کد مطلب:369737 پنج شنبه 5 اسفند 1395 آمار بازدید:157

نیایش سی و دوم
 . دعای آن حضرت است در حق خود پس از فراغت از نافله شب و اعتراف اوست به گناهان .




ای خداوندی که از آن توست پادشاهی ابدی جاویدان .




ای خداوندی که از آن توست آن سلطه نیرومند بی مدد هیچ لشکر وهیچ یاور .




ای خداوندی که از آن توست عزت و غلبه جاودانه ، هر چندروزگاران بگذرند و سالها به سر آیند و زمانها و روزها سپری شوند .




سلطه تو را آن پیروزمندی است که نه آغاز شناسد و نه انجام .




ملک تو را رفعتی است که هیچ چیزش در نیابد و توصیف واصفان هر چه فرا رود ، به فروترین پایه آن رفعت و اعتلا که برای خود برگزیده ای نخواهد رسید .




در ساحت تو اوصاف گم شود و رشته هر نعمتی گسسته آید و اندیشه مردمان ، هر چند دقیق و لطیف ، در پیشگاه کبریای تو حیران ماند .




آری ، تویی آن خداوند که در ازلیت خود بی آغازی و تویی آن خداوند که همواره




هستی و زوال در تو راه نیابد . و من ، بنده ای هستم به عمل ناتوان و به آرزو بزرگ ، رشته پیوندها از کف داده ام مگر رحمت توام سر رشته به دست دهد ، و سلسله امیدم از دل گسیخته جز سلسله عفوتو که در آن چنگ زده ام .




ای خداوند من ، چون خواهم طاعات خویش بر شمرم ، اندک است و چون بخواهم به معاصی خود اعتراف کنم ، بسیار است . بنده تو ، هر چه بد کردار بود ، بخشایش خود از او دریغ نداری ، پس مرا ببخشای .




ای خداوند من ، علم تو بر اعمال نهان ما احاطه دارد و هر نهان دربرابر علم تو آشکار است . نه خردترین چیزها از تو پوشیده است و نه هیچ راز نهانی از تو پنهان .




ای خداوند من ، شیطان ، آن دشمن تو که از تو زمان خواست تامرا بفریبد و تو زمانش دادی ، و برای گمراه ساختن من از تو تا روزقیامت مهلت طلبید و تو مهلتش عطا کردی ، اینک بر من غلبه یافته است .




پس در آن حال که از گناهان خرد که هلاک من در آنها بود و گناهان بزرگ که تباهی مرا در پی داشت ، به سوی تو می گریختم ، مرا به سر در آورد . تاچون مرتکب معصیت تو شدم و به کردار زشتم سزاوار خشم تو گشتم ، لگام غدر خویش بازچید و سخن کفرش بر من خواند (1) . سپس بر من پشت کرد و از من بیزاری جست و به راه شوم خود رفت و در وادی تنهایی در برابر غضب تو رهایم ساخت و بر آستان




خشم تو مطرودم بیفکند . نه شفیعی که در نزد تو شفاعتم کند ، نه نگهبانی که در برابر تو ایمنیم بخشد ، نه حصاری که از چشم توام پنهان دارد ، نه پناهگاهی که از خشم توام پناه دهد .




ای خداوند من ، در اینجا کسی ایستاده که جز آستان تواش پناهی نیست و در مقابل تو به گناه خویش معترف است . مباد که فضل تو از من دریغ آید و دستم به دامان بخشایش تو نرسد . و مباد که من نومیدترین بندگان تو باشم که روی توبه به درگاه تو آورده اند ، و مباد که من محروم ترین آنان باشم که با دلی پر امید روی به سوی تو نهاده اند .




خدایا مرا بیامرز که تو بهترین آمرزندگانی .




بار خدایا ، تو مرا فرمان دادی و من ترک فرمان کردم . تو مرا نهی فرمودی و من به جای آوردم . اندیشه بد ، خطا را در چشم من بیار است ومن مرتکب تقصیر شدم .




ای خداوند من ، هیچ روزی را نیک روزه نداشته ام تا آن را به شهادت گیرم و هیچ شبی را نیک زنده دار نبوده ام تا به آن پناه جویم و هیچ مستحبی به جای نیاورده ام تا در خور تمجید باشم . اگر به جای آورده ام ، فرایض تو بوده که هر که ضایعش گذارد به هلاکت رسد . چگونه توانم به فضیلت نوافل خود توسل جویم ، حال آنکه از بسیاری از وظایف خویش در ادای فرایض تو غفلت کرده ام و از مرز مناهی تو گذشته ومرتکب اعمال حرام و گناهان بزرگ شده ام ، گناهانی که عافیت توچونان پرده ای مرا از رسواییهای آن در امان داشته است .




بار خدایا ، در




اینجا کسی ایستاده است که به سبب اعمال خود ، از توشرمنده ، بر خود خشمگین و از تو خشنود است . پس با قلبی خاشع وگردنی کج و پشتی خمیده از بار گناه ، امیدوار به تو و ترسان از تو به پیشگاه تو ایستاده است . سزاوارتر از تو کس نیافته که دل در او بندد ، یااز او بترسد ، یا از او بپرهیزد . ای پروردگار من ، آنچه را بدان امید بسته ام به من ارزانی دار و از آنچه بیمناکم امان ده و رحمت سودمند خویش صله من ساز ، که تو کریم تر کسی هستی که دست سؤال پیش او دارند .




ای خداوند من ، همچنان که مرا در این جهان فانی ، در محضر اقران و همسران پرده عفو بر گناهان کشیدی و فضل و احسان خویش ارزانی داشتی ، در آن جهان باقی هم در محضر ملائکه مقرب و رسولان مکرم و شهیدان و صالحان ، از رسوایی نزد آن همسایه که گناهان خود از اوپوشیده می داشتم و آن خویشاوند که در اعمال نهانی خود از او شرم می داشتم ، در پناه خود دار .




ای پروردگار من ، به آنان اعتماد نکردم که راز مرا پوشیده دارند و به توای پروردگار مناعتماد دارم که مرا می آمرزی و تنها تو شایان آنی که بر تو اعتماد کنند . تو بخشنده ترین کسان هستی که به او روی توان کرد ، تو مهربان ترین کسان هستی که از او رحمت توان خواست .




پس بر من رحمت آور .




بار خدایا ، من قطره آبی بی مقدار بودم که مرا از پشت پدر از میان آن استخوانهای درهم فشرده و راههای باریک به تنگنای




رحم مادردرپس آن پرده ها که بر آن پوشیده ایفرو افکندی . مرا از حالی به حالی در آوردی ، تا آنگاه که صورتی تمام یافتم و اعضا و جوارح من قوام گرفت ، آن سان که در کتاب خود آورده ای : نطفه ای بود آن را خونی لخته ساختی ، سپس چیزی همانند گوشت جویده ، سپس استخوان آفریدی و آن استخوان به گوشت پوشانیدی و مرا چنان که خودخواسته بودی ، آفرینش دیگر دادی . (2) . تا چون نیازمند روزی تو شدم و ازفریادرسی فضل و احسان تو بی نیاز نبودم ، از زیاد آمد طعام و آبی که به کنیز خودهمان که مرا در درون او در قرارگاه زهدانش نشاندی روزی می دادی ، قوت مرا مقرر داشتی .




ای پروردگار من ، اگر مرا در این حالات به توان خود وا می گذاشتی یا ناچارم می ساختی که از نیروی خویش مدد جویم ، نه توانم می بود ونه نیرویی . تو مرا از روی احسان به مهربانی و لطف غذا دادی و آن مهربانی و لطف تا این زمان که هستم همچنان از من دریغ نداشته ای .




سایه نیکی و مهربانی تو همچنان بر سر من است و جویبار احسان توبی هیچ درنگی همچنان روان است . با این همه ، اعتمادم به روزی دادن تو استواری نگیرد ، تا همه سعی خویش در پرستش تو به کار دارم و آن سود کرامند سرشار نصیب من گردد .




شیطان عنان من به دست گرفته و مرا به عرصه بدگمانی می کشد وپایه های یقین من سست می گرداند . پس ای خداوند من ، از مجاورت چنین همنشین نابکار ، که مرا به اطاعت خود وا می دارد ، به تو شکایت می کنم و از تسلط او




بر خود ، به تو پناه می آورم و به درگاه تو زاری می کنم ، مگر کید و مکر او از من دور داری .




بار خدایا ، از تو می خواهم که راه مرا به روزی ام هموار سازی . پس حمد باد تو را بر آن نعمتهای بزرگم که در آغاز دادی ، و حمد باد تو را که سپاس احسان و انعام خود به من الهام فرمودی . بر محمد و خاندانش درود بفرست و روزی من به آسانی به من برسان و به هر مقدار که برای من مقدر می فرمایی خرسند گردان و به حصه ای که برای من مقررمی داری خشنودم ساز و چنان کن که هر چه از جسم من می کاهد و ازعمر من سپری می شود ، در راه فرمانبرداری تو باشد ، که تو بهترین روزی دهندگانی .




ای خداوند ، پناه می برم به تو از آتشی که به لهیب آن هر که را از تو فرمان نبرد به سختی بیم داده ای و هر که را در راه خشنودی تو گام نزند ، به عذاب تهدید کرده ای ، از آتشی که روشنایی آن تاریکی است و اندک آن دردناک است و اگر چه دور باشد گویی نزدیک است ، از آتشی که شعله هایش یکدیگر را می بلعند و بر یکدیگر می پیچند ، از آتشی که استخوانها را می پوشاند و ساکنانش را آب جوشان به کام می ریزد ، ازآتشی که نه بر آن کس که زاری کند ابقا کند و نه بر آن کس که از او ترحم جوید رحمت آورد و یارای آتش نیست که بر خاشعان و تسلیم شدگانش اندکی سبک تر تازد ، بلکه آنان را با سوزنده ترین و دردناک ترین شکنجه و سخت ترین عقاب بگدازد .




ای خداوند




، به تو پناه می برم از کژدمهای سهمناک آن ، که دهانهاگشوده اند و از مارهای دهشت افزای آن ، که نیشها آخته اند و از آن آب جوشان که احشاء و امعاء دوزخیان را شرحه شرحه کند و دلهایشان را ازجای برکند . ای خداوند ، از تو راهی می جویم که از آن آتشم دور گرداند .




و واپس دارد .




بار خدایا ، درود بفرست بر محمد و خاندان او و مرا به فضل و رحمت خود از آن آتش پناه ده و به حسن عفو خویش از خطاهایم در گذر . ای بهترین پناه دهندگان ، خوارم مگردان و فرو مگذارم .




بار خدایا ، تو بندگانت را از هر رنج و مصیبت نگه می داری وحسناتشان ارزانی می داری و هر چه خواهی کنی ، که تو بر هر کاری توانایی .




بار خدایا ، درود بفرست بر محمد و خاندان او هنگامی که از نیکǙƠبه نیکی یاد شود و شب و روز از پی یکدیگر آیند ، درودی که امدادش راانقطاع نباشد و عددش در شمار نیاید ، درودی که هوا را در بر گیرد و زمین و آسمان را لبریز گرداند . درود خدا بر محمد باد ، تا آنگاه که خشنود گردد . درود خدا بر او باد ، پس از آنکه خشنود گردید ، درودی بی حد و بی انتها . یا ارحم الراحمین .