کد مطلب:369676 پنج شنبه 5 اسفند 1395 آمار بازدید:184

نیایش سیزدهم
 . دعای آن حضرت است به هنگام طلب حاجت از خدای تعالی .




بار خدایا ، ای آنکه درگاه تو آخرین مقصد حاجات است و تنها درنزد توست که




به خواستها توان رسید . ای خداوندی که در برابرنعمتهایت بهایی نستانی . ای خداوندی که زلال عطایت را به منت تیره نگردانی . ای خداوندی که همگان به تو بی نیاز شوند و کس را از توبی نیازی نیست . ای خداوندی که همگان را به تو رغبت است و کس رارخ تافتن از تو میسر نیست . ای خداوندی که هر چه خواهندگان از توخواهند ، خزاین نعمتت فنا نپذیرد . ای خداوندی که ناموس حکمتت راهیچ وسیله ای و سببی دگرگون نسازد . ای خداوندی که حاجت حاجتمندان از تو منقطع نشود . ای خداوندی که دعای دعاکنندگانت به رنج نیفکند . به بی نیازی از آفریدگانت خود را ستوده ای و تو سزاواری که از آنان بی نیازی گزینی . آفریدگانت را به نیازمندی وصف کرده ای وآنان را سزاست که به تو نیازمند باشند . پس هر که بخواهد نیازمندی خویش را به خواهش از درگاه تو رفع کند و گرد بینوایی از چهره خودبیفشاند ، حاجت خود از جایی خواسته که بایدش خواست و به دریافت مقصود از راهی رفته است که بایدش رفت .




خداوندا ، هر کس که حاجت به یکی از بندگان تو برد یا یکی ازبندگانت را سبب روا شدن حاجت خود پندارد ، جز حرمان نصیبی حاصل نکند و سزاوار است که تو احسان از او بازگیری .




بار خدایا ، مرا به تو حاجتی است که کوشش من از دست یافتن به آن قاصر آمده بود و راههای چاره به روی من بسته شده بود . نفس من مراواداشت که برآوردن آن نیاز ، از کسی خواهم که او خود به روا شدن حاجت نیازمند توست و برای دست یافتن به




خواستهایش از تو بی نیازنیست . و این خود خطایی بود از خطاهای خطاکاران و لغزشی ازلغزشهای گنهکاران . سپس به هشدار تو از خواب غفلت بیدار شدم و به توفیق تو پس از لغزش بر پای خاستم و چون به صوابم راه نمودی دیگربه سر در نیامدم و باز گردیدم . گفتم : منزه است پروردگار من ، چگونه نیازمندی دست نیاز به سوی نیازمند دیگر برد و چسان بینوایی به بینوای دیگر روی کند ؟ پس ، ای خداوند من ، با رغبتی تمام آهنگ توکردم و با اعتماد به تو روی امید به درگاهت آوردم و دریافتم که هر چه فراوان تر از تو خواهم باز هم در برابر توانگریت نا چیز است و بخشش را هر چه فزون تر خواهم در برابر گشادگی باب عطایت باز هم حقیراست و کرم تو از سؤال هیچ سائلی به تنگنا نمی افتد و دست عطای توفراتر از هر دست دیگر است .




بار خدایا ، بر محمد و خاندانش درود بفرست و با من از کرم و عدل خود آن کن که فضل تو را در خور است نه استحقاق مرا . من نخستین کسی نیستم که سزاوار منع و طرد بودن و اکنون به تو رغبت یافت و تو به عطای خود او را نواختی . من نخستین کسی نیستم که مستوجب حرمان از درگاه تو بود و دست طلب به سوی تو دراز کرد و تو نومیدش نساختی .




بار خدایا ، بر محمد و خاندانش درود بفرست و دعای مرا اجابت کن و به ندایم پاسخ گوی و به زاریهای من رحمت آور و آوازم را بشنو . مرا ازخود نومید مکن ، رشته پیوندم را با




خود مگسل و در این نیاز که اکنون مراست ، یا هر نیاز دیگر ، به درگاه دیگرم مران . یاریم نمای که مطلبم برآید و حاجتم روا شود و به خواسته ام برسم ، پیش از آنکه این مکان راترک گویم بدان سان که سختیها را بر من آسان سازی و در هر کار آنچه را خیر من در آن نهفته است مقدر داری .




بر محمد و خاندان او درود بفرست ، درودی پیوسته و دم افزون و بی انقطاع و ابدی . و این درود را یاور من ساز و وسیله برآمدن حاجتم گردان ، که تو فراخ نعمت و بخشنده ای .




ای پروردگار من ، حاجت من این است . . . (حاجت خود یاد کن وسر به سجده بگذار و بگوی)فضل تو آسوده خاطرم گردانید و احسان تو مرا به سوی تو راه نمود ، تو را به تو و به محمد و آل محمد(ص)




سوگند می دهم که مرا نومید باز نگردانی .