کد مطلب:370006 شنبه 21 اسفند 1395 آمار بازدید:18

77 : اللهم صلّ علي محمد وآله ، واكفني مؤ ونة الاكتساب ، وارزقني من غير احتساب ، فلااشتغل عن عبادتك بالطّلب ، ولا احتمل اصرتبعات المكسب .
 امام (ع ) و چهار درخواست در مورد رزق 

اين قطعه از دعاي شريف مكارم الاخلاق حاوي چند مطلب مرتبط به يكديگر است كه حضرت زين العابدين عليه السّلام پس از درود بر حضرت محمّد و آلش از پيشگاه خداوند درخواست نموده است . اوّل ، بارالها! طبق وظيفه ، از پي كسب رزق و طلب روزي مي روم ، ولي از تو مي خواهم مشقّت و شدّت آن را از من كفايت فرمايي . دوم ، بار الها! از جايي كه گمان نمي برم . به من روزي رساني . سوم ، بار الها! درخواستم در كفايت مشقّت و روزي ، بي گمان بدين منظور است كه در طلب رزق ، وقت كمتري صرف كنم تا از بندگي و عبادتت باز نمانم . چهارم ، بار الها! كسب و كار پي آمدهاي سنگين دارد، مي خواهم بار تبعات آن را بر دوش نگيرم .

به خواست خداوند توانا، محتواي اين قطعه دعاي مكارم الاخلاق موضوع بحث و سخنراني امروز است .

در فصل گذشته معروض افتاد كه سعي و كوشش در راه به دست آوردن رزق و تاءمين معاش از اموري است كه در شرع مقدّس تاءكيد بسيار شده و اولياي گرامي اسلام پيروان خود را در اين راه ترغيب نموده اند. جالب آنكه به موازات تشويق مردم ، خودشان نيز عملا در زمين كار مي كردند و نان به دست مي آورند.

كار كردن اكاك (ع ) براي رزق حلال 

عن الفضل ابن ابي قرّة قال : دخلنا علي ابيعبد اللّه عليه السلام وهو يعمل في حائط له . فقلنا جعلنا اللّه فداك ، دعنا نعمل لك . قال لا. دعوني فانّي اشتهي ان يراني اللّه عزّوجل اعمل بيدي واطلب الحلال في اذي نفسي . (363)

فضل ابن ابي قرّه مي گويد: بر امام صادق (ع ) وارد شديم و آن حضرت در محوّطه اي كه متعلّق به خودش بود، كار مي كرد. گفتيم : اجازه دهيد ما براي شما كار كنيم . فرمود: نه ، به حال خودم واگذارم نماييد، ميل دارم خداوند مرا ببيند در حالي كه با دست خويش كار مي كنم و با تحمّل زحمت و اذّيت ، طلب حلال مي نمايم .

پايمالي ارزش انسان 

كسي كه به غذا نياز دارد بايد زحمت و مشقّت كار را تحمّل نمايد و نان خود را با سعي و كوشش به دست آورد تا در جامعه با عزّ و سربلندي زيست نمايد. آن كس كه ابا ندارد سربار مردم باشد و از دسترنج اين و آن ارتزاق نمايد، بايد بداند كه با اين عمل ارزش انساني خويش را پايمال مي كند و ذلّ سؤ ال را پذيرا مي گردد. چنين انساني نه فقط در نظر مردم پست و حقير است ، بلكه در پيشگاه الهي نيز مطرود و مردود خواهد بود.

في الحديث : ملعون من القي كلّة علي الناس . (364)

در حديث آمده است كه مورد لعن و طرد باري تعالي است آن كس كه بار زندگي خود را بر دوش دگران مي افكند.

در دنياي امروز، بر اثر پيشرفت علوم و صنايع ، كره زمين به صورت يك خانه در آمده و ملتها همانند اهل آن خانه پيوسته با هم در ارتباطاند و از اوضاع و احوال يكديگر باخبرند. در شرايط كنوني ، مسئله كار و فعاليت و به دست آوردن استقلال مالي و اقتصادي به مراتب بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته تا جايي كه سرنوشت ملتها به مقدار قابل ملاحظه اي به چگونگي اقتصادشان بستگي دارد.

عوامل استقلال سياسي

در جهان كنوني ، استقلال سياسي هر كشور وابسته به استقلال فرهنگي ، نظامي و اقتصادي آن كشور است ، اگر مملكتي از اين سه نظر واجد استقلال باشد و از قيد و بند وابستگي آزاد، داراي استقلال سياسي است ، خودش در مقدّرات خويش تصميم مي گيرد و عمل مي كند و اگر اسير وابستگي باشد به نسبت وابستگي ، فاقد استقلال سياسي است و دگران در مقدّرات وي تصميم مي گيرند. چنين مملكتي گر چه به ظاهر مستقل مي نمايد، اما در واقع مستعمره است و مردم آن مملكت در اسارت استثمار، استضعاف و استعبادند، مگر آنكه به خود آيند، از راه سعي و عمل و مجاهدات ممتد و متوالي زمينه استقلال خويش را فراهم آورند و خود را از اسارت و بندگي رهايي بخشند. پيشواي بزرگ اسلام (ص ) چهارده قرن قبل ، درباره ارزش استقلال فرهنگي ، نظامي و اقتصادي كه منشاء عزّ اجتماعي و استقلال سياسي است ، سخن گفته و به صورت سمبل و علامتگذاري ، در حديث كوتاهي بيان فرموده است . در اينجا اصل حديث و توضيح مختصري پيرامون آن به عرض شنوندگان محترم مي رسد:

عن النّبي صلّي اللّه عليه وآله قال : ثلاث تحرق الحجب وينتهي الي ما بين يدي اللّه عزّوجلّ: صرير اقلام العلماء و وظي اقدام المجاهدين و صوت مغازل المحصنات . (365)

رسول اكرم (ص ) فرمود: سه صوت است كه پرده ها را مي درد و به پيشگاه خداوند مي رسد: اول : صداي قلم علما كه روي كاغذ كشيده مي شود. دوم ، صداي پايكوبي مجاهدين راه حق . سوم ، صداي چرخ نخ ريسي زنان پاكدامن و باايمان .

سمبلهاي فرهنگي ، نظامي و اقتصادي 

صداي قلم علما، سمبل استقلال فرهنگي است ؛ صداي پاي سربازان مجاهد، سمبل استقلال نظامي است ؛ و صداي چرخ نخ ريسي زنان شرافتمند، سمبل استقلال اقتصادي است . مي فرمايد: اين سه صوت پرده ها را مي درد تا خود را به خداوند كه حقّ مطلق و قدرت نامحدود است برساند، پرده هايي را كه در مسير خود مي درد و پيشروي مي كند متعدّد است : پرده ذلّت و خواري ، پرده جهل و ناداني ، پرده استعمار و استثمار، پرده استضعاف و استعباد، و ديگر حجابهايي همانند اينها كه سدّ راه تعالي و تكامل انسانهاست . خلاصه ، سعي و كوشش يك انسان به منظور تاءمين معاش خود و به دست آوردن رزق و روزي خويش ، مورد كمال توجه و تاءكيد رسول اكرم (ص ) و ائمّه طاهرين عليه السلام است . همچنين در دنياي كنوني ، سعي و عمل ملت اسلام به منظور نيل به استقلال اقتصادي و رهايي از وابستگي به اجانب مورد كمال توجه شرع مقدّس است ، زيرا وابستگي اقتصادي مسلمانان به بيگانگان از عوامل حاكميّت اجانب بر پيروان قرآن شريف است و باري تعالي به اين امر ننگين و ذلّت بار راضي نيست .

لن يجعل اللّه للكافرين علي المؤ منين سبيلا. (366)

خداوند هرگز راهي براي سلطه كفّار بر مؤ منين قرار نداده است .

محتواي جمله اول و دوم امام (ع ) 

جمله اول دعاي حضرت زين العابدين عليه السلام ، موضوع بحث امروز، ناظر به كسب و كار امام (ع ) به منظور تاءمين معاش و به دست آوردن رزق و روزي براي خود و خانواده خويشتن است ، و جمله دوم درخواست رزق من حيث لايحتسب است كه در قرآن شريف آمده ؛ عرض مي كند:

واكفني مؤ ونة الاكتساب وارزقني من غير احتساب .

بار الها! طبق وظيفه ، از پي كسب رزق و طلب روزي مي روم ، ولي از تو مي خواهم كه شدايد و سختي هاي آن را از من كفايت فرمايي ، بار الها! از جايي كه گمان نمي برم به من روزي رساني .

حضرت زين العابدين (ع ) در اوايل دعاي مكارم الاخلاق كفايت باري تعالي را از بعد ديگري درخواست نموده بود كه در مجلّد اول ، سخنراني هفتم ، مورد بحث قرار گرفت و براي توضيح مطلب مثالي ذكر شد كه مراجعه به آن خالي از فايده نيست . اينك براي توضيح جمله اول و دوم اين قطعه از دعا كه مورد بحث امروز است ، مثالي ذكر مي شود تا عمق كلام امام (ع ) روشن گردد.

آبادي بزرگي را در نظر بگيريد كه بيش از صد خانوار در آن زندگي مي كنند. در كنار اين آبادي ، رودخانه اي جريان دارد كه به دريا مي ريزد. يكي از منابع مهم غذاي اهالي ، صيد ماهي از آن رودخانه است ؛ همه روزه عدّه زيادي از خانواده ها تور صيد ماهي را برمي دارند، كنار رودخانه مي روند تا رزقي به دست آورند. در اين آبادي يك مرد الهي و بزرگوار كه بسيار محبوب مردم است زندگي مي كند، از دوستداران اهل بيت عليه السلام و از علاقه مندان جدّي به صحيفه سجّاديّه است و هر روز قسمتي از آن دعاهاي آموزنده و انسان ساز را مي خواند، او نيز طبق وظيفه براي كسب روزي تو را برمي دارد و كنار رودخانه مي رود، ولي پيش از رفتن به خدا متوسّل مي شود و جمله دعاي امام (ع ) را از پيشگاه او درخواست مي نمايد:

مثلي بر بيان جمله اول و دوم 

واكفني مؤ ونة الاكتساب وارزقني من غير احتساب .

بار الها! از پي روزي مي روم ، ولي از تو مي خواهم شدايد و سختي هاي آن را از من كفايت فرمايي و از جايي كه اميد ندارم به من روزي رساني .

به طور عادي افرادي كه براي صيد مي روند دو سه ساعت و گاهي بيشتر بايد مقابل آفتاب كنار رودخانه بمانند تا صيدي به دست آورند، ولي خداوند دعاي آن مرد الهي را مستجاب مي كند و در مدّت كوتاهي بدون تحمّل سختي و مشقّت آفتاب و حرارت فضا، به صيد مورد نظر نايل مي شود و با رزقي كه به دست آورده ، راه منزل را در پيش مي گيرد.

اين مثال براي جمله اول دعاست . همين مرد الهي بعضي از روزها به طرف رودخانه مي رود، كساني صيد خود را به دست آورده و راهي منزل اند، به اين بزرگوار باتقوي برمي خورند، با روي گشاده نزديك مي آيند و پس از سلام مي گويند: صيد امروز ما بيش از نيازي است كه داريم ، شما زحمت رفتن به رودخانه را نكشيد، آن را كه لازم داريد مي توانيم از صيد خود به شما بدهيم و اين معناي مستجاب شدن جمله دوم دعاي آن مرد الهي است . او از فضيلت و تقوي برخوردار است و خداوند از جايي كه اميد نداشته ، به او روزي رسانده است .

امام سجاد(ع ) در جمله سوم دعاي مورد بحث امروز، به پيشگاه الهي عرض مي كند:

فلا اشتغل عن عبادتك بالطّلب .

بار الها! درخواستم در كفايت مشقّت كسب روزي و رساندن رزق از جايي كه اميد ندارم ، نه براي راحت طلبي است ، بلكه بدين منظور است كه وقتم در طلب معاش كمتر صرف شود تا از بندگي و عبودّيتت باز نمانم .

توجه انسان به بعد مادي و معنوي 

مؤ منين واقعي و مسلمانان دين شناس مي دانند كه اسلام آييني است بر وفق فطرت و نظام آفرينش ؛ هماهنگي با فطرت ايجاب مي كند كه آدمي جنبه مادّي و معنوي خود را به موازات يكديگر مورد توجه قرار دهد و عملا هر دو را اقناع نمايد، نه مادّيّات را فداي معنويّات كند و نه معنويات را فداي مادّيّات نمايد، و اين مطلب ضمن روايات از ائمّه طاهرين عليه السلام خاطر نشان گرديده است .

عن ابيعبد اللّه عليه السلام قال : ليس منّا من ترك دنياه لاخرته و لاآخرته لدنياه . (367)

امام صادق (ع ) فرمود: پيرو مكتب ما نيست آن كس كه دنياي خود را براي آخرت ترك گويد يا آخرت خويش را براي دنيا ترك نمايد.

مردم از نظر توجه به شئون دنيوي و اخروي سه گروه اند: گروه اول كساني هستند كه علايق دنيوي و امور مادّي آنچنان سرگرم و مجذوبشان ساخته كه آخرت را به كلّي از ياد برده و كان لم يكن تلقّي نموده اند. هدف اصلي و ديدگاه اساسي در زندگي آنان فقط دنياست . علي (ع ) اين گروه را فاقد بينش و بصيرت خوانده و فرموده است :

دنياپرستان كوردل 

انما الدنيا منتهي بصر الاعمي ، لايبصر ممّا وراءها شيئا. (368)

دنيا چشم انداز نهايي كوردلان است و از پي دنيا، عالم ديگري را نمي بينند.

قرآن شريف درباره اين گروه فرموده :

يعلمون ظاهرا من الحيوة الدّنيا وهم عن الاخرة هم غافلون . (369)

اينان از ظواهر فريننده دنيا آگاهي دارند، اما از عالم آخرت بكلّي غافل و بي خبرند.

قسمت اعظم عمر اين گروه مصروف امور مادي و جلب لذايذ دنيوي است . اين راه را مي پيمايند تا بميرند. البته بر اثر سعي و مجاهده در راه دنيا بهره و نصيبي عايدشان مي گردد، ولي در روز جزا فاقد ذخاير اخروي هستند و مصداق اين آيه شريفه اند:

ومن كان يريد حرث الدنيا نؤ ته منها وماله في الاخرة من نصيب . (370)

آن كس كه اراده اش كشت و زرع دنياست ، ما به وي بهره اي مي دهيم ، اما در آخرت تهيدست و بي نصيب خواهد بود.

دنياطلبي و بي نصيبي در آخرت 

روي عن اميرالمؤ منين عليه السلام دخل سوق البصرة فنظر الي الناس يبعون و يشترون ، فبكي بكاء شديدا. ثم قال : يا عبيد الدنيا وعمال اهلها! اذا كنتم بالنّهار تحلفون وباللّيل في فراشكم تنامون وفي خلال ذلك عن الاخرة تغفلون ، فمتي تجهزون الزاد وتفكرون في المعاد. (371)

روايت شده كه علي (ع ) وارد بازار بصره شد. ديد مردم مشغول خريد و فروش اند. حضرت بشدّت گريست ، همانند پدر مهرباني كه بر بدبختي فرزند خود گريه كند. سپس فرمود: اي بندگان دنيا و خدمتگزاران اهل دنيا! شما كه روزها سرگرم معامله نمودن و قسم خوردنيد و شبها در بستر به خواب مي رويد و در بين كارهاي خود از آخرت غافليد، پس چه وقت براي عالم ديگر توشه مهيّا مي كنيد و براي قيامت مي انديشيد؟

افراط در امور اخروي و ترك دنيا 

گروه دوم كساني هستند كه دنيا را ترك گفته ، از فعاليتهاي تجاري و اقتصادي دست كشيده و تمام توجه خويش را به عبادت و امور اخروي معطوف ساخته اند. عمل اين گروه نيز مرضيّ خداوند و اولياي گرامي اسلام نيست و در سخنراني گذشته حديثي از رسول اكرم (ص ) نقل شد كه حضرت با تندي ، مخالفت خود را با روش اين گروه ابراز نمود و در اينجا نيز حديث ديگري به عرض شنوندگان محترم مي رسد:

عن عليّ بن عبدالعزيز قال قال لي ابو عبداللّه عليه السلام : ما فعل عمر بن مسلم ؟ قلت جعلت فداك ، اقبل علي العباده وترك التجارة . فقال : ويحه ، اما علم انّ تارك الطّلب لايستجاب له ؟ (372)

عليّ بن عبدالعزيز مي گويد: امام صادق (ع ) به من فرمود: عمرابن مسلم چه كرد؟ گفتم : فدايت شوم ، به عبادت روي آورد و تجارت را ترك گفت . حضرت فرمود: واي بر او مگر نمي داند كسي كه از طلب روزي دست بكشد، دعاي او مستجاب نمي شود؟

گروه سوّم كساني هستند كه مطيع او امر الهي ومُجري برنامه هاي اسلام اند. اين گروه ، جَمعِ بين دنيا و آخرت مي نمايند: از يك طرف قسمتي از وقت خود را صَرف كسب و كار و تامين معاش مي نمايند و از طرف ديگر قسمتي از اوقات خود را در كمال خلوص براي بندگي خداوند و اطاعت از او مصروف مي دارند. قرآن شريف درباره اين گروه مي فرمايد:

رجال لاتلهيهم تجارة ولابيع عن ذكر اللّه واقام الصّلوة وايتاء الزّكوة يخافون يوما تتقلّب فيه القلوب

والابصار. (373)

جمع بين دنيا و آخرت 

مرداني هستند كه تجارت و داد و ستد، آنان را از ياد خداوند و اقامه نماز و اداي زكوة غافل نمي نمايد و از روزي كه دلها و ديده ها در اضطراب اند، ترسان و خائف اند.

بين اين گروه سعادتمند، بعضي از افراد يافت مي شوند كه بر اثر كسب و كار دنيوي به عالي ترين نعمتها و لذايذ مادّي دست يافته و بر اثر ايمان و تقوي در آخرت نيز از عالي ترين درجات بهره مند خواهند بود. علي (ع ) درباره اينان چنين فرموده است :

واعلموا عباداللّه انّ المتّقين ذهبوا بعاجل الدنيا وآجل الاخرة فشاركوا اهل الدنيا في دنيا هم ولم يشاركهم اهل الدنيا في آخرتهم . سكنوا الدنيا بافضل ما سكنت واكلوها بافضل ما اكلت فحظوا من الدنيا بما حظي المترفون ، واخذوا منها ما اخذه الجبابرة المتكبرون . ثم انقلبوا عنها بالزاد المبلغ والمتجر الرابح .

اصابوا لذة زهد الدنيا في دنياهم ، وتيقّنوا انّهم جيران اللّه غدا في آخرتهم . (374)

بندگان خدا! بدانيد اهل تقوي به نعمتهاي نقد دنيا دست يافته و به نعمتهاي آينده آخرت نيز نايل خواهند شد. با اهل دنيا در دنياي آنان شركت نمودند و اهل دنيا در آخرت اينان شركت ندارند. در بهترين مسكن دنيا سكونت نموده و از بهترين خوردني ها بهره مند شده اند. در دنيا از حظّي كه سرمايه داران عيّاش مي برند محظوظ گشته و آن را كه جبّاران متكبّر در دنيا به دست مي آورند، اينان نيز به آن دست يافته اند، و چون از دنيا مي روند، توشه وافي دارند و تجارتي سودآور نموده اند، و از اين جهت كه به دنيا دلبستگي نداشته و با بي اعتنايي به آن مي نگريستند، لذّت زهد را چشيده اند، و يقين دارند كه فرداي قيامت ، همسايگان خدا هستند.

بهره مندان از نعمتهاي دنيا و آخرت 

كساني كه برنامه اعمالشان در طول زندگي بر وفق شرع مقدّس است ، به طور عادي در هر شبانه روز قسمتي از عمرشان براي تاءمين معاش و بدست آوردن رزق و روزي از مجاري مشروع طي مي شود، قسمتي از عمرشان براي اداي فرايض و سنن ديني و اطاعت از اوامر الهي اختصاص دارد، و قسمتي را براي استراحت و تفريح حلال و رسيدگي به كارهاي ضروري و نيازهاي زن و فرزندان خود صرف مي كنند. اين گروه پيروان دين الهي هستند و به موجب وعده اي كه خداوند در قرآن شريف داده ، آنان كه داراي ايمان و عمل صالح اند، در قيامت مشمول فيض الهي هستند و جايگاهشان در بهشت رحمت است . مي دانيم با آنكه بهشتيان در دار تكليف براي دنيا و آخرت كار مي كردند و همه از نعمت و رحمت الهي برخوردارند، اما جايگاه و مقاماتشان يكسان نيست و هر گروهي حدّي متناسب با خود دارند، اين تفاوت ناشي از علل و عوامل متعدّدي است ، از آن جمله اين است كه همّت بلند بعضي از آنان در دار تكليف معطوف به امور دنيا بوده و همّت بلند بعضي متوجه امور آخرت و همين تفاوت همت در دنياي آنان اثر داشته و در آخرتشان نيز اثر مي گذارد و اين مطلب محتواي حديثي از امام معصوم (ع ) است :

عن ابيعبد اللّه عليه السلام قال : من اصبح وامسي والدنيا اكبر همه جعل اللّه تعالي الفقر بين عينيه وشتّت امره ولم ينل من الدنيا الاّ ما قسم اللّه له ، ومن اصبح وامسي والاخرة اكبر همه جعل اللّه الغني في قلبه وجمع له امره . (375)

همت بلند براي دنيا و يا براي آخرت 

امام صادق (ع ) فرمود: كسي كه شب را به صبح و صبح را به شب آورد و دنيا بزرگترين همتش باشد، خداوند فقر را بين دو چشم او قرار مي دهد، كارش را پركنده مي كند و از دنيا چيزي به دست نمي آورد، جز همان كه خداوند روزيش فرموده است . كسي كه صبح را به شب و شب را به صبح آورد و همت عالي و بلندش آخرت باشد، خداوند به وي غناي نفس عنايت مي كند و امرش را از پراكندگي و تفرق مصون مي دارد.

اين قطعه از دعاي حضرت زين العابدين (ع ) نشان مي دهد كه همّت بلند امام (ع ) تا چه حد معطوف به امر عبادت و توجه به عالم آخرت است . در جمله اول عرض مي كند: بار الها! سختي ها و مشقتّهاي كسب را از من كفايت كن . در جمله دوم عرض مي كند: به من از جايي رزق برسان كه اميد ندارم . در جمله سوم عرض مي كند:

فلا اشتغل عن عبادتك بالطّلب .

كلام را با فاء تفريع آغاز نموده و درخواست سوم را متفرع بر تمناي اول و دوم ساخته و در واقع مي خواهد عرض كند: بار الها! مقصودم از دو تمناي قبل اين است كه موجباتي را فراهم آوري كه وقت زيادي در راه كسب معاش صرف ننمايم و فرصتم از دست نرود تا بتوانم به بندگي و اطاعتت كه بزرگترين همّت روحي و خواسته دروني من است بپردازم و براي نيل به معاش دنيوي ، از فيض بزرگ اخروي بازنمايم . كساني كه به عوالم بعد از مرگ و روز جزا عقيده ندارند، فقط دنيا را مي بينند و بس ، تمام سعي و همشان مصروف اين جهان گذران مي شود، و هدفشان فقط دست يافتن به ذخاير دنيوي و لذايذ مادي است . كساني كه به عالم آخرت معتقدند اما مجذوب مال و ذخاير دنيا هستند، براي آخرت قدمهايي برمي دارند، اما همت بلندشان معطوف به شئون مادي و نيل به امور مربوط به دنياست . اينان مشمول قسمت اول حديث امام صادق عليه السلام هستند، پيوسته براي دنيا خود كار مي كنند ولي هميشه احساس فقر و كمبود مي نمايند و با تمام جهد و كوششي كه دارند، بيش از آنچه مقدّر الهي بوده ، نصيبشان نمي گردد. كساني همت بلند و عزم راسخشان به شئون معنوي و امور عبادي معطوف است كه دنيا و آخرت را از ديدگاه وي مي نگرند و متوجهند كه جايگاه اصلي انسانها عالم آخرت است و دنيا كلاس خودسازي و مهيّا نمودن خويش براي رسيدن به درجات رفيعه آن عالم جاودان است .

عن علي عليه السلام قال : فقيها اختبرتم ولغيرها خلقتم . (376)

علي (ع ) فرموده : در اين عالم آزمايش مي شويد و براي غير اين عالم آفريده شده ايد.

اولياي بزرگ خداوند كساني هستند كه از نور وحي استضائه نموده و حقيقت را آنطور كه هست يافته اند، بينش آنان نسبت به دنيا آگاهانه و از روي بصيرت است و با نگاه سطحي دنيا پرستان و لذّت گرايان تفاوت بسيار دارد. رسول اكرم (ص ) تفاوت اين دو گروه را ضمن حديثي بيان فرموده است :

عن انس بن مالك قال : قالوا: يا رسول اللّه ! من اولياء اللّه الّذين لاخوف عليهم ولا هم يحزنون ؟ فقال : الّذين نظروا الي باطن الدنيا حين نظر الناس الي ظاهرها فاهتمئا باجلها حين اهتمّ النّاس بعاجلها، فاماتوا منها ماخشوا يميتهم وتركوامنها ما علموا ان سيتركهم . (377)

پيامبر(ص ) و معرفي اولياي خدا 

انس بن مالك مي گويد: كساني حضور رسول اكرم (ص ) عرض كردند: اولياء خداوند كيان اند، آنها كه قرآن شريف در حقشان فرموده : آگاه باشيد، اولياء الهي كساني هستند كه نه برآينده آنها خوفي است و نه بر گذشته خويش اندوهي دارند. در پاسخ فرمود: اينان كساني هستند كه در باطن دنيا مي نگريستند موقعي كه مردم ظاهر آن را مي ديدند، اولياء خدا همت بلند خويش را به آينده دنيا معطوف ساختند موقعي كه مردم همت بلند خويش را به آينده دنيا معطوف ساختند موقعي كه مردم همت خود را به نعمتهاي موجود آن معطوف داشتند، چيزهايي را از دنيا اماته نمودند كه خائف بودند موجب مرگ انساني آنان شوند، و چيزهايي را از دنيا ترك گفتند كه مي دانستند عن قريب تركشان مي نمايند.

براي آنكه متوجه شويم دنيا در نظر اولياء خداوند چگونه است ، مي توانيم آن را از سخنان حضرت مولي الموحدّين علي عليه السلام بشناسيم و بدانيم آن حضرت به دنيا با چه ديده اي مي نگرد و از چه بعدي آن را مي بيند.

امام (ع ) و معرفي دنيا 

انّ الدنيا دار صدق لمن صدقها ودار عافية لمن فهم عنها ودار غني لمن تزوّد منها و دار موعظة لمن اتّعظ بها. مسجد احبّاءاللّه ومصلّي ملائكة اللّه ومهبط وحي اللّه ومتجر اولياءاللّه ، اكتسبوا فيها الرّحمة وربحوا فيها الجنّة . (378)

دنيا خانه صدق و راستي است براي كسي كه صادقانه با آن عمل كند، خانه عافيت و سلامت است براي آن كس كه بفهمد، و دار غني و بي نيازي است براي كسي كه از آن توشه برگيرد، و خانه موعظه و اندرز است براي كسي كه پندپذير باشد، و مسجد دوستان خدا و نمازخانه ملائكه الهي است ، مهبط وحي پروردگار و تجارتخانه اولياء باري تعالي است كه در اينجا كسب رحمت نمودند و بهشت جاودان منفعت كسبشان بود.

كسي كه دنيا را از ديدگاه علي (ع ) مي نگرد، متوجه است كه عمرش سرمايه نقد او در تجارتخانه دنياست ، بايد از اين سرمايه به نفع عالم آخرت استفاده كند و براي سفري كه در پيش دارد، توشه تهيه نمايد. سرمايه عمر به جبر مصرف مي شود و در هر نفس يك واحد از سرمايه عمر كاهش مي يابد و در يك شبانه روز به مقدار قابل ملاحظه اي از عمرش صرف مي گردد. تاجري كه با محاسبه ، عمل مي كند بايد در مقابل سرمايه اي كه از دست مي دهد سودي به دست آورد و چون مردم از اين نظر با يكديگر متفاوت اند، بعضي سود مي برند و بعضي زيان مي بينند. امام (ع ) در حديثي افراد را از جهت نتيجه كار بيان فرموده است :

نتيجه كار بيان فرموده است :

عن ابيعبد اللّه (ع ): من استوي يوماه فهو مغبون ، و من كان آخر يوميه خيرهما فهو مغبوط، ومن كان آخر يوميه شرّهما فهو ملعون ، ومن لم ير الزّيادة في نفسه فهو الي النّقصان ، ومن كان الي النّقصان فالموت خير له من الحيوة . (379)

تفاوتهاي مردم در امر دنيا 

امام صادق (ع ) فرموده : كسي كه دو روزش از نظر كمال انساني و تجارت اخروي يكسان باشد، او در زندگي مغبون است ، زيرا به قدر يك روز عمرش از كف رفته و در عوض چيزي به دست نياورده است ، كسي كه روز بعدش از روز قبل بهتر باشد، او سود برده و مورد غبطه ديگران است ، كسي كه روز بعدش بدتر از روز قبل باشد، او مطرود درگاه باري تعالي است ، كسي كه از جهت رشد معنوي و تجارت روحاني متوقّف مانده و افزايشي در كمال خود نمي بيند، او در نقص و كاهش است و در مسير كمي و كاستي است و كسي كه عمرش در جهت نقصان طي مي شود، براي او مرگ از زندگي بهتر است .

امام زين العابدين (ع ) كه دعا مي كند خداوند سختي و مشيّت كسب معاش را از او كفايت نمايد و رزق من حيث لايحتسب نصيب وي گرداند، به منظور تحقّق يافتن جمله سوم دعاست :

فلا اشتغل عن عبادتك بالطّلب .

براي آنكه در طلب روزي از عبادتت باز نمانم و ساعاتي كه بايد در بندگي تو مصروف گردد در راه كسب معاش طي نشود و از قرب روحاني و تعالم معنويم نكاهد.

حضرت علي بن الحسين عليه السلام در جمله چهارم دعا كه موضوع آخرين قسمت بحث امروز است ، به پيشگاه خداوند عرض مي كند:

ولا احتمل اصر تبعات المكسب .

بار الها! كسب و كار براي معاش پي آمدهايي دارد؛ اگر دعاي اول و دومم مقبول درگاه مقدّست افتد و مستجاب شود، اولا وقت عبادتم كاهش نمي يابد و به اداي وظايف بندگيت موفق مي گردم ، و ثانيا دوشم متحمّل بار سنگين تبعات كسب نمي شود و از عوارض نامطلوب آن مصون مي مانم .

لزوم آگاهي از عوارض كار 

افراد عادي كه به كسب اشتغال دارند، اما احكام الهي را درباره آن بدرستي نمي دانند يا مي دانند، ولي براي دست يافتن به درآمد بيشتر نمي خواهند طبق آن عمل كنند، ممكن است در خلال داد و ستد مرتكب گناهاني شوند، دروغ بگويند، خيانت كنند، مشتري را اغفال نمايند، كم بدهند، قسمتهاي ناروا ياد كنند، و خلاصه ، در جريان كسب مرتكب اعمالي شوند كه مرضيّ باري تعالي نباشد. اين قبيل اعمال در خور افرادي است كه دينشان ضعيف است و نمي تواند آنان را از گناه بازدارد. اما براي امام معصوم (ع ) چه چيزهايي مي تواند بار سنگين تبعات كسب باشد كه حضرت سجاد(ع ) از آن نام برده و از تحملش ابا دارد؟ شايد بتوان گفت جواب دادن به سؤ الات بيهوده اشخاص ، زياد حرف زدن ، بي مورد نفي و اثبات نمودن ، و خلاصه ، عمر شريف را در سخنان غير لازم صرف كردن از تبعات كسب است ، و حضرت زين العابدين (ع ) آن را براي خود بار سنگين مي داند.