کد مطلب:369637 سه شنبه 3 اسفند 1395 آمار بازدید:249

نیایش یکم
 چون به دعا آغاز می کرد نخست خدای عز و جل را با چنین عبارتهای حمد و ثنا می گفت




حمد و سپاس خدای را ، آن نخستین بی پیشین را و آن آخرین بی پسین را ، خداوندی را که دیده بینایان از دیدارش قاصر آید و اندیشه واصفان از نعت او فروماند . آفریدگان را به قدرت خود ابداع کرد و به مقتضای مشیت خویش جامه هستی پوشید و به همان راه که ارادت او بود روان داشت و رهسپار طریق محبت خویش گردانید .




چون ایشان را به پیش راند ، کس را یارای واپس گراییدن نبود ، و چون واپس دارد ، کس را یارای پیش تاختن نباشد .




هر زنده جانی را از رزق مقسوم خویش توشه ای معلوم نهاد؛آن سان که کس نتواند از آن که افزونش داده ، اندکی بکاهد و بر آن که اندکش عنایت کرده ، چیزی بیفزاید .




سپس هر یک از آدمیان را عمری معین مقرر کرد و مدتی محدود که با گامهای روزها و سالهایش می پیماید ، تا آنگاه که به سر آردش؛آن سان که چون آخرین گامها را بر دارد و پیمانه عمرش لبریز شود ، او را فرو گیرد : یا به ثواب فراوانش بنوازد ، یا به ورطه عقابی خوفناکش اندازد ، تا بدکاران را به کیفر عمل خویش برساند و نیکوکاران را به پاداش کردار نیک خویش و این خود عین عدالت اوست .




منزه و پاک است نامهای او و ناگسستنی است نعمتهای او . کس را نرسد که او را در برابر اعمالش باز خواست کند و اوست که همگان را به




باز خواست کشد . (1) حمد و سپاس خداوندی را که اگر معرفت حمد خویش را از بندگان خود دریغ می داشت ، در برابر آن همه نعمتها که از پس یکدیگر بر آنان فرو می فرستاد ، آن نعمتها به کار می داشتند و لب به سپاسش نمی گشادند ، به رزق او فراخ روزی می جستند و شکرش نمی گفتند . و اگر چنین می بودند از دایره انسانیت برون می افتادند و در زمره چارپایان در می آمدند . چنان می شدند که خدای تعالی در محکم تنزیل خود گفته است : «چون چارپایانند ، بل از چارپایان هم گمراه تر . » (2)




حمد و سپاس خداوندی را که خود را به ما شناسانید و شیوه سپاسگزاری اش را به ما الهام کرد و ابواب علم ربوبیت خویش را به روی ما بگشاد و ما را به اخلاص در توحید او راه نمود و از الحاد و تردید در امر وی به دور داشت . او را سپاس گوییم ، چنان سپاسی که چون در میان سپاسگزارانش زیستن گیریم ، همواره با ما باشد و به یاری آن از همه آنان که خواستار خشنودی و بخشایش او هستند گوی سبقت بربایم . آن چنان سپاسی که تابشش تاریکی وحشت افزای گور بر ما روشن گرداند و راه رستاخیر برای ما هموار سازد و در آن روز که هر کس به جزای عمل خویش رسد و بر کس ستم نرود و هیچ دوستی از دوست خویش دفع مضرت نتواند و کس به کس یاری نرساند ، چون در موقف بازخواست ایستیم ، منزلت ما برافرازد و بر مرتبت ما بیفزاید .




حمد و سپاسی آنچنان که




نوشته در نامه عمل ما به اعلی علیین فرا رود و فرشتگان مقرب بر آن گواهی دهند .




حمد و سپاسی آنچنان که در آن روز که دیدگان را پرده حیرت فرو گیرد ، دیدگان ما بدان روشنی گیرد و در آن روز که گروهی سیه روی شوند ، ما سپیدروی گردیم .




حمد و سپاسی آنچنان که ما را از آتش دردناک خداوندی برهاند و در جوار کرمش بنشاند .




حمد و سپاسی آنچنان که ما را با فرشتگان مقرب او همنشین سازد و در آن سرای جاوید که جایگاه کرامت همیشگی اوست با پیامبران مرسل همدوش گرداند .




حمد خداوندی را که سیرتها و صورتهای پسندیده را برای ما برگزید و روزیهای خوش و نیکو را به ما ارزانی داشت . خداوندی که ما را آن گونه برتری داد که بر همه آفریدگان سلطه یابیم ، چندان که به قدرت او هر آفریده فرمانبردار ماست و به عزت او در ربقه طاعت ما .




سپاس خداوندی را که جز به خود ، در نیاز را به روی ما فرو بست .




چگونه از حمد او بر آییم ؟ کی سپاسش توانیم گفت ؟ نمی توانیم ، کی توانیم ؟




حمد خداوندی را که در پیکر ما ابزارهایی نهاد که توان بست و گشادمان باشد و به نعمت روح ، زندگیمان عنایت فرمود و اندامهایی داد که به نیروی آنها کارها توانیم ساخت و ما را از هر چه خوش و گوارنده است روزی داد و به فضل خویش بی نیاز گردانید و به من و کرم خود سرمایه بخشید . و تا فرمانبرداری و سپاسگزاریمان بیازماید ، به کارهایی فرمان داد و از




کارهایی نهی فرمود . چون از فرمانش سر برتافتیم و بر مرکب عصیان برنشستیم ، به عقوبت ما نشتافت و در انتقام از ما تعجیل روا نداشت ، بلکه به رحمت و کرامت خویش ما را زمان داد و به رأفت و حلم خود مهلت عطا فرمود ، باشد که بازگردیم .




حمد و سپاس خداوندی را که ما را به توبه راه نمود . و اگر پرتو فضل او نبود ، هرگز بدان راه نمی یافتیم . و اگر از فضل او تنها به همین یک نعمت بسنده می کردیم ، بازهم دهش او به ما نیکو و احسان او در حق ما جلیل و فضل و کرمش بس کرامند می بود ، که روش او در قبول توبه پیشینیان نه چنین بود . ما را از هر چه فراتر از تاب و توانمان بود معاف داشت و جز به اندازه توانمان تکلیف نفرمود و جز به اعمال سهل و آسانمان وا نداشت ، تا هیچ یک از ما را عذری و حجتی نماند .




هر که از ما سر از فرمانش برتابد ، کارش به شقاوت کشد و آن که به درگاه او روی کند ، تاج سعادت بر سر نهد .




حمد و سپاس خدای را ، بدان سان که مقرب ترین فرشتگانش و گرامی ترین آفریدگانش و ستوده ترین ستایندگانش می ستایند .




حمدی برتر از هر حمد دیگر ، آن سان که پروردگار ما از همه آفریدگان خود برتر است .




حمد باد او را به جای هر نعمتی که بر ما و بر دیگر بندگان در گذشته و زنده خود دارد ، به شمار همه چیزها که در علم بی انتهای او




گنجد و چند برابر نعمتهایش ، حمدی بی آغاز و بی انجام و تا روز رستاخیز ، حمدی که حدی و مرزی نشناسد و حسابش به شمار در نیاید و پایانش نبود و زمانش در نگسلد . حمدی که ما را به فرمانبرداری و بخشایش او رساند و خشنودی اش را سبب گردد و آمرزش او را وسیله باشد و راهی بود به بهشت او پناهگاهی بود از عذاب او و آسایشی بود از خشم او و یاوری بود بر طاعت او و مانعی بود از معصیت او و مددی بود بر ادای حق و تکالیف او . حمدی که ما را در میان دوستان سعادتمندش کامروا کند و به زمره آنان که به شمشیر دشمنانش به فوز شهادت رسیده اند درآورد . انه ولی حمید .