کد مطلب:370035 یکشنبه 13 فروردين 1396 آمار بازدید:33

درباره پدیدآور
 *نجاشى، احمد بن على‏

*شبيرى زنجانى، موسى‏


....................


*نجاشى، احمد بن على‏


احمد بن على نجاشى‏


ولادت‏


وى، احمد بن على بن احمد بن عباس بن محمد بن عبد الله بن ابراهيم بن محمد بن عبد الله نجاشى است.


نجاشى در سال 372 هجرى در شهر كوفه به دنيا آمد. پدر او نيز از محدثين و بزرگان شيعه است.


كنيه وى بنا بر تحقيق« ابو الحسين» است( البته بعضى كنيه ابو العباس را به اشتباه براى او ذكر كرده‏اند.) لقب او نجاشى است.( نجاشى بدون تشديد و با فتح و كسر نون خوانده مى‏شود كه با كسره افصح است).


خاندان‏


جد او عبد الله نجاشى، والى اهواز بوده كه نامه‏اى به امام صادق عليه السلام نوشته و امام عليه السلام در جواب،« رساله اهوازيه» را براى او نوشته است.


نجاشى اهل كوفه و اسدى است و چنان كه خود ذكر كرده نسبش به عدنان مى‏رسد. خاندان او« آل ابى السمال»، از بزرگان كوفه بوده‏اند و از گذشته همواره مورد تكريم و احترام مردم قرار داشته‏اند.


سفرها


احمد بن على نجاشى بيشتر عمر خويش را در بغداد گذراند و تنها در چند مورد مسافرت نموده و از بغداد خارج شد كه بيشتر براى زيارت عتبات عاليات بوده است.


از جمله سفرهاى او مى‏توان به سفر او در سال 400 هجرى به نجف اشرف اشاره نمود، كه مدتى نيز در جوار امير المؤمنين عليه السلام باقى ماند. سفرى نيز به سامراء داشته و به زيارت عسكريين عليهما السلام مشرف شده است.


البته چند بار هم به وطن اصلى خويش، كوفه، مراجعت نموده و در آنجا حديث شنيده و اجازه گرفته يا اجازه داده است.


دقت و وثاقت نقل‏


از جمله مسائل قابل توجه پيرامون نجاشى آن است كه وى تنها از موثقين و افراد معتبر روايت نقل كرده و با اينكه روايات فراوانى از افراد ضعيف يا متهم به ضعف و طعن در اختيار داشته آنها را اصلا نقل نكرده است.


در موارد فراوانى مى‏گويد در فلان موضوع رواياتى در اختيار دارم كه از شخصى ضعيف يا كتابى ضعيف و مطعون است لذا آنها را نقل نمى‏كنم.


احتياط و توجه او به حدى بوده كه حتى حاضر به شنيدن حديث از افراد ضعيف هم نبوده است. اين نكته ارزش منقولات بزرگانى چون نجاشى را دو چندان مى‏كند و انسان را نسبت به روايات آنها مطمئن مى‏سازد، خصوصا كه آنان نزديكتر به عصر روات بوده‏اند و از اعتبار و عدم اعتبار آنها به خوبى اطلاع داشته‏اند.


مهمترين اقدام‏


مهمترين كارى كه نجاشى در عمر خويش انجام داده تأليف كتاب« فهرست اسماء مصنفين» يا همان« رجال نجاشى» است كه پس از گذشت نزديك به هزار سال از تأليف آن و نوشته شدن صدها كتاب رجال ديگر، هنوز هم مهمترين منبع براى شناخت وثاقت و عدم وثاقت راويان حديث مى‏باشد.


به اعتراف بزرگان علم رجال و فقها و محدثين،« رجال نجاشى» حرف اول را در ميان كتب رجال مى‏زند و در هنگام معارضه، قول نجاشى بر ديگران مقدم است و ديگر كتب را ياراى مقابله با رجال نجاشى نيست.


اساتيد و مشايخ‏


نجاشى- عليه الرحمة- از تعداد زيادى از بزرگان روايت شنيده و روايت نقل كرده است. از جمله اساتيد او مى‏توان به:


1- پدرش على بن احمد نجاشى 2- شيخ مفيد( متوفاى 413 هجرى) 3- احمد بن عبد الواحد بزاز، معروف به ابن حاشر( متوفاى 423 هجرى) 4- احمد بن على سيرافى 5- ابن غضائرى، حسين بن عبيد الله و فرزندش احمد بن حسين 6- هارون بن موسى تلعكبرى و فرزندش ابو جعفر بن هارون 7- احمد بن محمد بن عمران، معروف به ابن جندى، اشاره نمود.


شاگردان‏


از جمله شاگردان نجاشى‏اند:


1- شيخ الطائفة، شيخ طوسى 2- شيخ ابو الحسن صهرشتى 3- سيد عماد الدين بن معبد حسنى مروزى‏


تأليفات‏


آنچه از كتب نوشته شده توسط نجاشى در دست است عبارتند از:


1- كتاب الجمعة و ما ورد فيه من الأعمال 2- كتاب الكوفة و ما فيها من الآثار و الفضائل 3- كتاب أنساب بني نصر بن قعين 4- كتاب مختصر الأنواء و مواضع النجوم 5- كتاب الرجال يا فهرست أسماء مصنفي الشيعة( كتاب حاضر)


وفات‏


عالم بزرگوار و نسابه توانا، احمد بن على نجاشى، پس از 78 سال زندگى پربركت در سال 450 هجرى( ده سال قبل از شيخ طوسى) در مطيرآباد، از نواحى سامراء دار فانى را وداع گفت و بسوى معبود پر كشيد.


اولين كسيكه به تاريخ و محل وفات او اشاره كرده علامه حلى( متوفاى 726 هجرى) در« خلاصه» است و قبل از او هيچ اشاره‏اى در منابع شيعه و سنى به تاريخ وفات نجاشى ديده نمى‏شود.


*شبيرى زنجانى، موسى‏


موسى شبيرى زنجانى‏


« آيت‏الله سيد موسى شبيرى زنجانى» فرزند حاج سيد احمد، در سال 1347 ق در شهر قم در بيت فقاهت و تقوى و در دامن مادرى پارسا چشم به جهان گشود. ايشان در اين بيت و تحت توجهات والد عظيم الشأنشان تربيت شده و پس از گذراندن تحصيلات ابتدائى، مقدمات و ادبيات را به پايان رساند.


وى از محضر پدر، آيت‏الله محقق داماد و آيت‏الله بروجردى دانش فقه و اصول را فرا گرفت.


پدر ايشان سالها در مدرسه فيضيه قم، اقامه نماز جماعت مى‏نمود و بسيارى از بزرگان حوزه از جمله امام خمينى( ره) در نماز وى شركت مى‏كردند.


وى يكى از افاضل و مدرسين نام‏آور حوزه علميه قم مى‏باشد كه به فضل و فضيلت مشهور و به متانت و دقت نظر موصوف هستند.


ايشان تقريرات و دروس اساتيد خود را به رشته تحرير درآورده و مطالعات متنوع و اطلاعات عميق و دقيقى دارند. ايشان تأليفات عديده‏اى در رشته‏هاى مختلف علوم دينى دارند. مطالعات رجالى اين استاد برجسته، زبانزد دانشمندان شيعه مى‏باشد. شيوه درس خارج فقه ايشان نيز تكيه بر مباحث رجالى، علاوه بر دقت در متن و دلالت روايات است.


اين عالم بزرگ، شخصاً هيچگاه علاقه‏اى به ورود به وادى مرجعيت نداشته و آمدن نام او در ليست معروف جامعه مدرسين هم سبب نشد كه او به ملزومات مرجعيت گردن نهد.


وى تنها به تدريس مشغول بوده و توانسته به عنوان يكى از مهمترين و فنى‏ترين استادان فقه حوزه علميه قم مطرح شود. مباحث هر روز وى تايپ مى‏شود و در قالب جزوه‏اى در جلسه بعد در اختيار طلاب قرار مى‏گيرد.


ايشان همچون پدر، چندان علاقه‏اى نداشته كه نامش بر سر زبانها باشد. همه اثرگذارى‏ها و فعاليت‏هاى علمى و اجتماعى‏اش را بدون سروصدا پيش برده و از رسانه‏اى شدن ابا داشته است. ترجيح داده كه زندگينامه‏اى از خود منتشر نكند و حتى انتشار رساله عمليه او نيز تابع چنين روندى بوده است. همين امر سبب شده كه او تنها در زادگاه پدرانش( زنجان) و يا بين برخى خواص مقلدانى داشته باشد.


ايشان از همان دوران حيات پدر و پابه‏پاى او در مبارزات روحانيت حضور داشت و نامش در چند اعلاميه و نامه سرگشاده مشهور عليه مقامات وقت ديده مى‏شود.


وى پس از انقلاب، ترجيح داد كه به فعاليت‏هاى حوزوى ادامه دهد و زمزمه اعلام وى به عنوان مرجع تقليد در اواخر حيات مرحوم آيت‏الله العظمى اراكى قوت گرفت. او از آذر 1373 همزمان با شش فقيه ديگر از سوى جامعه مدرسين حوزه علميه قم به عنوان مرجع تقليد معرفى شد، اما خود وى ترجيح داد روند عادى تدريس و تحقيق را ادامه دهد.


ايشان اكنون در شمار مراجع تقليد بزرگ شيعه قرار گرفته و تبحر ويژه وى در علم رجال، دقت‏هاى روايى وى و اعتقاد او به« عدم حجيت خبر واحد» او را به عنوان يكى از مراجع و فقهاى ممتاز در مكتب قم مطرح كرده است.


او اگرچه محضر علماى بزرگ نجف را نيز درك كرده است و در درس خارج خود نيز عنايت ويژه‏اى به آراى حضرات آيات حكيم و خويى دارد، اما نگاه انتقادى پررنگ او در مباحث اصولى و فقهى در كنار اعتقاد وى به« نظريه انسداد» در علم اصول فقه، عمل به فتاواى او را براى مقلدانش آسانتر كرده است.


آثار:


1- رساله توضيح المسائل.


2- المسايل الشرعية.


3- مناسك حج.


4- كتاب النكاح.


5- مناسك زائر.


6- پيدايش اصول فقه و ادوار نخستين آن.


7- علم درايه، رجال و تراجم.