کد مطلب:40965 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:322

مقدمه















نگاه اميرالمؤمنين عليه السلام به حكومت، نگاهي الهي است؛ نگاهي كه با نگاه دنيا مدارانه و قدرت محورانه به حكومت تفاوت اساسي دارد. امام علي عليه السلام جهان را آفريده حضرت حق و خدا را مالك مطلق هستي مي داند؛ خداوندي كه خلق را به حال خود رها نساخته است، بلكه زمينه هدايت و راهيابي اش را به كمال حقيقي از طريق بعثت پيامبران فراهم نموده است و اين هدايت به سوي حقيقت تحقق نمي يابد، مگر اينكه لوازم تحقق اين هدف در محيط زندگي و جامعه وجود داشته باشد.

از نگاه حضرت علي عليه السلام ساختار حكومت نه صرفا به دليل نقش آن در مديريت امور اقتصادي و اجتماعي و تأمين امنيت و آباداني و رفاه مردم، بلكه مهم تر از آن به دليل نقش حكومت در شكل گيري رفتار و اخلاق جامعه و سرشت و سرنوشت معنوي مردم، جايگاه برجسته و مهمي پيدا مي كند؛ چنان كه حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: «النّاسُ بِاُمَرائِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِابائِهِمْ؛[1] مردم به زمامدارانشان بيش از پدرانشان شباهت دارند.»

هدف و غايت حكومت در انديشه علوي، اعلاي كلمه حق و اعتلاي همه جانبه مردمان است و اين بدان معني نيست كه تأمين معاش و رفاه مردم و رشد اقتصادي جامعه به فراموشي سپرده شود، بلكه در پرتو همين عنايت، به بُعد مادي زندگي مردمان نيز پرداخته مي شود. حكومت در اين چهارچوب فكري، مردم را براي همراهي و پيروي از خود و يا تأمين خواسته هاي حكام نمي خواهد، بلكه آنان را براي خدا مي خواهد و هدف امام عادل از بسيج توده هاي مردم براي همراهي با حكومت، تحقق آرمانهاي الهي است؛ آرمان مقدسي كه محور اصلي آن اعتلاي امت است.









    1. تحف العقول، ابن شعبه حرّاني، ص 144.