کد مطلب:62460 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:180

توكل











توكل يكي از مباحث اساسي در مديريت اسلامي است كه در روايات نقل شده از امام علي (ع ) نيز مورد تأكيد قرار گرفته است. توكل عبارت است از: اعتماد و اتكا بر خداوند متعال در تمام كارها، تكيه بر اراده او با اعتقاد به اين كه پروردگار عالم، آفريننده سبب ها، و مسلط بر همه آن هاست؛و سبب ها با اراده او در سببيت كامل مي شوند و تأثير مي گذارند.

توكل به عنوان يكي از عوامل ارزشي، در همه مسائل مديريتي تأثير گذار است؛ولي تأثير آن در تصميم گيري، نمود و بروز بيش تري دارد.

توكل بر خداوند متعال هنگام تصميم گيري، به ويژه در مورد كارهاي مهم- كه ممكن است عواقب و پيامدهاي زيادي داشته، و باصطلاح از درجه خطر پذيري بالايي برخوردار باشد- مي تواند شخص را در اتخاذ تصميم مناسب و معقول ياري، و به انسان كمك كند كه بر اضطراب، ترس و دو دلي غلبه نمايد.

توكل، يكي از عوامل تأثيرگذار بر اراده فرد است، و هيچ ابزاري كار آمدي مانند توكل و اعتماد به خداوند متعال نمي تواند اراده او را محكم و استوار كند، و اسباب توفيق او را فراهم سازد.

امير مؤ منان علي (ع ) در يكي از سخنان خود مي فرمايد:

اصل قوة القلب التوكل علي الله؛[1] اساس قوت قلب، توكل بر خداوند است.

توكل، رمز اصلي بهره مندي انسان از امدادهاي غيبي است؛و آن گاه كه انسان در كارها بر خداوند متعال تكيه مي كند، خداوند نيز درهاي رحمت خود را به روي او مي گشايد، و امدادهاي غيبي خويش را به ياري او مي فرستد.

امام علي (ع ) مي فرمايد:

من تو كل عليه كفاه؛[2] هر كس كه بر او (خداوند متعال ) توكل كند، خداوند او را كفايت كند.

نكته مهم اين است كه توكل و اعتماد بر خداوند متعال به معناي بي اعتنايي به علل و اسباب مادي نبوده، و بدان معنا نيست كه انسان از تهيه كردن مقدمات و فراهم آوردن علل و اسباب مادي براي انجام دادن كار غفلت كرده و تصور كند كه وسايل مادي و ظاهري، در رسيدن به هدف سبيبت ندارند؛ بلكه توكل به اين معناست كه انسان توجه اصلي خويش را به خداوند متعال- كه حقيقت هستي و سبب اصلي است- معطوف كند؛ و در عين حال از ابراز مادي نيز استفاده نمايد. شاهد اين ادعا حكايت مرد اعرابي است كه شتر خود را رها كرد و گفت: به خدا توكل كردم.

پيامبر گرامي اسلام (ص ) در جواب او فرمود:

اعقلها و توكل؛زانوي شتر را ببند و (آن گاه ) توكل كن.[3] .









    1. همان، حديث 3082.
    2. نهج البلاغه، خطبه 90.
    3. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ج 71، ص 138.