کد مطلب:40971 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:313

انتخاب صالح















حضرت علي عليه السلام در سيره حكومتي خويش بسيار مراقب بودند تا افراد صالح و شايسته را براي اداره امور انتخاب كنند و كساني را كه لياقت، شايستگي و برتري بيشتري نسبت به سايرين دارند، براي انجام مسئوليت برگزينند. آن حضرت هرگز اجازه نمي دادند واليان ناشايست بر مردم حكومت كنند؛ چنان كه همه افرادي را كه عثمان بر سر كار آورده بود، از كار بركنار نمودند و افرادي را كه شايستگي كافي براي انجام مسئوليت داشتند، بر سر كار آوردند؛ زيرا آنان پست و مقام خود را يا به سبب اشرافيت و يا بازيهاي سياسي به دست آورده بودند. حتي خود معاويه را نيز كه از سران قبيله قريش بود، از كار بركنار نمودند.

ابن عباس مي گويد: «وقتي از مكه به مدينه بازگشتم، زماني بود كه مردم با علي عليه السلام بيعت كرده بودند. به منزل علي عليه السلام رفتم و ديدم مغيرة بن شعبه با حضرت خلوت كرده است. صبر كردم تا مغيره از منزل خارج شد. نزد حضرت رفتم و پرسيدم: مغيره چه مي گفت؟ حضرت فرمودند: مغيره دو بار نزد من آمد.

يك بار از من خواست تا معاويه را از كار بركنار نكنم، ولي چون نتيجه اي نگرفت، بار دوم نزد من آمد و از من خواست كه وي را بركنار كنم. ابن عباس گفت: مغيره بار اول از روي خيرخواهي از تو درخواست ابقاي معاويه را كرد و بار دوم به تو خيانت ورزيد.

حضرت فرمود: حال، چه نصيحتي داري؟ ابن عباس گفت: من نيز از تو مي خواهم كه معاويه را ابقا كني؛ زيرا اگر چنين نكني، درباره بيعت بازخواست خواهي شد و قتل عثمان را به گردن تو خواهند گذاشت و شام را بر ضد تو خواهند شوراند و از طرف ديگر، من از طلحه و زبير نيز ايمن نيستم كه بر تو نياشوبند و عراق را بر ضد تو بسيج نكنند. حضرت فرمود: اينكه گفتي: «صلاح است معاويه را ابقا كنم»؛ به خدا سوگند شك ندارم كه خيرخواهي است، اما زود گذر است و دينم مرا ملزم مي سازد كه تمام كارگزاران عثمان را بركنار سازم. اگر پذيرفتند كه به خير و صلاح خودشان است و اگر نپذيرند سر و كارشان با شمشير است.

بار ديگر ابن عباس از حضرت خواست كه چند روزي از خلافت كناره گيري كند و بعد كه اوضاع آرام شد باز گردد. چون مردم كسي بهتر از او را ندارند، باز به سراغ او خواهند رفت و دوباره با او بيعت خواهند كرد و يا اينكه معاويه را ابقا كند.

حضرت اين بار نيز نپذيرفت و فرمود حتي يك ساعت هم معاويه را ابقا نخواهد كرد.[1] .

بنابراين، آن حضرت به وظيفه سنگين و الهي خودش عمل نمود. امام نه تنها عدالت را فداي اميال و حكومت خويش نكرد، بلكه خود و حكومتش را فداي حق و عدالت كرد. حضرت علي عليه السلام در مورد انتخاب فرد شايسته براي حكومت و ويژگي او چنين مي فرمايند: «اَيُّهَا النّاسُ اِنَّ اَحقَّ النّاسِ بِهذَا الاَمرِ اَقْواهُم عَلَيْهِ، و اَعْلَمُهُمْ بِاَمْرِاللّه ِ فيهِ؛[2] اي مردم سزاوارترين كس به حكومت، قوي ترين مردم نسبت به آن و داناترين آنان به فرمان خداوند در مورد آن است.»









    1. تاريخ طبري، محمد بن جرير طبري، ج4، ص439.
    2. نهج البلاغه، خطبه 173.