کد مطلب:62464 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:149

پرهيز از شتابزدگي و سستي











انجام دادن كارها خصوصا كارهاي كلان و زيربنايي، نيازمند وجود مقدمات و زمينه سازي متناسب است؛به طوري كه اگر مقدمات و زمينه هاي لازم به وجود نيامده باشد، نمي توان به آن كار اقدام كرد؛ و در صورت اقدام نيز معمولا نمي توان به نتيجه مطلوب رسيد. انجام دادن كارها پيش از فراهم آوردن مقدمات لازم و قبل از زمينه سازي، معقول و منطقي نبوده و بعيد نيست كه فرد يا سازمان را با مشكلات بسياري روبه رو سازد، و خسارات فراواني به وجود آورد.

همان گونه كه شتابزدگي در كارها مطلوب نيست، و براي نظام مديريتي مشكل آفرين است، سستي و كوتاهي در كارها نيز مطلوب نبوده و چه بسا فرصت ها و امكانات را به هدر دهد و خسارات بسياري به جاي گذارد. بنابراين، مديران بايد هم از شتابزدگي و عجله بپرهيزند و قبل از فراهم شدن مقدمات و اسباب لازم، به انجام دادن كاري اقدام نكنند، و هم به هنگام آماده شدن زمينه ها و مقدمات، سستي نكنند و فرصت را از دست ندهند.

امام علي (ع ) اين مسأله را به مالك اشتر تذكر داده و مي فرمايد:

اياك و العجلة بالأمور قبل أوانها و التسقط فيها عند امكانها، او اللجاجة فيها اذا تنكرت او الوهن عنها اذا استوضحت، فضع كل أمر موضعه و أوقع كل أمر موقعه؛[1] بپرهيز از شتاب در انجام دادن كارها قبل از رسيدن وقتشان؛و سستي و اهمال در كارها آن گاه كه انجام دادن كاري ممكن است؛و از لجاجت در اموري كه مبهم است؛و ضعف و سستي در اموري كه روشن است. پس هر كاري را در جاي خودش قرار بده، و هر كاري را در وقت خود انجام ده.

بهره مندي از عقل، و خردمندي اقتضا مي كند كه انسان هيچ كاري را شتابزده و نسنجيده انجام ندهد. بنابراين، مديران عاقل و خردمند هرگز نسنجيده عمل نمي كنند و گرفتار شتابزدگي در عمل نمي شوند؛ چرا كه مي دانند لازمه مديريت صحيح و منطقي، اين است كه قبل از انجام دادن هر كار جوانب و زواياي مختلف آن به درستي تبيين و بررسي گردد، تا كارها به صورت ناپخته و نادرست انجام نگيرد؛ زيرا كارهاي شتابزده و ناپخته، به ويژه در كارهاي مديريتي، مي تواند به شدت آسيب زا باشد، و مشكلات و خسارت هاي بسياري به وجود آورد.

البته همان گونه كه از عجله و شتابزدگي در كارها بايد اجتناب كرد، از سستي و اهمال در انجام دادن آنها نيز بايد پرهيز نمود؛ چرا كه سستي و تأخير موجب از دست رفتن فرصت مي شود، و بازگشت فرصت نيز يا ممكن نيست و يا بسيار مشكل است.









    1. نهج البلاغه، نامه 53.