کد مطلب:369521 سه شنبه 26 بهمن 1395 آمار بازدید:282

نیایش سیزدهم [1]
 (2) بار خدایا، ای آنکه درگاه تو آخرین مقصد حاجات است و تنها در نزد توست که به خواستها توان رسید. ای خداوندی که در برابر نعمتهایت بهایی نستانی. ای خداوندی که زلال عطایت را به منت تیره نگردانی. ای خداوندی که همگان به تو بی‌نیاز شوند و کس را از تو بی‌نیازی نیست. ای خداوندی که همگان را به تو رغبت است و کس را رخ تافتن از تو میسر نیست. ای خداوندی که هر چه خواهندگان از تو خواهند، خزاین نعمتت فنا نپذیرد. ای خداوندی که ناموس حکمتت را هیچ وسیله‌ای و سببی دگرگون نسازد. ای خداوندی که حاجت حاجتمندان از تو منقطع نشود. ای خداوندی که دعای دعاکنندگانت به رنج نیفکند. به بی‌نیازی از آفریدگانت خود را ستوده‌ای و تو سزاواری که از آنان بی‌نیازی گزینی. آفریدگانت را به نیازمندی وصف کرده‌ای و آنان را سزاست که به تو نیازمند باشند. پس هر که بخواهد نیازمندی خویش را به خواهش از درگاه تو رفع کند و گرد بینوایی از چهره خود بیفشاند، حاجت خود از جایی خواسته که بایدش خواست و به دریافت مقصود از راهی رفته است که بایدش رفت.

(3) خداوندا، هر کس که حاجت به یکی از بندگان تو برد یا یکی از بندگانت را سبب روا شدن حاجت خود پندارد، جز حرمان نصیبی حاصل نکند و سزاوار است که تو احسان از او بازگیری.

(4) بار خدایا، مرا به تو حاجتی است که کوشش من از دست یافتن به آن قاصر آمده بود و راههای چاره به روی من بسته شده بود. نفس من مرا واداشت که برآوردن آن نیاز، از کسی خواهم که او خود به روا شدن

______________________________

[1] دعای آن حضرت است به هنگام طلب حاجت از خدای تعالی.

ترجمه الصحیفة السجادیة ،ص:89

حاجت نیازمند توست و برای دست یافتن به خواستهایش از تو بی‌نیاز نیست. و این خود خطایی بود از خطاهای خطاکاران و لغزشی از لغزشهای گنهکاران. (1) سپس به هشدار تو از خواب غفلت بیدار شدم و به توفیق تو پس از لغزش بر پای خاستم و چون به صوابم راه نمودی دیگر به سر در نیامدم و باز گردیدم. گفتم: منزه است پروردگار من، چگونه نیازمندی دست نیاز به سوی نیازمند دیگر برد و چسان بینوایی به بینوای دیگر روی کند؟ پس، ای خداوند من، با رغبتی تمام آهنگ تو کردم و با اعتماد به تو روی امید به درگاهت آوردم و دریافتم که هر چه فراوان‌تر از تو خواهم باز هم در برابر توانگریت نا چیز است و بخشش را هر چه فزون‌تر خواهم در برابر گشادگی باب عطایت باز هم حقیر است و کرم تو از سؤال هیچ سائلی به تنگنا نمی‌افتد و دست عطای تو فراتر از هر دست دیگر است.

(2) بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و با من از کرم و عدل خود آن کن که فضل تو را در خور است نه استحقاق مرا. من نخستین کسی نیستم که سزاوار منع و طرد بودن و اکنون به تو رغبت یافت و تو به عطای خود او را نواختی. من نخستین کسی نیستم که مستوجب حرمان از درگاه تو بود و دست طلب به سوی تو دراز کرد و تو نومیدش نساختی.

(3) بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و دعای مرا اجابت کن و به ندایم پاسخ گوی و به زاریهای من رحمت آور و آوازم را بشنو. مرا از خود نومید مکن، رشته پیوندم را با خود مگسل و در این نیاز که اکنون مراست، یا هر نیاز دیگر، به درگاه دیگرم مران. یاریم نمای که مطلبم برآید و حاجتم روا شود و به خواسته‌ام برسم، پیش از آنکه این مکان را ترک گویم بدان سان که سختیها را بر من آسان سازی و در هر کار آنچه را خیر من در آن نهفته است مقدر داری.

(4) بر محمد و خاندان او درود بفرست، درودی پیوسته و دم افزون و

ترجمه الصحیفة السجادیة ،ص:90

بی انقطاع و ابدی. و این درود را یاور من ساز و وسیله برآمدن حاجتم گردان، که تو فراخ نعمت و بخشنده‌ای.

(1) ای پروردگار من، حاجت من این است ... (حاجت خود یاد کن و سر به سجده بگذار و بگوی) فضل تو آسوده خاطرم گردانید و احسان تو مرا به سوی تو راه نمود، تو را به تو و به محمد و آل محمد (ص) سوگند می‌دهم که مرا نومید باز نگردانی.

ترجمه الصحیفة السجادیة ،ص:93

(1)