کد مطلب:40980 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:266

انتقاد پذيري















اميرالمؤمنين عليه السلام به صراحت كلام حق را براي مسئولان جامعه بيان مي كرد و در عين حال تأكيد مي ورزيد كه اين سنگيني كلام حق را بايد پذيرفت؛ چراكه اگر كلام حق براي كسي سنگين باشد، عمل به آن برايش دشوارتر خواهد بود. حضرت علي عليه السلام از مردم مي خواهد كه حرف حق را در هرحال به او يادآوري كنند و او را بي نياز از مشورت و نصيحت ندانند:

«فلا تكُفّوا عَنْ مَقالَةٍ بِحَقٍّ اَوْ مَشْوَرَةٍ بِعَدْلٍ فَاِنّي لَسْتُ في نَفْسي بِفَوقِ اَنْ اُخْطِي ءَ ولا آمَنُ ذلِكَ مِنْ فِعلي الاّ اَنْ يَكْفِيَ اللّه ُ مِنْ نفسي ما هو اَمْلَكُ بِهِ مِنِّي؛[1] پس، از گفتن سخن حق يا مشورت عدالت آميز خودداري نكنيد؛ زيرا من خويشتن را مافوق آنكه اشتباه كنم نمي دانم و از آن در كارهايم ايمن نيستم، مگر اينكه خدا مرا در كار نفس كفايت كند كه از من بر آن تواناتر است.»

البته، اگرچه حضرت انتقاد خيرخواهانه را سازنده مي داند، اما هشدار مي دهد كه اين نقد و انتقاد و عيب نمايي افراد از زمامداران خويش، نبايد به مخالفت و تمرد و عدم اطاعت از حاكمان حق و عادل منجر شود؛ زيرا نتيجه مخالفت بي اساس و انتقاد مغرضانه، فساد جامعه و عدم توانايي حاكم عادل بر مديريت صحيح و رشد جامعه است؛ چنان كه فرموده است:

آفةُ الرَّعِيَّةِ مُخالَفَةُ القادَةِ[2] ؛ آفت مردم مخالفت با زمامداران است.»

حضرت با توجه به اينكه نقد سازنده مي تواند بسياري از انحرافهاي زمامداران را اصلاح كند و جامعه را به سوي ترقي و تكامل پيش برد، تأكيد فراواني بر انتقاد سازنده دارد. در سيره امام علي عليه السلام راه انتقاد و نصيحت باز بود و خود حضرت در دوران 25 ساله زمامداري خلفاي سه گانه بارها به آنها پند مي داد و نسبت به كارهاي خلافشان به شدت انتقاد مي كرد و راه خير و صلاح را به آنها نشان مي داد.









    1. نهج البلاغه، خطبه 216.
    2. غرر الحكم، آمدي، عبدالواحد، ص154.