کد مطلب:370011 شنبه 21 اسفند 1395 آمار بازدید:28

82 : و علما في استعمال و ورعا في اجمال .
 حضرت زين العابدين (ع )در اين دو جمله از دعاي شريف مكارم الاخلاق ، دو درخواست از پيشگاه باري تعالي مي نمايد:

اوّل ، بارالها! به من علمي روزي كن كه در عمل به كار بندم . دوّم ، بارالها! مرا از ورع و كفّ نفسي معتدل برخوردار نما.

اسلام و دين انسان سازي 

به خواست خداوند توانا، اين دو جمله از دعا موضوع بحث و سخنراني امروز است . اسلام دين علم و دانش است ، اسلام دين تعقّل و تفكّر است . اسلام ناشر فرهنگ انسان سازي و هادي مردم به راه تعالي و تكامل است ، اسلام مي خواهد پيروانش دانا و بينا بار آيند و حداقل از معلومات ابتدايي و قدرت خواندن و نوشتن برخوردار باشند.

پيشواي اسلام (ص ) بين مردم بي سواد عصر جاهليت مبعوث به نبوت گرديد، مردمي كه از كتاب و درس و از خواندن و نوشتن بهره اي نداشتند و جز از افتخارات احمقانه و تعصبات جاهلانه سخن نمي گفتند.

در چنين محيط عقب افتاده و منحطي ، اولين آياتي كه از طرف باري تعالي به نبي اكرم (ص ) وحي شد، حاوي مطلب عام و قلم و هادي مردم به خواندن و نوشتن بود:

اقراء وربك الاكرم الذي علّم بالقلم . علّم الانسان مالم يعلم .

بخوان به نام خداوند كريمتر از هر كريم . خداوندي كه با قلم تعليم داد. و به آدمي ؟ آموخت ؟ آن را كه نميدانست .

رسول اكرم (ص ) براي آنكه از طفوليت ، كودكان مسلمين را به راه تحصيل علم سوق دهد و آنان را به درس خواندن ماءنوس سازد، به پدران فرمود: از حقوقي كه فرزندانتان به شما دارند اين است كه به آنان كتابت را بياموزيد.

عن النبي صلّي اللّه عليه وآله قال : من حق الولد علي والده ثلاثة يحسّن اسمه ويعلمه الكتابة ويزوجه اذا بلغ .

پدران و آموزش فرزندان 

رسول اكرم (ص ) فرمود: اوّل براي او اسم نيكو انتخاب نمايد. دوم ، كتابت را به وي بياموز. سوم ، موقعي كه بالغ شد، وسايل ازدواجش را فراهم آورد.

به شرحي كه در كتب تاريخ آمده ، مسلمانان در جنگ بدر بر مشركين پيروز شدند و جمعي از آنان را به اسارت گرفتند و با خود به مدينه آوردند. بنابراين شد كه هر اسيري مبلغي را هديه بدهد و آزاد شود و چون اسيران از نظر تمكن مالي متفاوت بودند، مقرر گرديد كه هر اسيري به قدر استطاعت خويش فديه بپردازد. حداقل هديه هزار درهم بود و حداكثرش از چهار هزار درهم تجاوز نمي كرد. براي آنكه بدانيم خواندن و نوشتن اطفال مسلمين در نظر پيمبر گرامي اسلام (ص ) تا چه حد ارزنده و مهم بود، به اين جمله كه عين عبارت ناسخ التواريخ است ، توجه نماييد: آنگاه پيامبر (ص ) با اصحاب فرمود: اسيران را نيكو بداريد و نيكويي كنيد و از مساكين هديه نخواهيد و آن مساكينان كه صنعت كتابت دانستند، حكم رفت كه هر يك ده تن از كودكان انصار را خط بياموزند و آزاد باشند. (429)

تعليم كودكان به جاي غرامت جنگ 

آيا چنين امري در نيا سابقه دارد كه لشكر غالب از لشكر مغلوب ، ياد دادن خواندن و نوشتن را به عنوان غرامت جنگ بپذيرد و اسيران دشمن را آزاد نمايد؟ علم براي بشر كمال واقعي و برتري حقيقي است ، علم با جوهر ذات عالم آميخته و در همه احوال با هست ، اطلاعات و معلومات بشر در چهارده قرن قبل محدود بود و از اسرار نهفته جهان آفرينش آگهي نداشت . اولياي گرامي اسلام در همان زمان كلمه علم را در مورد دانسته هاي محدود آن روز به كار برده و فوايد و آثارشان را ذكر نموده اند.

عن علي عليه السلام قال : العلوم اربعة . الفقه للاديان ، والطب للابدان ، والنحو لللسان والنجوم لمعرفة الازمان . (430)

علي (ع ) فرمود: علوم چهار رشته است علم فقه براي شناخت مقررات ديني ، علم طب براي بدنها، علم نحو براي زبان و درست سخن گفتن ، و علم نجوم براي شناخت زمانها.

علم بي سود وزيان 

نه تنها در روايات ، كلمه علم براي دانستنيهايي كه نفع عمومي دارد استعمال شده ، بلكه در مورد امور خصوصي نيز كه نفع جامعه را در بر ندارد به كار رفته است . در حديث آمده كه رسول اكرم (ص ) وارد مجلس شد، ديد جمعي گرد شخصي مي گردند. فرمود: اين چه صحنه است ؟ گفتند: مردي است علامه كه گردش جمع شده اند. پرسيد: معلومات او چيست ؟ پاسخ دادند: عالم به انساب عرب و وقايع ايام جاهليت است .

فقال : ذاك علم لايضرّ من جهله ولاينفع من علمه . (431)

فرمود: اين اين علمي است كه اگر كسي نداند، ضرر نمي برد و اگر كسي بداند، منتفع نمي شود.

درجهان كنوني ، بشر بر اثر مطالعات گسترده خود در كتاب تكوين به پاره اي از رواياي تاريك طبيعت راه يافته و به اسرار نهفته اي واقف شده است . كاوشها و تحقيقات عالمانه دانشمندان سطح معلومات انسانهاي امروز رابالا برده و همچنان به راه خود ادامه مي دهند. ديروز علم طب را يك رشته مي دانستند و هر بيماري ناچار بود به طبيب عمومي محل مراجعه كند و اغلب نتيجه نمي گرفتند.

گسترش علوم در جهان امروز 

امروز علم طب به صورت رشته هاي متعددي در آمده و دانشگاه هاي بزرگ جهان در هر رشته افراد متخصصي را با معلومات و اطلاعات مربوط به آن رشته تربيت مي كنند و به وسيله آنان نيازهاي جامعه بر آورده مي سازند. تمام رشته هاي تخصصي طب و همچنين علوم مربوط به ساير رشته ها از قبيل فيزيك و شيمي ، دانشهايي هستند ارزشمند است و مورد نياز بشر و همه علوم طبيعي از نظر اسلام مورد تكريم و احترام است . رسول اكرم (ص ) و ائمه معصومين (ع ) راجع به علوم اسلامي دو مطلب را ضمن روايات فرمودند كه درباره هيچ علمي چنين سخن نگفته اند. اول وجوب فرا رگفتن علم براي هر مرد و زن مسلمان . دوم لزوم عمل نمودن به علم براي نيل به سعادت و مصون ماندن از هلاك و تباهي .

عن النبي صلّي اللّه عليه وآله قال : طلب العلم فريضة علي كل مسلم . (432)

رسول اكرم (ص ) فرمود: طلب علم بر تمام مسلمانان جهان واجب است .

وعنه صلي الله واله :طلب العلم فريضه علي كل مسلم ومسلمه .

از پي گرفتن علم رفتن ،بر هر مرد و زن مسلمان واجب است .گر چه در حديث اول از مسلمه نام نبرده شده ، ولي كلمه مسلم بتنهايي زن و مرد را شامل مي شود.

عالم عامل و غير عامل 

قال رسول الله صلي الله عليه وآله :العلمائ رجلان :رجل عالم اخذبعلمه فهذاناج ،وعالم تارك لعلمه هالك .

افراد عالم دو گروه اند: گروه اول به علم خود عمل مي كنند و نجات مي يابند، و گروه دوم به علم خويش عمل نمي كنند و هلاك مي شوند.

درباره قسمت اول ، علي (ع ) ضمن يك عبارت كوتاه بيان نموده كدام علم است كه فرا گرفتنش بر همه مردان و زنان مسلمان واجب عيني است و كدام علم است كه وجوب ندارد.

عن سليم بن قيس الهلالي قال سمعت علياعليه السلام يقول :العلم علمان ،علم لايسع الناس الاالنظرفيه وهوصبغه الاسلام وعلم يسع الناس ترك النظرفيه وهوقدره الله عزوجل .

سلم بن قيس هلالي مي گويد:از علي (ع ) شنيدم كه فرمود: علم دو قسم است ، يكي علمي كه مردم مسلمان نمي توانند از فرا گرفتنش سرباز زنند و بايد حتما تمام مرد و زن مسلمان آن را بياموزند و آن علمي است كه به مرد مسلماني مي بخشد، و آن ديگر علمي است كه بر تمام مردم آموختنش واجب نيست و آن مطالعه در كتاب تكوين و پي بردن به قدرت ربّ قيوّم است .

علم واجب بر هر زن و مرد مسلمان 

علوم مربوط به عقايد و اخلاق و احكام كه به آدمي رنگ مسلماني ميدهد و تمام مردان و زنان مسلمان بايد آنها را فراگيرند متعدد است ، براي اجتناب از تطويل كلام فقطبه ذكر يك مثال از واجب و يك مثال از حرام اكتفا ميشود. نماز عبادتي است كه از اول تكليف تا پايان عمر بر تمام مردان و زنان مسلمان در سفر و حضر و در سلامت و مرض ، واجب عيني است و بايد آن را بجا آورد و براي اداي اين فريضه ديني لازم است وضو و غسل ، حمد و سوره ، اذكار واجب ، عدد ركعات ، تعداد ركوعها و سجده ها، و سايراجزاي آن راياد بگيرند و عملا به كار بندند. كسي كه نماز را نميداند، رنگ مسلماني ندارد. غيبت در آيين اسلام يكي ازگناهان كبيره است ، مردان و زناني كه مي خواهند در جامعه ، رنگ مسلماني داشته باشند، بايد معناي غيبت رابدانند، به احكام و مقررات آن واقف گردند تابتوانند خويشتن را از پليدي آن گناه مصون و محفوظ دارند. خلاصه ، علمي كه ياد گرفتنش بر تمام مردان و زنان مسلمان واجب است رسول اكرم (ص ) درباره اش فرموده :

طلب العلم فريضه علي كا مسلم ومسلمه

ياد گرفتن اجزاء و احكام واجبات و محرماتي است كه آئين اسلام بر عهده تمام مردان و زنان مسلمان گذارده است . بجا آوردن واجبات و ترك محرمات براي مكلف زماني ممكن است كه از پي ياد گرفتن آنها برود و به جزئيات وخصوصياتشان واقف گردد، آنگاه امر الهي را اطاعت نمايد و دستور خدا را نفيا و اثباتا به كار بندد. با توضيحي كه به عرض رسيد، مطلب اول ، يعني وجوب تحصيل علم بر هر مرد و زن مسلمان كه روايت آمده ، روشن شد. اما مطلب دوم ، يعني لزوم عمل نمودن به علم نيز مورد كمال توجه اولياي دين است و در اين باره روايات زيادي رسيده است .

كمال دين علم باعمل است 

عن علي عليه السلام قال :ايهاالناس اعلموا ان كمال الدين طلب العلم والعمل به .

علي (ع ) مردم را مخاطب ساخت و فرمود: بدانيد كمال دين در طلب علم و عمل نمودن بر طبق آن است .

خطب اميرالمومنين علي المنبر فقال :ايها الناس اعملوا اذا علمتم لعلكم تهتدون . ان العالم العامل بغيره كاالجاهل الحائر الذي لايستفيق عن جهله .

اميرالمومنين (ع ) در منبر خطبه خواند و ضمن بيان خود فرمود: وقتي چيزي را دانستيد، طبق آن عمل كنيد شايد هدايت شويد. بي گمان عالمي كه به غير علم خود عمل مي كند، همانند جاهل حيراني است كه هرگز از جهل خود رهايي نمي يابد.

معني حجت بالغه الهي 

عن مسعدة بن زياد قال :سمعت جعفربن محمد عليهما السلام وقد سئل عن قوله تعالي :فلله الحجة البالغه ،فقال :اذا كان يوم القيامة قال الله تعالي للعبد اكنت عالما ؟فان قال نعم قال له افلا عملت بما علمت ؟وان قال كنت جاهلا قال له افلا تعلمت ؟ فيخصمه ، فتلك الحجة البالغة لله عز وجل علي حقه .

مسعدة بن زياد ميگويد: از امام صادق (ع ) در باره حجت بالغه الهي كه در قرآن شريف آمده ، سوال شد .شنيدم در جواب فرمود: خداوند روز قيامت به بنده خطاب مي كند :آيا عالم بودي ؟ اگر بگويد: بلي ، به وي مي گويد: پس چرا طبق علمت عمل ننمودي ؟ اگر بگويد: جاهل بودم ، به او مي گويد: چرانرفتي يادبگيري تا عمل كني و اين حجت بالغه خداوند است بر آفريده هاي خود.

عمل نمودن بر طبق علم از جمله مسائل مهم ديني و مورد كمال توجه اولياي گرامي اسلام است . امام زين العابدين (ع ) در جمله اول دعاي مورد بحث امروز، در خواستي اينچنين به پيشگاه باري تعالي عرض مي كند:

و علما في استعمال .

بارالها! به من علمي روزي كن كه در عمل به كار بندم .

اولياي دين و عمل به علم 

يكي ازعلل پيشرفت رسول اكرم (ص ) در تبليغ رسالت الهي آن بود كه هر چه را مي گفت و به مردم دستور مي داد، خود به آن عمل مي نمود و همين امر نفوذ و تاءثير كلام آن حضرت را پيوسته در قلوب مردم افزايش مي داد. ائمه معصومين عليهم السلام نيز همانند جد بزرگوارشان رسول معظم اسلام (ص ) بودند، آنچه را كه مي دانستند خود به كار مي بستند و به مردم نيز ياد مي دادند و توصيه عمل مي نمودند. در اين باره شواهد زيادي در كتب اخبار است و در اين جا فقط به ذكر يك جمله از كلام مولي الموحدين اميرالمؤ منين (ع ) اكتفا مي شود.

ايهاالناس !اني والله مااحثكم علي طاعة الّا واسبقكم اليها و لاانّها كم عن معصية الّا واتناهي قبلكم عنها. (433)

اي مردم ! قسم به خداوند، من شما را به هيچ طاعتي ترغيب ننمودم مگر آنكه خود در عمل به آن بر شما سبقت گرفتم ، و شما را از هيچ معصيتي نهي ننمودم مگر آنكه خود پيش از شما از آن كار اجتناب كردم .

حضرت علي بن الحسين عليهما السلام در جمله دوم دعاي مورد بحث امروز به پيشگاه خداوند عرض مي كند:

و ورعا في اجمال .

بارالها! به من ورعي روزي فرما كه از حد اعتدال تجاوز ننمايد.

ورع درلغت به من كف نفس از محرمات و گناهان است و درباره مقايسه آن با تقوي احتمالاتي داده شده است . بعضي گفته اند معناي ورع و تقوي يكي است ، و بعضي از نظر ترك شبهات بين ورع و تقوي تفاوت قائل اند و در اين جا عبارت كوتاهي از كتاب اقرب الموارد ذكر مي شود.

ورع با پرهيز از گناه و شبهات 

ورع الرجل جانب الاثم وكف عن الامعاصي والشبهات . الورع محركة التقوي . (434)

گرايش مرد به ورع ، عبارت است از اجتناب از گناه و خودداري از معاصي و شبهات است و ورع به معني تقوي است .

ورع افراد با ايمان در پيشگاه باري تعالي ارزشي بسيار بزرگ دارد و به موجب حديثي كه آمده ، خداوند آنان را در بهشت اختصاصي جاي مي دهد.

عن ابيعبداللّه عليه السلام قال : فيما ناجي اللّه عزّ وجلّ به موسي عليه السلام : ياموسي : ماتقرب اليّ المقتربون بمثله ورع المحارمي فانّي ابيحهم جنّات عدن لا اشرك معهم احدا. (435)

امام صادق (ع ) فرمود: از جمله مناجاتهاي خداوند با حضرت موسي بن عمران اين بود كه فرمود: اي موسي ! هيچ عامل قربي همانند ورع از گناه بندگانم را به من نزديك نمي كند، من در مقابل ورع بهشت عدن را پاداش آنان قرار بهشتي مي دهم ، بهشتي كه مختص اين گروه است و دگران در اين پاداش شريك ؟ آنان نيستند.

سعادت و رستگاري افراد باايمان وابسته به دو اصل اساسي است : يكي اتيان حسنات و آن ديگر ترك سيئات . اگر سئوال شود: نقش اين دو در فلاح و رستگاري انسانها يكسان است يا متفاوت ؟ در پاسخ بايد گفت : ترك سيئات و اجتناب از گناهان در تاءمين سعادت آدمي نقش مؤ ثرتري دارد و اين مطلب از محتواي روايات اسلام اولياي اسلام به خوبي استفاده مي شود.

پرهيز ازگناه مهمتراز كسب حسنات 

عن علي عليه السلام قال : اجتناب السيئات اولي من اكتساب الحسنات . (436)

علي (ع ) فرمود: براي نيل به كمال انساني و سعادت واقعي ، پرهيز از گناهان نسبت به كسب حسنات در اولويت و برتري قرار دارد. گناهان و اعمال غير مشروع ، مطبوع طبع هوي و شهوات است . كسي كه مي خواهد داراي ورع و تقوي باشد و از گناه و ناپاكي مصون بماند، لازم است با هواي نفس بجنگد، شهوت را مهار نمايد و تمنيات غير مشروعش را سركوب كند. خلاصه ، به فرموده رسول اكرم (ص )، خويشتن را مهياي جهاد اكبر نمايد و اين كاري است بس مشكل و عبادتي است بسيار سنگين .

عن ابيجعفر عليه السلام قال : انّ اشدّالعبادة الورع . (437)

امام باقر (ع ) فرمود: سخت ترين عبادات ، ورع و خودداري از گناه است .

علي (ع ) در يكي از خطبه ها، حديثي از رسول اكرم (ص ) نقل نموده ، سپس ذيل حديث نبوي ، خود بياناتي ايراد فرموده كه سختي عبادت ورع را تبين مي نمايد.

كان رسول اللّه صلّي اللّه عليه وآله يقول : انّ الجنة حفت بالمكاره وانّ النّار حفت بالشهوات واعملوا انّه مامن طاعة اللّه شي الّا يعطي في شهوة فرحم اللّه امري نزع عن شهوة وقمع هوي نفس . (438)

رسول اكرم (ص ) مي فرمود: بهشت را كارهايي احاطه نموده كه مورد رغبت و ميل مردم نيست . اما دوزخ محفوف به شهوات و كارهاي مطبوع هواي نفس است . آنگاه علي (ع ) مردم را مخاطب ساخت و فرمود: بدانيد هيچ طاعتي نيست مگر آنكه از روي كراهت و بي ميلي انجام مي گردد و هيچ معصيتي نيست مگر آنكه از روي شهوت و لذت واقع مي شود، پس خداوند؟ آن بنده را مشمول رحمت قرار دهد كه از شهوات ناروا دل برگيرد و آن را وا پس زند، هواي نفس را از كرسي حاكميت به زير آورد و از اطاعتش سرپيچي نمايد.

لزوم مجاهده در انجام فرايض و محرمات 

افرادي كه علاقمند به كف نفس و خويشتن داري هستند و مي خواهند به مقام رفيع ورع و تقوي نايل شوند، بايد خود را بسازند و با تمرينات مفيد، اين ملكه گرانقدر را در نفس خويش به وجود آورند و روزه گرفتن يكي ازعوامل بسيار مؤ ثر براي نيل به اين هدف عالي است . خداوند روزه رانه فقط برمسلمين واجب نموده ، بلكه در قرآن شريف خاطر نشان گرديده كه پيروان انبياء گذشته نيز به اداء اين فريضه موظف بوده اند.

يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلّكم تتقون . (439)

اي كساني كه ايمان آورده ايد! روزه گرفتن به قضاي الهي بر عهده شما نوشته شده ، همانطور كه اين فريضه ديني براي امم پيش از شما نوشته شده بود.

روزه و تقوي چيزي جز كف نفس و امساك ازمحرمات الهي نيست . روزه دار در ايام ماه رمضان با اراده و اختيار خود به منظور اطاعت امر الهي از خوردن و نوشيدن و عمل جنسي و ديگر مفطرات كه خواسته هواي نفس و شهوات است ، امساك مي نمايد و روز را با گرسنگي و تشنگي به پايان مي برد. ماه رمضان ايام كف نفس و اوقات ورع و تقوي است . رسول اكرم (ص ) در يكي از خطبه ها آمدن ماه رمضان رابشارت داد و درباره وظايف مردم در آن ماه ، مبسوطا سخن گفت .

برترين عمل درماه رمضان 

قال اميرالمومنين (ع ) عليه السلام : فقلت يارسول الله ! ماافضل الّا الاعمال في هذا الاشهر؟ فقال : ياابالحسن ! افضل الاعمال في هذاالشهر الورع عن محارم اللّه عزّ وجلّ. (440)

علي (ع ) فرمود: بين سخنان آن حضرت به پاخاستم و گفتم : اي رسول معظم ! دراين ماه چه عملي برتر از تمام اعمال است ؟ فرمود: افضل اعمال در اين ماه ، كف و امساك از محرمات و گناهان است .

شايد در نظر بعضي ، بهترين عمل در ماه رمضان خواندن قرآن ، افطار دادن به مسلمانان روزه دار، صله رحم نمودن ، و از اين قبيل باشد، ولي رسول اكرم (ص ) فرمود: بهترين عمل ، اجتناب از گناه است ، يعني ماه رمضان ماه امساك است نه فقط مردم از مفطرات امساك نمايند بلكه بهترين عمل آن است كه تمام اعضاي بدن از چشم و گوش و زبان و دست و پا از گناه امساك داشته باشد. اگر ورزشكاري براي تقويت جسم ، يك ماه متوالي تمرين نمايد، قطعا پس از گذشت يك ماه ، بر نيروي اعصاب و عضلاتش افزوده مي شود و بالنسبه قوي مي گردد. كسي كه به امر الهي يك ماه متوالي روزه مي گيرد و با اراده و عمد، هواي نفس و شهوات خويش را وا پس مي زند و از مفطرات امساك مي نمايد، قطعا اراده اش در كف نفس تقويت مي شود و اگر خواسته باشد مي تواند در تمام ايام سال از نيرويي كه در ماه رمضان به دست آورده استفاده كند، به تمنيات غير مشروع خويش پاسخ منفي دهد، و در راه ورع و تقوي پيشروي نمايد.

روزه ماه رمضان و قوت كف نفس 

متاسفانه بيشتر مردم از تملك نفسي كه بر اثر روزه ماه رمضان به دست مي آورند، براي تقواي يازده ماه ديگر استفاده نمي كنند و عملا آن را نقض مي نمايند. از اين رو ،قرآن شريف در آيه مذكور پس از اعلام وجوب روزه فرموده است :

لعلكم تتقون .

روزه بگيريد، شايدبا اين عمل مقدس به تقوي نايل شويد، يعني اگر تصميم ترك گناه را ادامه دهيد، متقي و با ورع خواهيد بود و اگر تصميم خويش رانقض نموديد، از ورع و تقوي جامع بهره و نصيبي نخواهيد داشت . اولياي گرامي اسلام درباره اهميت ورع ، سخن بسيار گفته و پيروان خويش را به اهميت آن متوجه نموده اند.

عن ابيعبداللّه عليه السلام قال : اتّقوا اللّه وصونوا دينكم بالورع . (441)

امام صادق (ع ) فرمود: راه تقوي در پيش گيريد و دين خود را با ورع و پرهيز از گناه محافظت نماييد.

امام (ع ) در اين روايت اعلام خطر نموده و مي خواهد بفرمايد اگر در گناه لاابالي و بيباك شديد، نه تنها به پليدي و پستي مي گراييد، بلكه دينتان نيز در معرض زوال قرار مي گيرد و اين مطلب در قرآن شريف نيز خاطر نشان گرديده است .

ثم كان عاقبة الذين اساء والسوءآي ان كذبوا بآيات اللّه وكانوا بها يستهزئون . (442)

عاقبت كار بد عملان و اهل معصيت اين است كه آيات الهي را تكذيب مي كنند و آنها را مورد تمسخر و استهزاء قرار مي دهند.

پايان كار اهل معصيت 

مسلمان گناهكار نه تنها به دين خود آسيب مي رساند، بلكه موجب بدنامي اولياي معصوم و منزه اسلام مي گردد و زبان دشمنان را به بدگويي مي گشايد.

قال ابوالصباح الكناني لا بيعبداللّه عليه السلام : ما نلقي من الناس فيك . فقال ابو عبداللّه عليهم السلام : وماالذي تلقي من الناس فيّ؟ فقال : لايزال يكون بيننا وبين الرجل الكلام فيقول جعفري خبيث . فقال يعيّركم الناس بي ؟ فقال له ابوالصباح ، نعم . قال : فقال ما اقلّ واللّه من يتبع جعفرا منكم . انّما اصحابي من اشتدّ ورعه وعمل لخالقه و رجا ثوابه . فهولاء اصحابي . (443)

ابو الصباح الكناني به امام صادق (ع ) عرض كرد: ما از مردم بر اثر وابستگي به شما چه چيزها مي بينيم . امام (ع ) فرمود: در مورد من از مردم چه مي بيني ؟ گفت : بين ما و دگري سخن ردّ وبدل مي شود، به ما مي گويد: جعفري خبيث . امام (ع ) فرمود: مردم شما رابه واسطه من سرزنش مي كنند؟ عرض كرد: بلي . فرمود: به خدا قسم چقدر كم است ازشما آن كسي كه تابع واقعي جعفر باشد. صحابي من كسي است كه داراي ورع شديد است ، براي آفريدگار عمل مي كند و به اجر اواميدوار است ، اين گروه اصحاب من هستند.

مدعي اسلام بودن ، ازتشيع سخن گفتن ، انواع گناهان را مرتكب شدن ، براي ائمه طاهرين (ع ) بسيار سنگين و گران است و موجب مي شود دشمنان به اولياي دين اسائه ادب كنند و درباره آنان سخناني ناروا بگويند. ورع همانند تقوي مراتب و درجاتي دارد. تحقق ورع به اين است كه آدمي از گناهان اجتناب نمايد و دامن خويشتن را از معصيت منزه دارد.

درجات خويشتن داري از گناه 

عن حفص بن قياس قال ساءلت ابا عبد اللّه عليه السلام عن الورع من الناس . فقال : الذي يتورع عن محارم اللّه عزّ وجلّ. (444)

حفص بن قياس مي گويد: از امام صادق (ع ) سوال كردم : چه كسي بين مردم داراي ورع است ؟ فرمود: شخصي كه از گناهان و محرمات اجتناب مي نمايد.

اما ورع بي مانند و بلند پايه را كسي واجد است كه نه تنها از محرمات قطعي و گناهان واضح پرهيز مي كند، بلكه از امور مشتبه نيز اجتناب مي نمايد. كه مبادا به گناه آلوده شود و اين مدلول كلام مولي الموحدين علي عليه السلام است .

لاورع كالوقوف عند الشبهة . (445)

مي فرمايد: هيچ ورعي از نظر رفعت مانند توقف در امور مشتبه نيست .

وقفه افراد متقي و با ورع در مورد شبه ،حاكي از اين است كه آنان به منهيات حضرت باري تعالي توجه بسيار دارند و در مقام بندگي و اطاعت نه تنها پيرامون حرام هاي بين و گناهان واضح نمي گردند، بلكه از شبهات نيز اجتناب ميكنند كه مبادا دچار حرام شوند. ولي اين انسانهاي بزرگوار و منزه بايد همواره مراقب باشند كه در پرهيز از شبهات دچار افراط نشوند و از حد اعتدال تجاوز ننمايند ،چه زياده روي در اين كار ممكن است آنان را به بيماري وسواس مبتلا كند و در زندگي خود و كساني كه با آنان معاشرند ايجاد بي نظمي و اختلال نمايد و اسلام هرگز اين زياده روي غير عقلاني را اجازه نمي دهد. امام سجاد (ع ) در جمله دوم دعاي مورد بحث امروز، به پيشگاه خداوند عرض مي كند:

و ورعا في اجمال .

ميانه روي در شبهات و طلب رزق . 

بار الها!مرا از ورع و كف نفسي معتدل و دور از زياده روي و افراط بر خوردار فرما.

كلمه اجمال در عبارت امام (ع ) همان است كه در مورد طلب روزي به كار برده شده است .

عقل و تبيين شهادت

في الحديث :اجملوا في الطلب اي لا يكون كد كم فيه كدافاحشا. (446)

در حديث آمده كه براي طلب روزي ميانه رو و معتدل باشيد، يعني سعي شما در كسب معاش به افراط و زياده روي نگرايد .

حديث شريفي از حضرت مولي الموحدين امير المومنين (ع ) رسيده است كه بحث امروز در مورد ورع و توقف در شبهات با اين حديث پايان مي يابد.

عقل و تبيين شهادت . 

لا تسترشد الي الحزم بغير دليل العقل .فتخطي منهاج الراي ،فان افضل العقل معرفة الحق بنفسه . (447)

علي (ع ) فرموده : از غير دليل عقلي براي حزم و احتياط راهنمايي نخواهيد، چه آن كه اگر از غير دليل عقلي هدايت طلب نموديد، سر انجام براي تشخيص راءي صحيح و صائب به خطا خواهيد رفت .

بي گمان عقل افضل و برتر آن است كه خود بنفسه حق را بشناسد و آن را از باطل تميز دهد، پس بهترين و مطمئن ترين راه براي شناخت ورع كامل و احتياط صحيح استفاده از دليل عقلي است .