کد مطلب:369991 شنبه 21 اسفند 1395 آمار بازدید:24

63 : و ارزقني فوز المعاد و سلامة المرصاد .
 به خواست خداوند توانا، اين دو جمله از دعاي شريف مكارم الاخلاق ، موضوع بحث و سخنراني امروز است . امام سجاد (ع ) در جمله اول دعا، به پيشگاه خداوند عرض مي كند: بارالها! پيروزي هاي روز جزا و نعمتهاي جاوادان عالم آخرت را به من روزي فرما. در جمله دوم عرض مي كند: بارالها! مرا از قنطره مراقبت روز حساب به سلامت بگذران .

دو درخواست سعادت بخش 

اين دو خواسته حضرت علي بن الحسين عليهما السلام كه در دعا ذكر شده ، با يكديگر مرتبطاند. كسي كه صراط قيامت را بخوبي طي مي كند و از قنطره مرصاد به سلامت مي گذرد، در بهشت جاودان وارد مي شود، به سعادت ابدي كه پيروزي واقعي است دست مي يابد، و از نعمتهاي جاودان عالم آخرت برخوردار مي گردد.

براي روشن شدن جمله اول دعاي امام ، بايد ابتدا معناي كلمه فوز را بدانيم . راغب مي گويد:

الفوز الظفر بالخير مع حصول السلامة . (58)

فوز عبارت از پيروزي و ظفر يافتن به خير است ، در صورتي كه سلامت محفوظ بماند.

پس اگر كسي در خلال فعاليت براي نيل به پيروزي ، سلامت خود را از دست بدهد، او پيروز نيست ، مثلا تاجري براي معاملات مهمي به كشوري دور دست مي رود، معاملاتش را بخوبي انجام مي دهد، سود فراوان مي برد، ولي در خلال فعاليتهايي كه داشته ، روزي بر اثر يك تصادف ناگهاني ، هر دو چشم را از دست مي دهد و نابينا مي گردد.

توضيحي درباره فوز 

اين تاجر در سفر تجارت به فوز و پيروزي نايل نيامده است ، زيرا با چشم نابينا مراجعت مي نمايد. كلمه فوز از نظر لغت شامل تمام پيروزي هاي مادي و معنوي و همچنين دنيوي و اخروي است ، پس اگر كسي به نعمتهاي جاودان آخرت دست يابد، او نيز به فيوز رسيده است . ولي فوز و پيروزي در نظر يك انسان مادي و از ديدگاه يك ملسمان واقعي تفاوتهايي دارد كه در اينجا پاره اي از آنها ذكر مي شود.

اول : ماديگران ، هستي را مساوي با ماده مي دانند و موجود غير مادي را نفي مي كنند. به نظر اينان ، انسان همانند ساير موجودات عالم پديده اي است صد در صد مادي و مولود تصادف و اتفاق . حياتش از طبيعت است و مرگش نيز از طبيعت ، پرونده هستيش با آغاز زندگي طبيعي باز مي شود و با فرا رسيدن مرگ براي هميشه بسته خواهد شد.

قرآن شريف نظريه اينان را در عبارتي كوتاه بيان فرموده است :

و قالوا ما هي الا حياتنا الدنيا نموت و نحيا و ما يهلكنا الا الدهر و ما لهم بذلك من علم ان هم الا يظنون . (59)

نظريه بي اساس 

گفتند: حيات و مرگ منحصر در زندگي دنياست و نيرويي كه ما را هلاك مي كند و به زندگي پايان مي بخشد، طبيعت است . اما گفته اينان ريشه علمي و برهاني ندارد، فقط از روي گمان سخن مي گويند.

فوز و پيروزي در نظر اين گروه منحصر به امور مادي و شئون دنيوي است ؛ مي كوشند تا مال و مقامي به دست آورند، محبوبيت و جاهي كسب كنند، و هر چه بيشتر به لذايذ و شهوات دست يابند و از اين قبيل ، به انسانيت و سجاياي انساني نمي انديشند و كمترين توجهي به بقاي روح و حيات بعد از مرگ ندارند. قرآن شريف در اين باره فرموده است :

يعلمون ظاهرا من الحياة الدنيا و هم عن الآخرة هم غافلون . (60)

علم و آگاهي اينان از ظواهر دنيا مادي است و از جهان معني و عالم آخرت غافل و بي خبرند.

پايمال شدن انسانيت 

گرايش به ماديات در جهان امروز اوج گرفته و انسانيت پايمال شده است . بسياري از مردم حيات انسان را در دو كلمه خلاصه نموده اند: توليد و مصرف . مي گويند : انسانها بايد بكوشند تا هر قدر مي توانند بر توليد بيفزايند، از اين راه ، مال به دست آورند، و موجبات رفاه خويشتن را در بهتر خوردن و نوشيدن و بيشتر لذت بردن و كامروا شدن فراهم آورند. مسلمانان واقعي و مؤ منين به قرآن شريف به مطالعه در نظام حيرتزاي اجراي كيهاني و آفرينش موجودات زنده حيواني و نباتي و غرايز و تمايلاتي كه براي ادامه حيات در نهادشان قرار گرفته و با سرشتشان آميخته است ، به اين نتيجه رسيده اند كه عقل سليم و فكر مستقيم ، محال مي داند كه اين همه آثار حكيمانه و علمي ، ناشي از طبيعت كور و محصول تصادف و اتفاق بي شعور باشد. از اين رو، با دليل عقلي به خداوند عالم و قادر و حكيمي ايمان آورده اند كه او خالق ماده و به وجود آورنده طبيعت است و از پي ايمان به آفريدگار، همچنان به راه خود ادامه داده و با چراغ عقل ، قدم به قدم پيشروي كردند، دعوت پيمبر الهي را با بصيرت و بينش اجابت نمودند، به موجودات غير مادي از قبيل روح و وحي معتقد شدند و عوالم بعد از مرگ و قيام قيامت را باور آوردند و به روز حساب و پاداش و كيفر باري تعالي عقد قبلي يافتند.

منطق خدا پرستان 

بنابراين در نظر كساني كه به اسلام ايمان دارند، فوز و پيروزي بشر منحصر به موفقيتهاي مادي و دنيوي نيست ، بلكه انسان واقعي بايد به موازات پيروزي هاي مادي و تاءمين زندگي دنيا، در ياد پيروزي هاي معنوي و عوالم بعد از مرگ تهيه نمايد.

عن علي عليه السلام قال : ايها الناس ! انما الدنيا دار مجاز و الاخرة دار قرار فخذوا من ممركم لمقركم . (61)

خود سازي براي آخرت 

علي (ع ) فرموده : بيگمان دنيا منزلگاه عبور است و آخرت جايگاه باقي و قرار، پس ، از دنياي گذرگاه توشه اي براي جايگاه باقي و دائم خود برداريد.

خلاصه ، فوز و پيروزي براي پيروان اسلام در اين است كه فعاليتشان دو بعدي باشد و براي دنيا و آخرت ، يعني عالم قبل از مرگ و عالم بعد از مرگ ، سعي و كوشش نمايند و اگر جز اين عمل كنند، وابستگي خود را از اولياي گرامي اسلام قطع نموده اند. در كلام حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام آمده است :

ليس منا من ترك دنياه لدينه او ترك دينه لدنياه . (62)

جمع بين دنيا و آخرت 

از ما نيست آن كس كه دنياي خويش را براي دين ترك گويد يا آنكه دين خود را براي دنيا از دست بدهد.

دوم : هدف اصلي ماديگرايان ، فوز و پيروزي و دست يافتن به مقصود است . اينان ابا ندارند از اينكه در خلال عمل ، حق ضعيفي را پايمال كنند يا نسبت به مظلومي تجاوز و تعدي نمايند. رفتار ظالمانه و كشتارهاي بيرحمانه و ضد انساني كشورهاي قوي امروز دنيا نسبت به ملل ضعيف ، گواه واضح و روشن اين مطلب است ؛ اما مسلمان واقعي به پيروي از تعاليم الهي بايد مراقبت كند كه براي نيل به هدف خود مرتكب گناه نشود و بر خلاف رضاي باري تعالي قدم بر ندارد، زيرا در اسلام پيروزي و فوزي كه از راه گناه نصيب مسلمان شود، شكست است نه پيروزي .

عن علي عليه السلام قال : ما ظفر من ظفر بالاثم و الغالب بالشر مغلوب . (63)

پيروزي كاذب 

امام علي (ع ) فرموده : فتح و پيروزي نصيب آن كس نشده كه از راه گناه پيروز گرديده است . كسي كه با شر و بدي غلبه مي كند، در واقع مغلوب و مقهور است .

سوم : فوزهايي كه در طول زندگي نصيب يك انسان مادي مي شود، ممكن است از جهت ارزش متفاوت باشند. اگر بخواهند آنها را بسنجند و با هم مقايسه نمايد، به نظرش مي رسد پيروزي هاي مهم و گرانقدر، فوزهاي عظيم اند و ساير پيروزي ها، فوزهاي عادي .

شناخت پيروزي بزرگ 

اما در نظر يك انسان پيرو قرآن شريف ، پيروزي هاي دنيوي هر قدر هم مهم باشد، فوزي است عادي و معمولي و فوز عظيم فقط در گرو پيروزي هاي معنوي و توفيقهاي الهي است كه در شاءن دين نصيبش گرديده است ، زيرا اين قسم پيروزي هاست كه انسانيت را احياء مي كند، آدمي را از شرافت معنوي و كرايم اخلاق برخوردار مي سازد، او را به كمال لايقش مي رساند، و سعادت جاودانش را در عالم آخرت تاءمين مي نمايد. در قرآن كريم آياتي كه راجع به فوز عظيم آمده ، همه مربوط به اعمال صالحه و فداكاري در راه خداوند است ، با اين تفاوت كه ظرف تحقق بعضي از آنها در دنياست و ظرف تحقق بعضي ديگر در روز جزاست ، و در اينجا پاره اي از آن آيات به عرض شنوندگان محترم مي رسد:

و من يطع الله و رسوله فقد فاز فوزا عظيما . (64)

قرآن و معرفي فوز عظيم 

كسي كه خدا و رسولش را اطاعت نمايد، بي گمان به پيروزي و فوز عظيم نايل گرديده است .

وقهم السيئات و من تق السيئات يومئذ فقد رحمته و ذلك هو الفوز العظيم . (65)

آنان را از گناه و بدكاري نگاهداري فرما كه هر كس را تو از سيئات محافظت نمايي ، او را مورد تفضل و رحمت قرار داده اي و اين خود، پيروزي و فوزي است عظيم .

فاستبشروا ببيعكم الذي با يعتم به و ذلك هو الفوز العظيم . (66)

در زمينه اين امر كه خداوند، جان و مال مؤ منين را خريداري نموده است در مقابل بهشت . اينان در راه حق مقاتله مي كنند، مي كشند و كشته مي شوند، آنگاه در پايان آيه ، خداوند فرموده : پس اي اهل ايمان به خود بشارت دهيد و اين معامله ، پيروزي و فوزي است عظيم .

اعد الله لهم جنات تجري من تحتها الانهار. خالدين فيها ذلك الفوز العظيم . (67)

خداوند براي رستگاران باغهايي را مهيا فرموده كه از زير درختانش نهرها جاري است و آن جايگاه ابدي رستگاران است و نيل به اين رحمت دائم ، پيروزي و فوزي است بزرگ .

فضلا من ربك ذلك هو الفوز العظيم . (68)

خداوند در چند آيه نعمتهاي اهل بهشت را ذكر نموده ، آنگاه مي فرمايد: نعمتهاي آنان تفضلي است از طرف پروردگارت و اين خود پيروزي و فوزي است عظيم .

وعدالله المؤ منين و المؤ منات جنات تجري من تحتها الانهار. خالدين فيها و مساكن طيبة في جنات عدن و رضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم . (69)

رضوان الهي يا بزرگترين فوز 

خداوند به مردان و زنان با ايمان وعده داده است بهشتهايي را كه از زير درختانش نهرها جاري است و در منازل پاكيزه بهشت ، علي الدوام و براي هميشه سكونت خواهد داشت و خشنودي خداوند براي آنان از اين باغها مهمتر و ارزنده تر است و اين خود فوزي است بزرگ . خداوند در قرآن شريف مكرر از فوز عظيم نام برده ، ولي در تمام موارد منشاء آن را به امور دنيوي اگر از مجراي گناه به دست آيد، طبق حديث حضرت علي (ع ) كه مذكور افتاد، آن پيروزي و ظفر نيست ، بلكه شكست و مغلوبيت است و اگر از مجاري مشروع و صحيح به دست آيد، هر قدر هم مهم باشد، چيزي جز فوز و پيروزي و عادي و معمولي نيست . امام سجاد (ع ) در جمله اول دعا كه موضوع سخنراني و بحث امروز است ، از پيشگاه باري تعالي درخواست مي كند:

و ارزقني فوز المعاد.

بارالها! مرا مشمول رحمت واسعه خود قرار ده و از فوز و پيروزي معاد و نعمتهاي جاودان آن به من روزي فرما.

امام و تمناي فوز معاد 

ملاحظه مي كنيد كه حضرت زين العابدين (ع ) در دعاي خود از فوز مادي و پيروزي هاي دنيوي سخن نمي گويد و توجه امام به فوز عظيم عالم آخرت است و از پروردگار توانا مي خواهد كه او را از پيروزي معاد و نعمتهاي جاودان آن برخوردار سازد. ناگفته نماند كه فعاليتهاي مالي براي افراد با ايمان كه به منظور اطاعت امر باري تعالي انجام مي پذيرد، مي تواند جنبه معنوي به خود بگيرد و از گروه فوز عظيم به حساب آيد. به طوري كه مذكور افتاد، فوز در لغت به معناي ظفر يافتن به خير است با حصول سلامت . كلمه خير در تمام اموري است كه شرعا و عقلا پسنديده و خوب و شناخته شده ، به كار مي رود و مال از جمله چيزهايي است كه قرآن شريف آن را خير خوانده و فرموده است :

كتب عليكم اذا حضر احد كم الموت ان ترك خيرا الوصية للوالدين و الاقربين . (70)

زماني كه مرگ يكي از شما فرا مي رسد، اگر مالي دارد براي والدين و ارحام و نزديكان وصيت نمايد.

افرادي كه براي تاءمين معاش و زندگي خود و خانواده خويش از پي مال مي روند و خود را به گناه آلوده نمي كنند، قطعا عملشان مقدس است و درآمدشان از مصاديق فوز و پيروزي است و در روايات اولياي اسلام ، شرافت كار اين گروه ، همانند عمل مجاهد في سبيل الله است .

عن ابيعبدالله عليه السلام قال : الكاد علي عياله كالمجاهد في سبيل الله . (71)

ارزش تلاش براي معاش 

امام صادق (ع ) فرموده : كسي كه براي معاش خانواده خود كار مي كند و تحمل مشقت مي نمايد، همانند كسي است كه در راه خداوند براي اعلاي كلمه حق جهاد مي كند.

عن الصادق عليه السلام قال : المال ود البنون حرث الدنيا و العمل الصالح حرث الاخرة و قد يجمعها الله لاقوام . (72)

امام صادق (ع ) فرموده است : مال و اولاد، بذر دنياست و عمل صالح ، بذر آخرت است ؛ اما در مواقعي خداوند اين سه را براي مردمي شايسته و لايق جمع مي كند.

كساني كه به منظور اطاعت از دستور شرع مقدس و براي تاءمين معاش از پي مال مي روند و خود را به گناه آلوده نمي كنند و همچنين فرزندان خويش را براي اداي وظيفه ديني و انجام مسئوليتي كه دارند خوب تربيت مي نمايند و مشروع و با ايمانشان بار مي آوردند، ممكن است اين هر دو در روز جزا به حساب فوز معاد آنان گذارده شود و از پاداش الهي بهره مند گردند. اما كساني كه به انگيزه حرص و به منظور گردآوري ثروت از پي مال مي روند، در معرض خطرات گوناگون قرار دارند؛ انسان بودن خود را از ياد مي برند، به تعالي معنوي و كمال روحاني خويش ستم مي كنند، برده و بنده مال مي شوند و در راه دست يافتن به آن ، گناهاني را مرتكب مي گردند.

بردگان ثروت و مال 

اينان افرادي هستند بدبخت و سيه روز، براي اقناع غريزه حرص ، فضيلت و شرف را پايمال مي كنند، هر ذلتي را تحمل مي نمايند، و به پستي ها تن مي دهند.

سئل امير المؤ منين عليه السلام : اي ذل اذل ؟ قال الحرص . (73)

از علي (ع ) سؤ ال شد: ذلت بارترين خواري ها كدام است ؟

فرمود: حرص .

يعني ذلتي كه بر اثر خلق ناپسند حرص دامنگير انسان مي شود، از ديگر ذلتها ذلتها فزونتر و بيشتر است . اشخاص حريص ، هر قدر ثروتمندتر مي گردند، حريصتر مي شوند و سرانجام با ناكامي از دنيا مي روند. اين گروه كه سرمايه گرانقدر عمرشان براي جمع مال مصروف گرديده ، در قيامت از فوز معاد محروم اند. قرآن شريف اين مطلب را صريحا اعلام نموده و فرموده است :

و من كان يريد حرث الدنيا نؤ ته منها و ماله في الاخرة من نصيب . (74)

كسي كه تمام اراده و همش بذر دنيا باشد، ما از آن برخوردارش مي نماييم ، ولي در آخرت نصيبي نخواهد داشت .

امام سجاد (ع ) در جمله دوم اين قطعه از دعا كه موضوع سخنراني و بحث امروز است ، به پيشگاه خداوند عرض مي كند:

و سلامة المرصاد.

بارالها! مرا از قنطره مراقبت روز حساب به سلامت بگذران .

مرصاد به معناي كمينگاه است .

يقال : رصدته اذا قعدت له علي طريقه تترقبه و ارصدت له العقوبة ، اذا اعددتها له . (75)

معني مرصاد 

اگر گفته شود: او را رصد نمودم ، يعني براي مراقبت وي در مسيرش نشستم ، و اگر گفته شود: عقوبت را براي او ضد نمودم ، يعني وسايل مجازاتش را آماده و مهيا ساختم .

علي عليه السلام درباره مهلتي كه خداوند به گناهكاران مي دهد، كلمه مرصاد را در خطبه خود آورده و چنين فرموده است :

و لئن امهل الظالم فلن يفوت اخذه و هو له بالمرصاد علي مجاز طريقه . (76)

اگر خداوند، ستمكار را مهلت داده است ، گرفتن و به بند كشيدنش فوت نمي شود، او در كمينگاه مراقب ظالم است و راه عبور وي را زير نظر دارد.

كلام علي (ع ) در واقع تفسير و تبيين اين جمله از قرآن شريف است :

اعملوا ماشتم انه بما تعملون بصير . (77)

هر چه را كه مي خواهيد عمل كنيد و هر خلافي را كه مايليد مرتكب شويد، اما بدانيد كه خداوند به تمام كارهاي شما بينا و بصير است .

امام صادق (ع ) در تفسير آيه ان ربك المرصاد فرموده است :

المرصاد قنطره علي الصراط لا يجوزها عبد بمظلمة عبد . (78)

بنده اي كه مظلمه بنده اي را در ذمه و بر عهده داشته باشد.

صراط مستقيم تكويني 

تمام جنبندگان و موجودات زنده كره خاك ، براي گذراندن ايام حيات ، راهي را طي مي كنند و با پيمودن آن به حيات خويش ادامه مي دهند و به كمالي كه لايق آن هستند مي رسند. آن راه ، صراط مستقيم تكويني آفريدگار حكيم است كه براي آنها تعيين فرموده است ؛ و چون موجودات زنده روي زمين ، غير از انسان ، در اعمال خويش پيروي غرايزي هستند كه با سرشتشان آميخته ، از خود اراده و اختياري ندارند، زمامشان در دست خداوند است و صراط مستقيم الهي به خبر مي پيمايند.

ما من دابة الا هو آخذ بناصيتها ان ربي علي صراط مستقيم . (79)

هيچ جنبنده اي نيست ، مگر آنكه مقهور ذات اقدس الهي است و ناصيه اش را در قبضه قدرت خود دارد و پروردگارم در صراط مستقيم است .

بشر در پيمودن راه راست ، دو بعدي است : در بعد حيوانيش مانند ساير حيوانات ، صراط مستقيم الهي را كه هدايت تكويني اوست ، به جبر مي پيمايد؛ مثلا قلب و عروق ، كليه و كبد، معده و روده و ديگر اعضاي مشترك بين حيوان و انسان ، اعمالشان جبري است و بدون خواست خودشان تحقق مي يابد. اما مردم در بعد انساني داراي اراده و اختيارند، مي توانند صراط مستقيم الهي را كه دين حق است و به وسيله پيمبر او ارائه شده بپيمايند و مي توانند از راه راست روي گردانند و به انحراف گرايش يابند. پيشواي گرامي اسلام راه مستقيم خود را ارائه مي كند و در كمال آزادي به زبان دعوت از مردم درخواست مي نمايد كه صراط مستقيم او را تبعيت كنند و از راههاي انحرافي كه مايه گمراهي آنان است ، پرهيز نمايند:

و ان هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله . (80)

صراط مستقيم تشريعي 

اين است راه مستقيم من ، از آن تبعيت نماييد و از ديگر راهها پيروي نكنيد كه نتيجه آن پراكندگي و دور شدن از صراط حق است .

صراط مستقيم ، راه خداوند بزرگ است و صراط انحرافي ، راه هواي نفس . صراط خداوند، مردم را در جميع شئون زندگي به عدل مي خواند:

ان الله ياءمر بالعدل .

غرايز و شهوات را تعديل مي كند، ارضاي آنها را با اندازه گيري صحيح و در حدود مصلحت ، مجاز مي داند، صراط هواي نفس به غرايز آزادي عمل مي دهد، راه اعمال شهوات را باز مي گذارد، و اين اجازه نامحدود، مردم را به فساد و تباهي سوق مي دهد و راه تعدي و تجاوز را هموار مي نمايد. صراط مستقيم الهي مردم را بزرگوار و كريم النفس بار مي آورد، وجدان اخلاقي و تمايلات عالي انساني را در ضميرشان بيدار مي كند، درهاي دگر دوستي و تعاون را به رويشان مي گشايد، و خلاصه ، آنان را انسان واقعي مي سازد و از مزاياي عالي انساني برخوردارشان مي نمايد.

عن ابيعبدالله عليه السلام قال : ان الصورة الانسانية هي الطريق المستقيم الي كل خير و الجسر الممدود بين الجنة و النار . (81)

انسانيت يا صراط مستقيم 

امام صادق (ع ) فرموده : صورت انساني راهي است مستقيم براي نيل به هر خير و خوبي و پلي است كه بين بهشت و دوزخ كشيده شده است .

اما صراط انحرافي هواي نفس ، با آزاد گذاردن غرايز و شهوات ، مردم را به حيوانيت سوق مي دهد، خلق و خوي حيواني را در نهادشان تقويت مي كند، ذخاير اختصاصي انسان را كه معيار بزرگي نوع بشر است سركوب مي نمايد و مانع فعاليتشان مي شود و بر اثر پيروي از هواي نفس ، آمار جرايم بسرعت بالا مي رود، آدمكشي و جنايت ، دزدهاي مسلحانه و زناي به عنف ، و ديگر اعمالي از اين قبيل افزايش مي يابد و در نتيجه ، رهروان صراط هواي نفس ، حيواناتي بار مي آيند انسان نما. علي (ع ) درباره اين گروه فرموده است :

الصورة صورة انسان و القلب قلب حيوان . (82)

هوي پرستي يا حيوانيت 

اينان به صورت انسان اند، اما در باطنشان قلب حيواني مي تپد و افكار و اعمالشان حيواني است .

حب و ذات خود دوستي ، خشم و انتقامجويي ، شهوت و لذت گرايي ، حب جاه و مقام خواهي ، مالدوستي و ثروت اندوزي ، و ديگر غرايز و تمايلاتي از اين قبيل ، به قضاي حكيمانه الهي در نهاد بشر آفريده شده است . وجود هر يك از آنها در زندگي انسان لازم و ضروري است ، به شرط آنكه هر كدام در جاي خود با اندازه گيري اعمال گردد.

اندازه گيري غرايز 

اين تمايلات در وجود ما همانند داروهاي تب بر است براي مريض ؛ اگر به دستور پزشك در فواصل معين و به اندازه لازم مصرف كند، موجب بريدن تب ، اعاده سلامت ، و ادامه حياتش مي گردد، و اگر بيش از اندازه به كار برده شود، موجب مسموميت بيمار و باعث مرگش خواهد شد. نسخه طبيب ، خط مشي مريض را در مورد دوا معين مي كند؛ اگر عملا آن را به كار بندد، بيماريش درمان مي شود و از نعمت سلامت بهره مند مي گردد، و اگر رعايت ننمايد، بايد تسليم مرگ شود. صراط مستقيم الهي همانند نسخه طبيب حاذق ، حدود اعمال غرايز و شهوات را تعيين نموده است . اگر آدمي آن صراط را بدرستي بپيمايد، در دنيا با حسن عاقبت مي ميرد و در آخرت با پيمودن صراط قيامت ، در بهشت خلد مسكن خواهد داشت .

اثر صراط خدا و هوي 

اگر صراط هواي نفس را بپيمايد و به افراط و زياده روي گرايش يابد، در همين جهان به آتش غرايز معذب مي شود و روز جزا، از صراط قيامت در جهنم سقوط مي نمايد. صراط مستقيم الهي بر اساس توحيد استوار است . راهنماي آن صراط در دنيا، رسول اكرم (ص ) و ائمه معصومين عليهم السلام اند. كسي كه در دنيا از آنان پيروي مي كند و با راهنمايي و هدايتشان آن راه را مي پيمايد، از صراط قيامت به سلامت مي گذرد، و آن كس كه در دنيا از معرفت و هدايتشان تخلف مي نمايد، در صراط قيامت دچار لغزش مي شود و در آتش فرو مي افتد.

عن المفضل قال : سالت ابا عبدالله عليه السلام عن الصراط. فقال هو الطريق الي معرفة الله عزوجل و هما صراطان ، صراط في الدنيا و صراط في الاخرة ، و اما الصراط الذي في الدنيا فهو الامام المفترض الطاعة ، من عرفه في الدنيا و اقتدي بهداه مر علي صراط الذي هو جسر جهنم في الاخرة و من لم يعرفه في الدنيا زلت قدمه عن الصراط في الاخرة فتردي في نار جهنم . (83)

صراط دنيا و صراط آخرت 

مفضل مي گويد: از امام صادق (ع ) درباره صراط پرسش نمودم ، فرمود: صراط راه شناخت خداوند است و آن دو صراط است ، يكي صراطي است در دنيا و آن ديگر صراطي است در آخرت . اما صراط دنيا امامي است كه از طرف باري تعالي اطاعتش بر مردم واجب شده است ، كسي كه او را بشناسد، به وي اقتدا كند و عملا از هدايتش پيروي نمايد، از صراط قيامت كه پلي است بر روي جهنم ، به سلامت مي گذرد، و كسي كه امام را در دنيا نشناسد، قدمش در صراط آخرت مي لغزد و در آتش دوزخ سقوط مي كند.

امام سجاد (ع ) در جمله دوم اين قطعه از دعا كه موضوع سخنراني امروز است ، به پيشگاه خداوند عرض مي كند:

و سلامة المرصاد.

بارالها! مرا از قنطره مراقبت حساب مردم در روز جزا به سلامت بگذران .

خطر مظلمه خلق 

طبق روايتي كه از امام صادق (ع ) مذكور افتاد، مرصاد قنطره رفيعي است در صراط كه اگر كسي مظلمه ديگري را بر عهده داشته باشد، نمي تواند از آن قنطره بگذرد. اينكه حضرت زين العابدين (ع ) درخواست مي كند كه خداوند او را از قنطره رسيدگي به مظلمه مردم سالم بگذراند، براي اين است كه دوستان و پيروان خود را از خطر آن آگاه سازد و به آنان بفهماند آن كس كه مظالم مردم را به ذمه دارد، نمي تواند از آن منزل بگذرد و اگر كسي مديون ديگري نبوده و از آن منزل گذشت ، در صورتي كه لغزشهاي ديگري در پرونده خويش بين خود و خداوند داشته باشد، از عفو و رحمت باري تعالي بي نصيب نخواهد بود. بنابراين ، دوستداران اهل بيت عليهم السلام لازم است از سخن امام سجاد (ع ) به خود آيند، باقيمانده عمر را مغتنم بشمرند، اگر در طول سنين زندگي به اموال يا اعراض ديگران تعدي نموده و هم اكنون به ذمه دارند، فورا به تصفيه آنها اقدام كنند، اگر بر ذمه آناني مالي است ، از پي اداي آن بروند، پول را بپردازند يا صاحبش را راضي كنند.

تصفيه حساب مردم 

اگر صاحب مال از دنيا رفته ، با وراث متوفي تصفيه حساب نمايند، اگر نمي دانند زنده است يا مدره و اگر مرده باشد و وراثش را نمي شناسند، به عنوان مظالم مقدار بدهي خود را به نيت صاحب مال و به مستحقين بدهند و بدين وسيله حساب خود را با متوفي تصفيه كنند تا در روز جزا بتوانند از قنطره حقوق مردم به سلامت بگذرند. و اگر به عرض و آبروي ديگري تجاوز نموده ، مثلا از وي غيبت كرده اند، اگر غيبت شده حيات دارد، او را با عذرخواهي راضي نمايند؛ اگر بدانند كه رضايت خواستن از او باعث فساد مي شود، همچنين اگر غيبت شده از دنيا رفته است ، براي آن دو مكرر در پيشگاه خداوند استغفار نمايند و طلب آمرزش كنند و بدين وسيله ذمه خود را بري نمايند. در اين باره اخبار زيادي رسيده و فقط به ذكر يك حديث اكتفا مي شود:

عن النبي صلي الله عليه و آله قال : كفارة الاغتياب ان تستغفر لمن اغتبته . (84)

رسول اكرم (ص ) فرموده : كفاره غيبت اين است كه براي كسي كه غيبتش را نموده اي ، طلب مغفرت كني .