 2، ص 284.

[3] توقيعات مباركه جلد سوم ص 165.